دانلود پایان نامه

سوي زنان متمرکز شده است. اين امر به دليل سلطه مردان بر علوم است که باعث مي شود دانشمندان به مشکلاتي بپردازند که با پيشداوري مردانه انتخاب و تعريف شده اند. از نظر آنها” قوانين مربوط به جلوگيري از آبستني و سقط جنين يکي از رشته هاي پيوند با نهاد مادري است يعني اعمال فشار بر زنان با ابزار قانوني و فرا قانوني و در قرن بيستم جلوگيري از آبستني بيش از آنکه بصورت ابزاري براي آزاد سازي زنان مطرح شود به منظور کنترل رشد جمعيت مورد تاکيد قرار گرفت. با اينحال همواره مسئوليت پيشگيري بر عهده زنان بود”(مشيرزاده،1382،ص75).
در ميان نظريه هاي فوق از نظريه آزادي اراده و نظريه هاي فمينيستي مبتني بر کنترل بربدن براي تبيين يافته هاي تحقيق که طي مصاحبه هاي عميق بدست مي آيد استفاده مي شود تا به شناخت جديدي از پديده سقط جنين هاي ارادي زنان نائل شويم .

1-3- روش شناسي
در اين پايان نامه از روش کيفي براي توصيف تجربه سقط جنين هاي ارادي زنان استفاده شده است. با توجه به آنکه اطلاعات بسيار کمي از داده هاي کمي مانند داده هايDHS ( سيماي سلامت خانواده و جمعيت) در توصيف سقط جنين هاي ارادي بدست مي آيد به کمک يکي از روش هاي تحقيق کيفي يعني پژوهش پديدار شناسانه، محقق سعي مي کند به توصيف سقط جنين هاي ارادي با استفاده از ابزار مصاحبه با کساني که تجربه اين مساله را دارند بپردازد. در مصاحبه عميق سعي در مطالعه اي ژرفانگر و توصيفي از سقط جنين هاي ارادي زنان مي شود.
درروش تحقيق کيفي مانند ساير روشهاي تحقيق، بر ماهيت فعال انسان تاکيد مي شود. وقتي محقق انسان را کنشگري فعال و هوشيار بداند که قادر است بر ساخت هاي اجتماعي بيروني و نيز حالات ذهني و دروني خود مسلط شود و اعتقاد داشته باشد دنياي اجتماعي و همچنين ساختارهاي اجتماعي از طريق کنش انساني شکل مي گيرد، در نتيجه به فرايندهاي ذهني-اجتماعي بعنوان يک مفهوم محوري مي نگرد. چنين ديدگاهي براي نگرش افرادي که مورد تحقيق قرار مي گيرند ارزش خاصي قائل مي شود. به همين دليل محقق مي کوشد تا با ايجاد رابطه اي متقابل و با حوصله تمام، لايه هاي سطحي و تصنعي را از روي رفتارهاي گفتاري و غير گفتاري آنها کنار بزند و دريابد که واقعا چگونه مي انديشند و به اين ترتيب ابزار جمع آوري اطلاعات نيز در همين راستا معين ميگردد (ذکايي،1381،ص 43).

2-3- فنون جمع آوري داده
داده هاي کيفي از نظر مييريام (2001)، چيزي بيش از بسته هاي منظم و قطعات اطلاعات دريافت شده از محيط نيست. داده هاي کيفي شامل جملات مستقيم از مردم درباره تجربه ها، ديدگاهها، احساسات و مشاهده و اسناد جمع آوري مي شود. مهمترين فنوني که نويسندگان مختلف به آنها اشاره کرده اند، عبارتند از : مصاحبه هاي عميق ساختار يافته، نيمه ساختار يافته و غير ساختار يافته و مشاهده .در زير فنوني که در اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفته است تشريح مي شود:
1-2-3-مصاحبه عميق(جامع)
در ميان فنون جمع آوري داده ها در تحقيقات کيفي مصاحبه عمومي ترين شکل جمع آوري داده‏ها در تحقيقات کيفي است که اغلب منبع اصلي مورد نياز در داده هاي کيفي براي فهم پديده هاي مورد مطالعه است. در تحقيق حاضر براي جمع آوري اطلاعات از ابزار مصاحبه عميق استفاده شده است.
در مصاحبه جامع پژوهشگر براي کشف مقصود مورد پژوهش در پي چند موضوع اصلي بر مي آيد، ضمن آنکه به چارچوب و ساختار عقايد پاسخ دهنده احترام مي گذارد. در واقع اين پايه و اساس روش تحقيق کيفي را تعيين مي کند، يعني ديدگاهي که افراد يا جامعه مورد تحقيق درباره پديده مورد نظر دارند بايد نشان دهنده ديدگاه آنان باشد نه ديدگاه پژوهشگر. مهمترين جنبه مصاحبه مبتني بر نگرش پذيرش است يعني اطلاعاتي که فرد يا جامعه مورد تحقيق به پژوهشگر مي دهد ارزشمند ومفيد تلقي مي شود(مارشال،راس من،1998،ص112).
در مصاحبه عميق ديدگاههاي شخصي عنصري معتبر و شايد حتي عنصر اساسي هر نوع تلاش منظم براي شناخت جهان است. هدف اين تحقيق به ميدان آوردن زنان است. پي بردن به اينکه چه چيزي ناديده گرفته شده است و آشکار کردن اختلاف زندگي واقعي زنان و مکانيسم هايي که بسياري از اين زندگي ها را نامرئي ساخته است. يکي از روشهاي کليدي اين کار شامل کار روي اظهارات زنان بوسيله روشي چون مصاحبه عميق است. هدف تعهد به درک زنان و مسائل مورد توجه آنهاست(دي والت،1995،ص36).

2-2-3- استراتژيهايي براي مصاحبه و تحليل گفت و شنود از ديد زنان
در ديدگاه اسميت13 درک از معناي گفت و شنود بعنوان زن مبتني بر مفهوم ديدگاه زنان است، اين رويکرد متضمن آن نيست که همه زنان ديدگاه يا موضع واحد مشترکي دارند بلکه تاکيد بر اهميت دنبال کردن استلزامات موقعيت هاي متفاوت زنان و ديگران در فعاليت هايي است که بطور اجتماعي نظم يافته اند(دي والت،1995ص 72).
از ديد اسميت به جاي تکيه بر مفهوم از پيش تعيين شده ما به توصيفي که زنان از يک پديده ارائه مي دهند، تکيه مي کنيم. داروتي اسميت معتقد است وقتي مصاحبه بدين صورت باشد، در مي يابيم که در گفتگو پاي سازمان اجتماعي در ميان است و مي توانيم گفت و گو را براي سرنخ هاي روابط اجتماعي بکاويم(همان،ص80). اسپندر درباره ويژگيهاي گفت وگوي زنان بر اهميت گوش کردن تاکيد دارد و زنان براي درک همديگر با هم بهتر کنار مي آيند و اين نقطه نظرات براي مصاحبه زن با زن مناسبت دارد، وقتي که زن با زن مصاحبه مي کند هم پژوهشگر و هم مصاحبه شونده بر اساس درکشان از مصاحبه
عمل مي کند و هر دو از قواعد قرين با نقش هاي مربوط به خود تبعيت مي کند و براي استفاده از مصاحبه بعنوان شيوه پژوهش آمادگي بهتري دارند و در پروژه معناسازي با همديگر همکاري مي کنند. زبان با وجود آنکه مانعي بر سر راه بيان زنان است منبعي است که بايد بکار گرفت. براي اکثر زنان کاملا سخت تر از مردان است که در معرض گفت و گو قرار گيرند و اين امر هم در مورد زناني که موضوع پژوهش ما هستند صدق مي کند و هم در مورد خود ما پژوهشگران در جائي که درباره کارمان مي نويسيم و صحبت مي کنيم(همان،ص75).
از آنجا که روش مورد استفاده دراين تحقيق، روش پديدارشناسانه است و گستره جمع آوري اطلاعات در آن استفاده از مصاحبه مي باشد، بنابراين لازم است که به توضيح روش پديدار شناسي بپردازيم.
3-3-مطالعه پديدارشناسانه
يکي از طبقات پارادايم تفسيري، پديدار شناسي است که توجه اصلي آن شناخت تجربه ذهني افراد است. تاکيد اين پارادايم بر اين است که جهان اجتماعي چيزي بيش از ساخته ذهني يکايک انسانها نيست که از طريق ايجاد و بکارگيري زبان مشترک و تعاملات زندگي روزمره ممکن است يک جهان اجتماعي را با معناي مشترک ميان ذهني ايجاد کنند و تداوم بخشد (بوريل و مورگان، 1383، ص 351).
پژوهش پديدارشناسانه تجربه دروني و کيفي است که مکمل روش سنتي و کمّي نگر است. پديدار شناسي ريشه در نهضت فلسفي دارد که ادموند هوسرل آن را آغاز کرد. او بر اين باور بود که نقطه شروع دانش تجربه دروني فرد از پديده هاست که عبارت از: احساسها، ادراکها و تصورهايي که به هنگام متمرکز کردن توجه بر يک شي در آگاهي14 آشکار مي شود (گال و بورگ و گال، 1383،صص 1048-1047).
پژوهش پديدارشناختي معناي تجربيات زيسته15 چندين نفر از يک مفهوم يا پديدار را شرح مي دهد. پديدارشناس ساختارهاي آگاهي در تجربيات آدمي را شرح مي دهد ( کرسول،1998،ص29).
خلاصه اي از مهمترين مسائل اجرائي که در پديدار شناسي با آنها مواجهيم، عبارتند از:
– اپوخه: مفهومي محوري که طي آن محقق براي فهم پديده مورد بررسي خود بر اساس گفته هاي منابع اطلاعاتي اش،آراء از پيش پذيرفته خود را در پرانتز مي گذارد.
– محقق سوالات تحقيقي خود را تدوين مي کند که معناي آن تجربه براي افراد مورد بررسي را مي کاود و از آنها مي خواهد که تجربه هاي زيسته روزمره شان را شرح دهند.
– سپس محقق اقدام به جمع آوري داده ها از افرادي که پديده مورد بررسي را تجربه کرده اند، مي کند. اين اطلاعات نوعا از طريق مصاحبه با افراد بدست مي آيد. به هنگام مطالعه گزارش تحقيق بايد اين احساس به خواننده دست بدهد که حالا بهتر مي فهمم که داشتن چنين تجربه اي يعني چه؟(همان،ص32-33).
از نظر موستاکاس(1994)، تعيين حقيقت پديده ها با ادراک و فهم پديده ها آغاز مي شود. ابتدا محقق بايد به معنايي که تجربه مورد نظر براي خود او دارد بيانديشد، سپس بايد به سراغ ديگران برود،کساني که مورد مصاحبه قرار گرفته اند و اعتبار ميان ذهني را تعيين کند، آزمون اين فهم با فهم ديگران از طريق يک تعامل اجتماعي رفت و برگشتي ممکن است(همان،ص119).
بر اساس مطالعات داکوسنه16 تعيين اينکه يک تجربه چه معنايي براي فردي که آن را تجربه کرده و قادر به توصيف کامل آن است، از توصيفات منفرد، معاني عام يا کلي يا به عبارت ديگر جوهر ساختار آن تجربه،ساخته مي شود(کرسول،1998 ص 31).
تمامي مطالعات کيفي متاثر از پيش فرض فلسفي اند. علاوه بر اين پيش فرض ها ممکن است که محقق از ديدگاههايي ايدئولوژيکي براي نشان دادن ضرورت توجه به نيازهاي مردم و عمل اجتماعي استفاده کند . مثلا براي زنان که با مسائل جنسيتي روبرو هستند رويکرد فمينيستي اتخاذ کند. اين دغدغه ها ممکن است بازتابي باشد از احساس نيازي صادقانه به ترويج عمل اجتماعي،به گوش رساندن صداي انسانهاي ستم ديده و به حاشيه رانده شده، کندوکاو در مسائل جنسيتي که به سلطه ستم بر زنان منجر شده است يا ايجاد تغيير کلي در جامعه، استفاده از اين ديدگاهها مي تواند براي مطالعه گروههاي خاص چون اقليت هاي به حاشيه رانده شده،گروههاي تحت ستم و يا مردم کوچه و خيابان که صدايشان به جايي نمي رسد، ايده ال باشد(کرسول،1998،ص53).
به عقيده استوارت(1994) ضروري است که محققان بدنبال چيزهايي باشند که در نوشته ها ناديده گرفته شده و به مطالعه زندگي و مسائل زنان بپردازند. مسائلي چون،هويت فردي، نقش هاي جنسي، فعاليت به نفع سقط جنين و شيوه مبارزه زنان با کاهش ارزش اجتماعي شان و بي قدرتي در خانواده است و اهميت مطالعه رابطه قدرت و موقعيت اجتماعي فرد و چگونگي تاثيرگذاري آنها بر زنان را مورد تاکيد قرار مي دهد(همان،صص 59-58).
موضوع غالب در نوشته هاي فمينيستي سلطه است البته نه واسطه اي، بلکه سلطه جنسيتي در جامعه پدر سالار. محققان فمينيست جنسيت را بنيادي ترين اصل سازمان بخش و تعيين کننده شرايط زندگي شان مي دانند. فمينيست ها سولاتي را مطرح مي کنند که به محوريت جنسيت در شکل گرفتن آگاهي‏ها17مربوط مي شود. هدف تحقيق ايدئولوژيک اصلاح رويت ناپذيري تجربه زنانه به نحوي است که به نابرابري زنان خاتمه دهد. پديدارشناسي پيش از هر تفسير و نظريه مبني بر اين فرض است که تجربيات بشري براي صاحبانش معنايي دارند و فهم عينيت18 به واسطه تجربه ذهني ميسر مي شود. ضمن آنکه خصايص ويژگيهاي يک تجربه ساختاري و ذاتي آنند و ساخته و پرداخته يک ناظر بيروني نيست. در اين تحقيق محقق در جستجوي آنست که اعتقاد آدمي را به وجود جهان واقعي از ديدگاه خودش يعني از ديدگاه تامل پديده شنا
سي براي درک معناي آن بررسي و تحليل کند. براي آگاهي از يک تجربه مثلا تجربه سقط جنين زنان، ادراک آن در درون يک ميدان ادراکي، رابطه آگاهي با مدرکانش براي کليه صور آگاهي، يعني يادآوريها و تخيل ها و خاطرات و …نيز صادق است. در مورد موضوعات فقط يک نحوه برگشتن به سوي آنها وجود دارد که همان ادراک آنهاست يعني بازگشت به آنها که في نفسه همان مشاهده و ادراک آنهاست. در اين ميان محقق داوري در مورد اينکه چه چيزي واقعي است( نگرش طبيعي)، تا زماني که بر شالودهاي مطمئن تري استوار نشده به حالت تعليق در مي آورد. درک رفتارهاي ديگران توسط بدن و رفتارهاي ارگانيسم او که در جهان خارجي صورت مي‏گيرد با روش پديدارشناسي ممکن است. در ديدگاه فمينيستي کنترل بر بدن، زنان به عنوان مالک خصوصي بدن خود نگريسته مي شوند که تصميمات باروري و غيره، بر بدن خود را بعهده دارند و در ديدگاه پديدار شناسي به تقويم بدن اشاره مي شود: اينکه در ميان اجسام طبيعت آنچه اختصاصا متعلق به فرد است و با دسته اي از ادراکات برخورد مي کند که آشکارا تحت کنترل بي واسطه من قرار مي گيرد نه فقط جسم که انداموار يا بدن است و معني پديده شناسي آن اينست که يگانه جسمي است که بي واسطه بر آن و اندام هايش تسلط دارد و بدن از همه چيز به فرد براي احساس و ادراک نزديک تر است. در نتيجه درک رفتارهاي ديگران توسط بدن و رفتارهاي ارگانيسم او که در جهان خارجي صورت مي گيرد ممکن مي شود و واقعيت يک عين به شکل تفکيک ناپذيري به آگاهي فرد نسبت به آن مربوط مي شود. در تحقيق حاضر با شناخت واقعيات تجربه زنان از سقط جنين ديدگاه زنان در تصميم گيري هايشان راجع به بدنشان در رابطه با سقط جنين مشخص مي شود و ابعاد پنهان و به حاشيه رانده شده سقط جنين زنان آشکار مي شود.

4-3- جامعه آماري و نمونه مورد بررسي
در اين تحقيق جامعه آماري مورد نظر را بصورت هدفمند از ميان زنان شوهرداري که تجربه سقط جنين ارادي داشته اند و در تهران ساکن بوده اند، انتخاب کرديم و براساس ميزان سن، تحصيلات و نوع طبقه درآمدي ، نمونه ما از تيپ هاي متفاوت برخوردارمي باشد. متغيرها به تفکيک گروههاي درآمدي ارائه شده اند تا تفاوت زنان در طبقات درآمدي مختلف مشخص شود چرا که سقط جنين هاي ناايمن معضلي طبقاتي محسوب مي شود. نمونه تحقيق نيز 26 نفر از زناني مي باشند که 20 نفر از آنان بطور تصادفي و 6 نفر نيز با روش گلوله برفي19 انتخاب شده اند. نمونه تصادفي شامل زناني است که به يک مطب مامايي و مرکز بهداشت اميرالمومنين شهرستان رباط کريم از توابع استان تهران وبيمارستانهاي شريعتي و امام خميني و هدايت تهران در زمان مصاحبه( طي ماههاي مهر، آبان و آذر 1385)، مورد مصاحبه قرار گرفته و طي تحقيق و پرسش از آنها مشخص شده که سابقه سقط ارادي داشته اند. نمونه هايي که با روش گلوله برفي انتخاب شده اند شامل تعدادي از زنان ساکن تهران مي باشد که سابقه سقط ارادي داشته اند و محقق طي تحقيق و پرس و جو ، موفق به مصاحبه با آنان شده است.

5-3- متغير هاي مورد بررسي
در تحقيق حاضر به دنبال پاسخگويي به سوالات زير مي باشيم:
1- سوالات زمينه اي
– سن
– محل تولد
– محل سکونت
– سطح تحصيلات
– مذهب: مذهبي بودن( رعايت حجاب اسلامي، خواندن نماز روزانه، گرفتن روزه ماه رمضان)، مذهبي نبودن.
– تعداد فرزند و جنسيت شان
– وضعيت اشتغال
– در صورت شاغل


دیدگاهتان را بنویسید