دانلود پایان نامه

باشد. در قانون مجازات کيفري ايران که بر اساس موازين اسلامي شکل گرفته است سقط جنين به عنوان جرائم کوچک تر و آسيب و صدمه بدني که بوسيله پرداخت خون بها و غرامتي قابل مجازات است، رده بندي شده است (سازمان ملل، 2002،ص63).
مواري که بايد تاوان پرداخته شود به مراحلي از حاملگي که در آن سقط انجام مي گيرد بستگي دارد که بر طبق ماده 487 قانون مجازات اسلامي بصورت زير مي باشد:
-ديه نطفه که در رحم مستقر شده ،20 دينار
-ديه علقه که خون بسته است ، 40 دينار
-ديه مضفه که بصورت گوشت در آمده ، 60 دينار
-ديه جنين در مرحله اي که بصورت استخوان در آمده ، 80 دينار
-ديه جنين که گوشت و استخوان بندي آن تمام شده و هنوز روح در آن پيدا نشده ، 100 دينار
تبصره:در مراحل فوق هيچ فرقي بين دختر وپسر نمي باشد.
-ديه جنين که روح در آن پيدا شده اگر پسر باشد ديه کامل، و اگر دختر باشد نصف ديه کامل و اگر مشتبه باشد سه ربع ديه کامل خواهد بود(شکري،1381،ص379).
در ميان زنان نمونه مورد مطالعه ما تعدادي از زنان نگرشهاي جديد و متفاوتي به مذهب داشتند يکي از زنان با آنکه اعتقادي به رعايت حجاب نداشت در عين حال نماز مي خواند و روزه مي گرفت و انجام سقط را تا موقعي که روح در جنين شکل نگرفته بود ترجيح مي داد بخاطر آنکه گناه کمتري برايش قائل بود.
ديدگاه اين زن در مورد مذهب و ارتباط سقط جنين با آن اين بود:
((مي دونم که گناهه، شنيدم بچه تا روح نداشته باشه گناهش کمتره، من زياد مذهبي نيستم حجاب ندارم اما نماز مي خوانم و روزه مي گيرم اون چيزي که راجع به اين موضوع شنيدم چيزي که عرفه، اينکه آدم نبايد اين کار رو بکنه حالا که شد حداقل در کمترين زمان بعد از اينکه متوجه ميشه اين کار رو بکنه که حداقل گناهش کمتر بشه و اون بچه نشه و روح تو بدنش نياد شايد بعد از يک ماه جنين، روح به بدنش بياد شايدم از همون لحظه اول روح وجود داشته باشه اطلاعات من کامل و کافي نيست هر چي ماه پايين تر باشه بهتره، زني که4ماهه بچه اش رو سقط ميکنه اگه ميخواد به حساب اختلاف با شوهرش يا شرايط بد مادي بگذاره قبل از اون 4 ماه هم تمام اين شرايط را داشته، نمي تونه بگه تو اين 4 ماه يکهو شوهرم ورشکست شد و يا شوهرم يکي ديگه شده))( زن 25 ساله، ديپلم، طبقه درآمدي بالا).
اين زن در مورد ديدگاه مذهبي پزشکي که جنينش را سقط کرده بود مي گويد:
((دکترم قسمم داد به همين ماه و امام حسين که تو واقعا متاهل هستي و اين بچه مال شوهرت هست؟ چون از اين دروغا خيلي ميگن و بخاطر اينکه اين کار تو تخصص من نيست همه رو به خودشون واگذار مي کنم، او گفت: چون جنينت زير دو ماهه و روح نداره اينکار رو انجام مي دم اگه جنينت روح داشت امکان نداشت اين کار رو بکنم حتي اگه بجاي 400000 تومان، 4 ميليون هم مي داديد اين کار رو نمي کردم و اين حرف دکتر براي من قوت قلب بود نيازي نداشت بمن دروغ بگويد آنقدر مراجعه کننده داشت که به پول من نيازي نداشت و اين بمن خيلي کمک کرد)).

از نظر زن 25 ساله اي که نگاهش به سقط جنين نگاه غير مذهبي اي بوده، مذهب مهمترين مانع انجام سقط جنين هاي ارادي است. اين زن در مورد تاثير مذهب بر سقط جنين ارادي زنان مي گويد:
((اگر من آدم 100% مذهبي بودم اين کار رو نمي کردم به نظر من مذهب مهمترين مانع براي سقط جنين است چون بطور آشکارا سقط جنين را حرام اعلام کرده و قتل نفس مي دونه من اگه مي خواستم با ديدگاه مذهبي به اين قضيه نگاه کنم مسلما اين کار رو نمي کردم من ديدگاهم به اين مساله کاملا غير مذهبي، از نظر شرعي سقط جنين قتل نفس محسوب مي شه و از هر ماه به بعد ديه خاصي داره و از چند ماهگي هم ديه سنگين داره اما نگاه من به اون اينطوري نبود))( زن 25 ساله، ليسانس، طبقه درآمدي متوسط).
در مقابل زني که ديدگاه کاملا مذهبي داشته، مشکلات اقتصادي را در توجيه عملش برجسته
مي کند و معتقد است که چون خدا از وضعيت بد اقتصادي اش با خبر است او را مي بخشد:
((ميگفتم خدايا تو که ميدوني وضع من چه جوري و بخاطر چي اينو سقط ميکنم، مي دونستم گناهه، بين خودم و خداي خودم ميگفتم بچه ام کفش ميخواد من نمي تونم اوني که مي خواد بخرم ،يا وقتي دختر 13 ساله ام مانتويي رو که همکلاسيش که وضع مالي خوبي دارن از من مي خواد و يا تو مدرسه مي بينم بچه هاي من از بچه هاي ديگه کم پوشيدن ميگم خدايا اون خوبه يا اينکه هنوز بدنيا نيامده اينکار رو بکنم اما بين خودم و خداي خودم مي گفتم درسته که قتل، اما خدام منو ميبخشه))( زن 30 ساله، چهارم نهضت، طبقه درآمدي پايين).
يکي از زنها با آنکه خود را کاملا مذهبي معرفي مي کند و انجام سقط جنين را گناه مي داند و عقايد و دلايلي براي گناه بودن آن عنوان مي کند هنگامي که با حاملگي ناخواسته مواجه مي شود اقدام به سقط مي کند:
((اون موقع چشمم هيچي از مذهبو نمي ديد با اينکه کاملا مي دونستم گناه داره، قديمي ها مي گن هفت نسل اون بچه رو از بين بردين هفت جد اون بچه خرتونو تو اون دنيا مي گيره اين چيزها رو مي دونستم حتي فيلمي ديده بودم که سقط گناه داره، زن داداشم که سقط کرده بود ديه اش رو داد اما من ندادم))( زن 33 ساله، اول راهنمايي، طبقه درآمدي بالا).
ديدگاه زير مربوط به زني است که هزينه خانواده بر عهده اوست از نظر اين زن مذهب دروغ مصلحتي را مجاز مي داند و مي توان سقط مصلحتي هم انجام داد نظر اين زن اينست:
((تمام تاثير رو مذهب مي ذاره مذهب مي گه نکنين، تو مذهب ما دروغ مصلحتي گناه نيست من با يه شوهر ورشکسته نمي تونستم همه خرج و مخار
ج به عهده من بود))( زن 36 ساله، سوم راهنمايي، طبقه درآمدي متوسط).
اين زن بعد از انجام کورتاژ براي دفع تکه هاي باقي مانده جنين از بدنش به ائمه و بزرگان متوسل مي شود:
((خيلي نذر و نياز کردم، براي سلامتي امام زمان، شادي روح حضرت ابوالفضل صلوات نذر کردم چون آرايشگرم نذر کردم تا چند مدت هر چي مشتري اومد مجاني براشون کار کنم. مي گفتم خدايا هدفم قتل نيست آدم يه موجود زنده رو نمي تونه بکشه و خدا با من بود چون هر کي سقط کرده همه جوره ضرر کرده اما خدا کمکم کرد. پايان ماه محرم نذر کردم گفتم خدايا چرا اينجوري ام يه عدس پلو با بهترين برنج نذر ميکنم تا خوب بشم دوباره رفتم سنوگرافي ديدم نيست)).
زن ديگري در مورد دادن ديه جنين سقط شده اينچنين مي گويد:
((مي دونم که سقط گناهه، اما زير يه ماه ديه نداره اما بالاي يه ماه بايد ديه بدن قبلا از روضه هايي که رفتم شنيده بودم اعتقاد به ديه دارم اما براي من چيزي نبود احساس مي کردم يه لخته خوني بود که تو رحم من جمع شده بود و بچه اي نبود))( زن 38 ساله، سيکل، طبقه درآمدي متوسط).

يکي از زنان در مورد نگاه مذهبي اش به سقط جنين مي گويد:
((معتقدم نگاه مذهب به سقط نگاه بدي بوده، چون نگاه مذهبي داشتم مي گفتم تا قبل از اينکه روح دميده باشه مي شه سقط کرد جنين من 5/2 سانت بود و يه لخته خون بود و نمي خواستم بچه اي رو که دست و پا داره رو سقط کنم اصلا دچار عذاب وجدان و کاووس نبودم چون يه بچه ناقص عذابش خيلي بيشتره))( زن 31 ساله، فوق ليسانس، طبقه درآمدي بالا).
يکي از زنان معتقد بود که سقط جنين و وسائل جلوگيري از بارداري مانند آيودي يک کارکرد را دارند و انجام سقط جنين را گناه نمي دانست، اين زن مي گويد:
((من ديدم به مذهب طوريه که محدود شدن رو قبول ندارم مي گفتم يه تخمه، مي گفتن گناهه، اما زياد برام مهم نبود مي گم نه گناه و قتل نيست خوب آيودي گذاشتن هم کارش همينه از لانه گزيني جلوگيري مي کنه سقط هم اينه که نمي زاري اون به مرحله رشد برسه)) ( زن 39 ساله، فوق ديپلم مامايي، طبقه درآمدي بالا).
بعضي مواقع زنان براي کسب اطلاعات شرعي سقط به افراد مذهبي مراجعه مي کنند مورد زير زني است که با مراجعه به يکي از روحانيون مشکلاتي را که ممکن بود جنينش با آن مواجه شود( دلايل پزشکي) را دليل اضطرارتصميم سقط جنينش عنوان مي کند اين زن مي گويد:
((من بخاطر دليل موجه اينکار رو انجام دادم من با يه آقاي روحاني مشورت کردم که اگه آدم بخواد يه بچه بياره که ناقص باشه، بخواد سقط کنه حکمش چيه؟ اون آقا گفت بايد با تشخيص پزشک معلوم بشه بچه ناقصه، و بعد بايد کفاره بچه داده بشه، البته اين مشکل که ممکن بود بچه من داشته باشه تا 4_3 ماه معلوم نمي شد و من بايد صبر مي کردم تا 4_3 ماه ديگه تا ببينم بچه ام سالم هست يا نه اما من نمي خواستم بچه ام 4_3 ماهه بشه بعد سقط کنم))( زن 34 ساله، سوم دبيرستان، طبقه درآمدي پايين).

زن ديگري که به دلايل اختلافات خانوادگي جنينش را سقط کرده چون قصد جدايي از همسرش را دارد از سقط جنينش احساس گناه نمي کند اين زن مي گويد:
((من فکر مي کنم براي زني مثل من که راه چاره اي جز طلاق نداره سقط جنين هيچ گناهي ندارد چون شوهرم يه بچه را هم که سرگردان کرده و بي مادر با خودش به شهرش برده، بچه ديگر را مي خواستم چکار؟احساس گناه نمي کنم چون خودم را زياد مقصر نمي دانم))( زن 25 ساله، پنجم ابتدايي، طبقه درآمدي متوسط).
يکي از عوامل مهمي که مي تواند بر باروري تاثير بگذارد مذهب است. علي الاصول مذاهب و اديان الهي تاکيد بر تکثير زاد و ولد داشته اند. در دين اسلام در جاهايي به داشتن فرزند نيرومند سفارش کرده و از سقط جنين جلوگيري بعمل آورده و از طرفي فاصله گذاري بين زايمانها را تاکيد کرده و به تربيت و آموزش فرزندان توجه خاص داشته است. فرض بر اين بوده که هر چه زنان مذهبي تر باشند مخالفت بيشتري با انجام سقط جنين داشته باشند و در تصميم خود مردد باشند. همانگونه که از صحبت هاي زنان مورد مصاحبه بر مي آيد زنان طبقه پايين که خود را مذهبي تر مي دانستند احساس گناه بيشتري داشتند و اکثر آنان سقط جنين را قتل نفس مي دانستند. اما در برابر وضعيت هاي دشوار زندگي بدان اقدام کردند. زنان طبقات متوسط و بالا نيز سقط جنين را تا مرحله خاصي از زندگي جنيني گناه نمي دانستند.

6-3-4-نقش زن در فرايند تصميم گيري سقط جنين
انتخاب سقط جنين بعنوان کنترل زنان بر بدنشان حقي است که برخي از فمنيست ها از آن بعنوان بخشي از حقوق زنان ياد مي کنند کنترل بر بدن زنان يعني اختيار تن خود را داشتن و تصميم گيرنده بودن در زمينه توليد مثل، چرا که توليد مثل بيشترين تاثير را بر زنان دارد.
در نمونه مورد بررسي ما در ميان زنان طبقه درآمدي پايين اکثر پاسخگويان بيان کردند که تصميم سقط شان تصميمي بوده که با مشارکت زن و مرد انجام گرفته و در 2 مورد فقط زن تصميم گيرنده سقط بوده است که در 1 مورد زن مساله حاملگي خود را از همسرش پنهان کرده بود. دلايل زناني که با همسر خود در تصميم گيري مشارکت داشتند بيشتر ناشي از اين نگاه سنتي بود که چون مرد نان آور خانواده است و مسئوليت خانواده به عهده مرد است، زن حتما بايد مرد را در جريان انجام سقط جنينش قرار دهد. در زنان طبقه درآمدي متوسط در 4 نفر از پاسخگويان تصميم گيري سقط براساس مشارکت زن و مرد انجام گرفته بود و در 3 مورد اين تصميم توسط زن صورت گرفته بود و دلايل آن بيشتر ناشي از آن بود که زنان خود را مسوول پرورش و تربيت فرزند مي دانستند و
اين امر باعث شده بود، بيشترين نقش را در تصميم گيري براي خود قائل باشند.
در زنان طبقه درآمدي بالا در اکثر موارد (7 نفر)، زن و مرد با مشارکت هم تصميم سقط را گرفته بودند و در مقايسه با زنان طبقه درآمدي پايين که ميزان مشارکت زن و مرد در آنها بالا بود (6 نفر)، زنان طبقه درآمدي بالا عامل تفاهم و همدلي خود با همسرشان را عامل مشارکت در تصميم گيري مي دانستند در حاليکه در زنان طبقه درآمدي پايين اهميت در جريان بودن مرد به عنوان رئيس خانه و کسي که امر معاش را به عهده دارد، مطرح بود.
نقش زن در تصميم گيري جزء نقش هاي اکتسابي است که زن در بوجود آوردن آن نقش مستقيم دارد. در جوامع سنتي زنان نقششان در تصميم گيري معدود و محدود بود اما در جوامع صنعتي و مدرن به دليل مشارکت زنان در امور اجتماعي، اقتصادي،سياسي و فرهنگي، زنان نقش هاي متعددي را بعهده مي گيرند که از جمله آنها نقش زنان در تصميم گيري بر امور فرزندآوري و کاهش سايز خانواده و کنترل مواليد مي باشد. به تعبير فمنيست ها زنان کنترل بر بدنشان را از جمله حقوق خود مي شمرند که باعث مي شود تصميم مادري کردن و يا کنترل باروري را خود بعهده گيرند. در ميان پاسخگويان اين تحقيق زنان نقش موثري در حوزه تصميم گيري سقط جنين خود دارند.
يکي از زناني که تصميم سقط را به تنهايي گرفته بود، علت اين امر را ترس از ممانعت افراد خانواده و همسرش از انجام سقط و مصمم بودن خود در انجام اين عمل عنوان مي کند:
(( من بارداري ام را به همسرم نگفتم و مسئله سقط جنينم هم يک تصميم يک طرفه بود چون مطمئن بودم که بچه نمي خوام چيزي نبود که شوخي بردار باشه چون شرايطم طوري نبود که بچه داشته باشم در هر صورت از ذهنيت همسرم هم به سقط آگاه نبودم اما ترس از اينکه مانع من بشه و در من ترديد ايجاد کنه باعث شد بهش نگم. تصميمم جدي و قطعي بود اما هيچکس در جريان بارداري من نبود چون معمولا خانواده ها روي اين مسائل مخالفت مي کنند همين مسئله ممکن بود که منجر شود که من روي انجام اين کار ترديد کنم و همين که نگفتم باعث شد که مصمم تر باشم))( زن 25 ساله، ليسانس، طبقه درآمدي متوسط).
بعضي مواقع سقط بر اثر اصرار شوهر و نه نظر زن صورت مي پذيرد مورد زير زني است که 3 بار اقدام به سقط کرده، سقط اول با موافقت زن صورت گرفته بود اما دفعه دوم و سوم با اصرار شوهر انجام شده بود:
(( اولي رو تو 23 سالگي سقط کردم دومي و سومي رو تو 30 سالگي سقط کردم با اصرار زياد شوهرم مي انداختم آخه خونمونو تازه ساخته بوديم و خيلي قرض داشتيم. من زياد تمايلي به سقط نداشتم چون سر سقط اولم ناراحتي قلبي گرفته بودم))( زن 33 ساله، اول راهنمايي، طبقه درآمدي بالا).
يکي از زنان مشکلاتي را که يک زن در راه پرورش فرزندان با آن روبروست را دليل انجام تصميم گيري توسط خود مي داند و در حوزه تصميم گيري نظر خود را بر همسرش اعمال مي کند و نهايتا دو بار اقدام به سقط جنين مي کند:
((هر دو تا سقطم رو خودم تصميم گرفتم هر دو بار شوهرم رو تو عمل انجام شده قرار دادم، خوب اون يه مرده، ميگه بذار يه دختر بياد و بچه مون جفت بشه، اما چون همه مشکلاتش رو دوش زنه،مرد درسته که خرجي ميده و صبح ميره وشب مي آد، اما کمبوداي بچه رو زن مي فهمه و اين زنه که بايد


دیدگاهتان را بنویسید