دانلود پایان نامه

بنابرین اعتماد پیش شرطی برای همکاری بوده و نیز محصولی از یک همکاری موفقیت آمیز می باشد پس می توان گفت اعتماد محور اصلی همکاری است و یا به بیانی اعتماد اساس عاطفی برای همکاری است. به همان صورتی که اعتماد اساس همکاری است،تی اعتمادی از بین برنده همکاری است،اگر بی اعتمادی کامل باشد همکاری در بین عاملان آزاد شکست می خورد(آلدر و سوک،۲۰۰۲).
درزیر و بم این اعتماد متقابل بین فردی متقاطع،نوعی اعتماد عمومی هم وجود دارد که به وسیله هر یک از افراد در گروه همکاری کننده وجود دارد. بدین خاطر که موفقیت هر کدام از افراد به کمک همه وابسته است(امیر کافی ،۱۳۸۰).
۲-۳-۴- اعتماد به عنوان یک ویژگی شخصیتی
انگیزه اولیه اعتماد ممکن است خاص یا عام باشد،اعتماد ممکن است به طبقه خاصی از افراد نسبت داده شود، یا در برگیرنده همه افراد باشند. در موارد بعدی،اغلب مربوط به جهت گیری های عمومی،بخشی شده نسبت به جهان از قبیل خوش بینی،گشاده رویی،فعال گرایی،جهت گیری نسبت به آینده،انگیزشی پیشرفت و از این قبیل بوده باشد(چون و چروساک،۲۰۰۱).

۲-۳-۵- اعتماد به عنوان قاعده فرهنگی
به نظر زتومکا نسخه اولیه رهیافت انتخاب عقلایی،به محیطی که قواعد هنجاری افراد را به اعتماد کردن تشویق،یا بر حذر می دارد،توجه نمی کند؛ یعنی تصمیم به اعتماد کردن یا بی اعتمادی در متن فرهنگی و از قبل موجود گرفته می شود. اگر قواعد اعتماد کردن به وسیله یک اجتماع شکل بگیرد و به عنوان واقعیتی بدیهی و خارجی توسط هر یک از اعضا پذیرفته شود،در آن صورت فشار اجبار آور و قدرتمندی،کنش های واقعی مبتنی بر اعتماد یا بی اعتمادی را تحت تاثیر قرار خواهد داد(پوتمن،۲۰۰۰).

۲-۳-۶- علائم اعتماد
زتومکا بر مبنای ابعاد سه گانه اعتماد،سه نوع علامت را برای اعتماد مطرح می کند:به نظر او اعتماد به عنوان یک رابطه،اعتماد کردن مبتنی بر بر آوردی است که ما از قابلیت دیگران داریم و در این حالت ممکن است قابلیت اعتماد بازتابی از دیگران باشد که به عنوان عاملی ذهنی در بر آوردن اعتماد مطرح شود.این نشانه اعتماد یک ماهیت معرفت شناختی دارد؛در این موارد اطلاتی معینی از اعتماد شوند گان در دست اعتماد کنند گان وجود دارد که ممکن است درست یا غلط، راست یا دروغ باشد.بنابراین احتمال اعتماد بجا و مناسب بستگی به میزان و تنوع اطلات درستی دارد که از دیگران به دست می آید. بدون چنین برداشتی اعتماد کورکورانه است و خطر از دست دادن اعتماد بالاست (کاوسی،۱۳۸۵).
نظریه پاتنام:به نظر پاتنام اعتماد در جوامع مدرن پیچیده از دو منبع مرتبط یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مشارکت مدنی ناشی می شود (پاتنام،۱۳۸۰: ۲ -۲۹۱).هنجارهای موجود اعتماد به این دلیل توسعه می یابندکه هزینه معاملات را پایین می آورند و همکاری را تسهیل می دهند مهمترین هنجارهای تقویت کننده اعتماد، معامله متقابل است که بر دو نوع می باشد: معامله متقابل متوازن که اشاره به مبادله همزمان چیزهای با ارزش برابر دارد مانند موفعی که همکاران روزهای تعطیل خود را باهم عوض می کنند. معامله متقابل عمومی به رابطه تبادلی مداومی اشاره دارد که در همه حال یکطرفه و نا متوازن است اما انتظارات متقابلی ایجاد می کند مبنی بر اینکه سودی که اکنون اعطا شده باید در آینده پرداخت شود.مانند رابطه دوستی.کنش های متقابل شخصی ، اطلاعاتی در مورد قابل اعتماد بود دیگران فراهم می کند که نسبتاً بی هزینه است. روابط اجتماعی مداوم می تواند انگیزه هایی برای قابل اعتماد بودن ایجاد کند(پاتنام،۱۳۸۰).
به نظر پاتنام تقریباً در همه جوامع “ندارها” کمتر از “دارها”اعتماد می کنند. شاید به این دلیل که دیگران با افراد دارای منابع، با صداقت و احترام بیشتری رفتار می کنند.بی اعتمادی در بین “بازندگان” یعنی افراد دارای تحصیلات ، درآمد و منزلت پایین و نیز اعضای گروهای اقلیت و کسانی که از زندگی خود ابراز نارضایتی می کنند رایج تر است.همچنین بی اعتمادی در بین قربانی های جرم و خشونت و افراد مطلقه بیشتر دیده می شود.از این دیدگاه اعتماد حاصل تجربه های زندگی بزرگسالی است و کسانی که زندگی موفقیت آمیزی دارند نسبت به کسانی که از فقر و بیکاری ،تبعیض ،استثمار و محرومیت اجتماعی رنج می برند،دارای اعتماد بیشتری هستند. پاتنام نیز همچون اینگلهارت بر پیوند نزدیک اعتماد ،شادی و بهروزی تاکید می کند( نیوتون،۲۰۰۴).
از نظر آنتونی گیدنز جوامع امروزی برای پیشرفت نیازمند مقهوم اعتماد هستند. مقهوم اعتماد تنها به معنای اعتماد به یک شخص خاص نیست بلکه شامل سازمانها و نهادهای بزرگتر از جمله نظامها تخصصی می گردد. به طوری که اینگونه روابط در گذشته بدین وسعت و گستردگی وجود نداشته است. اعتماد به شیرازه زمان و مکان مربوط می شود.نتایج تحقیقات گیدنز در انگلستان نشانگر آن است که اعتماد دارای سه بعد اعتماد بنیادی، اعتماد متقابل بین شخصی،و اعتماد انتزاعی می باشد.از نظر وی اعتماد سه نوع است: اول اعتماد بین فردی ، دوم اعتماد به بیگانگان ، سوم اعتماد به سازمانها و نهادها.
از نظر گیدنز اعتماد شیوه ضروری و اجتناب نا پذیر زندگی اجتماعی است و از مؤلفه های مدرنیت می باشد.در فرهنگ های سنتی چهار زمینه محلی شامل خویشاوندی،اجتماع محلی،سنت و کیهان شناسی مذهبی یا دین در ارتباط با اعتماد غالب هستند. طبق نظر گیدنز منابع اصلی اعتماد در جوامع سنتی ،اهمیت خود را در جوامع صنعتی و جدید از دست داده اند.گیدنز ارتباط ناب را منوط به اعتماد متقابل می داند که رابطه نزدیک با صمیمیت دارد.برای ایجاد اعتماد،شخص باید هم به دیگری اعتماد کند و هم خودش دست کم در محدوده رابطه مورد نظر قابل اعتماد باشد.گیدنز اعتماد را در جوامع دوره پیش از مدرن و دوره مدرن نه تنها متفاوت،بلکه در تضاد با یکدیگر می داند.به عبارت دیگر،می توان برای فرهنگ هر یک از این جوامع،از محیط های اعتماد و محیط های مخاطره یاد کرد.در دوره پیش از مدرن،اعتماد محلی از اهمیت زیادی بر خوردار بوده که این امرزمینه عمومی و جهت گیری کلی اعتماد را در این جوامع نشان می دهد.در جوامع مدرن ،اعتماد بین مردم کاهش یافته و زمینه عمومی و جهت گیری کلی اعتماد در آن مبتنی بر روابط اعتماد نظام های انتزاعی و تخصصی است که از نظر گیدنز دارای ویژگی از جا کندگی یا بی ریشگی در دنیای مدرن هستند(گیدنز،۱۳۸۴ ).
اعتماد در بحث چلبی در دو شکل متفاوت مطرح شده است ، اعتماد میان فردی که مختص جامعه سنتی است و با روابط و خصایص نظم اجتماعی حاکم بر این نوع از جوامع که چلبی آنها را اجتماع طبیعی می نامد همخوانی دارد.در چنین شرایطی روابط اجتماعی از نوع اظهاری و سوگیری های ارزشی از نوع خاص گرایانه است و در نتیجه وابستگی عاطفی و به دنبال آن اعتماد متوجه افراد انضمامی است. شکل دوم اعتماد در بحث چلبی اعتماد تعمیم یافته یا عام است که مختص جوامع مدرن و یا به قول چلبی اجتماع جامعه ای می باشد در چنین جوامعی روابط ابزاری گستردگی بیشتری دارند افراد بر مبنای هنجارهای عام عمل می کنند،در نتیجه وابستگی عاطفی و به دنبال آن اعتماد از محدوده افراد انضمامی به انسان انتزاعی گسترش می یابد(چلبی،۱۳۷۵).

۲-۳-۷- نظریات در خصوص اعتماد
زتومکا۲۹ در میان جامعه شناسان معاصر بحث اعتماد را مورد توجه ویژه قرار داده ،معتقد است که توجه به اعتماد ایده جدیدی نیست،بلکه یک جریان فکری چند قرنی است. به نظر او برخورداری جامعه جدید از ویژگی های منحصر به فردی چون آینده گرایی، شدت وابستگی متقابل، گستردگی و تنوع جوامع، تزاید نقشها و تمایز اجتماعی،بسط نظام انتخاب،پیچیدگی نهادها و افزایش ابهام،ناشناختگی و تقویت گمنامی و غریبه بودن نسبت به محیط اجتماعی،توجه به اعتماد و نقش آن در حیات اجتماعی را به واقعیتی جدی مبدل کرده است.وی با توجهبه جهانی شدن و پویایی وابستگی متقابل جهانی،دو مقوله اعتماد و همکاری را به عنوان یکی از پیش فرض های اساسی در رویارویی با تحولات جهانی ذکر کرده است.همچنین او ضمن طرح موضوع نسبیت در اعتماد معتقد است که اعتماد مطلق به هیچ وجه نمی تواند ظاهر شود.زتومکا در نهایت با پرداختن بیش تر به مسئله اعتماد،مخاطره را نیزبه دنبال آن ذکر کرده است(کاظمی،۱۳۸۱).
در بحث کلمن اطلاعات نقش مهم و تعیین کننده ای در فراگرد اعتماد کردن،بازی می کندو این نقش به اهمیت سود و زیان در موقعیت اعتماد بر می گردد.کلمن برای رسانه های همگانی ، نقش ویژه ای به عنوان منابع اطلاعاتی و نیز واسطه های اعتماد تریف می کند به این معنی که با ظهور رسانه ها و فراهم شدن امکان ارتباط سریع و دسترس به اطلاعات، اعتماد مبتنی بر احساس و اوهام در بین افراد کاهش می یابد.علاوه بر این وسایل ارتباط جمعی نفش مهمی در اعتماد افراد به نهادهای اجتماعی دارند.رسانه ها می توانند با ارائه گزارشهای انتقادی از جامعه، اعتماد به نهادهای رسمی وغیر رسمی را کاهش دهند(کلمن، ۱۳۷۷).
پاتنام نشان می دهدکه چگونه تلویزیون با اختصاص دادن اوقات فراقت افراد به خود، عملاً مشارکت اجتماعی و ارتباطات اجتماعی آنان را کاهش می دهند و از آنجا که از نظر او بین میزان مشارمت مدنی و اعتماد رابطه متقابل وجود دارد استدلال می کند که با کاهش میزان مشارکت مدنی از میزان اعتماد افراد نیز کاسته می شود. پاتنام در توضیح این رابطه از داده های نظیر سن،جنسیت،تحصیل، محل زندگی و نژاد استفاده می کند و تاثیر منفی تلویزیون بر تعهد مدنی و اعتماد همچنان ثابت باقی می ماند(گوسلانر،۲۰۰۲).
گیدنز در جامعه سنتی، سیستم خویشاوندی و اجتماع محلی را مهمترین زمینه های اعتماد می دانست که در جامعه مدرن اهمیت خود را از دست داده اند و استدلال عقلانی جای آن را گرفته و اعتماد به نظامهای انتزاعی، علایم، نشانه ها و دانش تخصصی مطرح شده است(گیدنز،همان: ۹۹) او اعتماد بنیادین را یک پیله حمایتی می داند که همه افراد عادی در جریان رویارویی با مسایل زندگی روزمره و بحرانهای آتی خود را در پناه آن قرار می دهند.(گیدنز،۱۳۷۸: ۶۸) و البته معتقد است برای بقاء زندگی با وجود این مخاطرات به اندیشه تعمیمی(اعتماد عمومی یا تعمیم یافته)نیاز است(گیدنز،۱۳۸۰: ۱۳۸۱).
از نظر پاتنام اعتماد به عنوان مهمترین بعد سرمایه اجتماعی و ارتباط متقابل اعضای یک جامعه منابع کنش اعضای آن جامعه اند(پاتنام،۱۳۸۰: ۲۹۶)و در مطالعه تطبیقی، تفاوت کار آمدی نهادها در شمال و جنوب ایتالیا را ناشی از میزان اعتماد و سرمایه اجتماعی می داند(پاتنام،۱۹۹۳) و معتقد است اعتماد بوسیله انبوه شبکه های افقی مرتبط با جامعه مدنی ایجاد و تقویت می گردد. در حالیکه شبکه های عمودی فاقد چنین خاصیتی اند.در نظر او اعتماد عام بوسیله عملکرد دولت تسهیل می گردد.در حالیکه اعتماد مزیتی است که چنانچه مورد استفاده قرار گیرد افزایش و در

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید