مایر و سالووی هوش هیجانی را توانایی ارزیابی ، بیان و تنظیم هیجانات خود و دیگران و استفاده کارآمد از آنها می دانند.آنها متعقدند : مردم به روش های مختلف با احساسات و هیجانات خود کنار می آیند که از آن جمله می توان به گونه های ذیل اشاره کرد:

الف)خودآگاه:

اینگونه افراد از خلق و خو و روحیات خویش آگاه هستند و وقوف کاملی به زندگی احساسی خود دارند.اندیشه آنها در اداره کردن احساسات به آنها یاری می رساند.

ب)در خود فرو رفته:

اشخاصی هستند که اغلب اوقات گرفتار احساسات شده و راه گریزی از آن نمی یابند.افرادی ناپایدار که آگاهی چندانی از هیجانات خود ندارند و بی هیچ دورنمایی در احساسات خود غرق می شوند.

ج)تسلیم شده :

این افراد در عین حال که در اغلب اوقات به احساسات خود آگاهند اما باز هم تمایل دارند همان روحیات را بپذیرند و به همین دلیل درصدد تغییر آنها بر نمی آیند.پیتر سالووی (۱۹۹۰) ضمن ابداع اصطلاح (سواد هیجانی) در این مورد به پنج حیطه اشاره  می کند:

۱-خودآگاهی:

آگاهی از خویشتن ، توان خودنگری و تشخیص احساسات خود ، به همان گونه ای که وجود دارد.

پایان نامه تاثیر هوش عاطفی بر عملکرد شغلی کارکنان 

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

۲-اداره هیجان:

کنترل هیجانات ، کنترل احساسات به روش مطلوب و تشخیص منشا این احساسات و یافتن راه های اداره و کنترل ترسها ، هیجانات و عصبانیتها.

۳-خودانگیزی:

جهت دادن و هدایت هیجانات به سمت و سوی هدف ، خویشتن داری هیجانی و به تاخیر انداختن خواسته ها .

۴-هم حسی:

حساسیت نسبت به علایق و احساسات دیگران و تحمل دیدگاه های آنها و بها دادن به تفاوتهای موجود بین مردم در رابطه با احساسات خود نسبت به اشیا و امور.

۵-تنظیم روابط:

اداره هیجانات دیگران و برخورداری از کفایتهای اجتماعی و مهارتهای اجتماعی.