دانلود پایان نامه

صورت عدم به کار گیری کاهش می یابد(پاتنام،۱۹۹۲).
۲-۳-۸- اعتماد میان فردی
ما به افرادی که از نزدیک با آنها آشنا هستیم،کسانی که از روی نامشان آنها را می شناسیم و افرادی که با آنها در کنش رو در رو هستیم (خواهر و برادر،دوستان،همسایگان، کارگران ،شرکای کاری و…)اعتماد می کنیم. از این رو اعتماد در بر گیرنده مقدار قابل ملاحظه ای از نزدیکی و صمیمیّت است.تکنولوژی های مدرن بویژه تلویزیون،در انواع مختلف تولید می شوند و لازمه آن اعتماد شخصی است،در برخورد با مشاهیر بزرگ،افراد نامی قهرمانان،در فرهنگ عامه و سیاستمداران مشهور به گونه ای عمل می کنیم که گویی شخصاً و از نزدیک آنها را می شناسیم با عبور از خیابان وقتی با یکی از آنها روبرو شویم گویی اینان از دوستان و نزدیکان ما هستند به طوری به سختی می توانیم خود را کنترل کرده و از عکس العمل مثبت نسبت به آنها خود داری کنیم.درنهایت در اعتماد بین فردی،توقع داریم ،افرادی که با ما در برخی چیزها شریک هستند، کنش های معینی را از خود نشان دهند.بنابراین شاخص هایی که برای سنجش میزان اعتماد میان فردی طرح شده اند به این قرار است:(سپردن کودک به همسایه ،ضمانت یک دوست، اعتماد به خواهر و برادرو ….) مثلاً کسی که کودک خود را به همسایه می سپارد.طبعاً تصور می کنیم که این شخص به همسایه خود اعتماد دارد. اما چگونه می توان این اعتماد را سنجید؟چه چیزی شاخص میزان اعتماد آنها خواهد بود؟می توان این میزان را در سپردن کودک به همسایه که گویای اعتماد آنهاست مشاهده کرد یا می توان از خود آنها پرسید تا چه حد این کارشان (سپردن کودک)در میزان اعتمادشان مؤثراست وقتی اعمال و رفتارها را به منزله معرف قابل قبول میزان اعتماد را تعیین و تعریف کردیم .به زبان تحقیق ما با تعیین معرف ها ،تعریف اعتماد را عملیاتی کرده ایم(لندرس و همکاران،۲۰۱۲).

۲-۳-۹- اعتماد عام
افراد دیگری که شناخت ما از آنها بصورت غیر مستقیم ،و یا مستقیماً توسط برخی نمود های فردی است(اهالی شهرمان،کارمندان اداره مان،اساتید دانشگاهمان ،اعضای حزب سیاسی مان).گسترده ترین حلقه شامل طبقات بزرگی از افراد کسانی که در برخی چیزها با آنها وجه مشترک داریم را در بر می گیرد اما این افراد اکثراً”دیگران غایب” هستند مستقیماً با آنها روبرو نمی شویم و تنها به عنوان یک جمع واقعی در ذهن ما ایجاد شده اند.درحالت اعتماد عام ،اعمال و کنش های خاصی از همه یا بیشتر اعضای گروه و کسانی که برای گروه فعالیت می کنند انتظار داریم. شاخص های سنجش میزان اعتماد عام :هموطنان ،اعضای گروه قومی، مذهبی ،نژادی، جنسی، گروه سنی و هم صنف هایمان وغیره)(تالیام،۲۰۰۸).
۲-۳-۱۰- اعتماد نهادی(سازمانی)
می توان اعتماد را در بین نهادها و سازمانها مشاهده کرد. میزان اعتمادی که افراد به نهادهای مختلف دارند در جوامع گوناگون با هم متفاوت است و همچنین این میزان در طول زمان نیز دچار دگرگونی می شود.در اعتماد نهادی شاید به نظر برسد که چنین اعتمادی در انواع مختلف می تواند متقابلاً منجر به ایجاد اعتماد در هر یک از حوزه های دیگر جامعه گردد.در حالت اعتماد نهادی در هیئت حاکم،به کسانی که چارچوب قواعد و مقررات قانونی کشور را می سازند و افرادی که هدایت امور کشور را بر عهده داشته و بر اجرای برنامه ها در کشورنظارت دارند(اعضای هیئت حاکمه ، قضات، نمایندگان منتخب مردم وبازرسان ویژه و….)اعتماد می کنند. شاخص های سنجش میزان اعتماد نهادی:مدرسه ،دانشگاه ،ارتش ،کلیسا ،ادارهء پلیس، دادگاههای قضایی، بانک ها ، مجلس نمایندگان و….).مثلاً در حالت اعتماد نهادی در هیئت حاکم،مردم به کسانی که چارچوب قواعد و مقررات قانونی کشور را می سازند و افرادی که هدایت امور کشور را بر عهده داشته و بر اجرای برنامه ها در کشورنظارت دارند(اعضای هیئت حاکمه،قضات،نمایندکان منتخب مردمو…)اعتماد می کنند.چگونه می توان اعتماد این مردم را سنجید؟چه چیزی شاخص میزان اعتماد آنها خواهد بود؟می توان میزان رأی مردم به آنها ،قبول داشتن و حمایت از آنها از سوی مردم و رفتارهای دیگر را که گویا و معرف اعتماد آنهاست مشاهده کرد یا می توان از خود آنها پرسید که چگونه معتمد هستند که این افراد می توانند به خواسته های آنها عمل کنند و قواعد و مقررات کشور را همان طوری که مدنظر آنهاست اجرا کنند و تا چه حد می توانند در اجرا و وضع قوانین و مقررات کشورشان مؤثر باشند و همچنین می توانیم با بررسی تجربه و گفتار و اهداف این افراد منتخب شده میزان قابل اعتماد بودن آنها را بسنجیم. وقتی اعمال و رفتار ها را به منزله معرف قابل قبول میزان اعتماد مردم تعیین و تعریف کردیم.به زبان تحقیق ما با تعیین معرف ها ،تعیین اعتماد نهادی را عملیاتی کرده ایم(فهیمی،۱۳۹۱).

۲-۳-۱۱- چارچوب نظری شکل گیری اعتماد
در بررسی پیشینه مطالعاتی اعتماد ضعف عمده در کمبود مطالعه نظری و تجربی عوامل مؤثر بر شکل گیری اعتماد است. با مروری بر نظریه پردازی های صورت گرفته، اعتماد و نظریه های مربوط به آن را می توانیم در سه سطح خرد، میانی و کلان مورد توجه قرار دهیم. در هر یک از این سطوح، می توان تئوری های متفاوتی را قرار داد که هر یک از منظر و دیدگاه خاصی به اعتماد می نگرند.
در سطح خرد اعتماد به عنوان ویژگی فردی مطرح می شود و بر احساسات، عواطف و ارزش های فردی تأکید می گردد و در بررسی اعتماد تئوری های شخصیت و متغیرهای فردی مورد توجه قرار می گیرد. بر اساس این دیدگاه اعتماد با مفاهیمی چون همکاری، صداقت، وفاداری، صمیمیت، امید و دگرخواهی ارتباط نزدیکی دارد. نظریه پردازانی همچون کلمن، اریکسون، پیتر ام بلاو و جانسون و … از منظر نظریه های خرد به بررسی و تحلیل مفهوم اعتماد پرداخته اند. نظریه پردازان خردنگر به منظور تحلیل معنا و مفهوم اعتماد سطح تحلیل خرد و سطح مطالعه کنش را برگزیده اند. همه این نظریه پردازان اعتماد را به عنوان یک ویژگی فردی و متأثر از کنش های افراد در نظر می گیرند(لندرس و همکاران،۲۰۱۰)).
در سطح کلان اعتماد به عنوان ویژگی روابط اجتماعی و یا ویژگی نظام اجتماعی و به طور کلی به عنوان یک ویژگی جمعی مفهوم سازی می شود. نظریه پردازانی مانند دورکیم، تونیس، اسپنسر، زیمل، پارسنز، اینگلهارت، پاتنام، فوکویاما، لوهمان و غیره سعی کرده اند با تاکید بر ساخت اجتماعی جامعه، به مطالعه اعتماد بپردازند. همه این نظریه پردازان سطح تحلیل کلان را برای بررسی خود درباره اعتماد برگزیده اند. همین طور در بررسی و تحلیل مفهوم اعتماد، سطح مطالعه خود را بر روی ساخت اجتماعی متمرکز ساخته اند.
در بینابین نظریه های خرد و کلان اعتماد، نظریه پردازانی چون گیدنز با طرح تئوری ساختار بندی هر گونه تقلیل گرایی را در بررسی مفهوم اعتماد رد کرده و با تلفیق سطح تحلیل خرد و کلان و سطح مطالعه ساخت و کنش به بررسی و تحلیل مفهوم اعتماد پرداخته اند. به عقیده گیدنز “در جوامع پیش از مدرن اعتماد از نوعی پایبندی چهره دار و مبتنی بر هم حضوری بوده است. در حالی که در عصر مدرنیته و جهان مدرن امروزی وضعیت این چنین نیست. اعتماد غیر شخصی به دیگران ناشناس ناشی از ماهیت رشد یابنده نظام های انتزاعی می باشد. وجه عمده اعتماد در دوران مدرنیه، پایبندی بی چهره ای است که در نظام های تخصصی معنا پیدا می کند” (ریتزر،۱۳۸۶).
در این نوشتار از ارائه نظریات متعدد خودداری و تنها آرای جیمز کلمن، فرانسیس فوکویاما و آنتونی گیدنز به عنوان نماینده اصلی این سه سطح مورد بررسی قرار می گیرد.
جیمز کلمن (سطح خرد)
نظریات جیمز کلمن که در چارچوب نظریات سرمایه اجتماعی مطرح شده است، اگرچه به ابعاد اعتماد شخصی و انتزاعی توجه دارد، اما به طور کلی شیوه روانشناختی مبادله را مبنای تحلیل های خود قرار داده و به خصوص در تحلیل روابط گروه های با تعداد نسبتا زیاد، تنها همان قواعد گروه های دو و سه نفره را به کار می برد. حال آن که در تئوری مبادله به خوبی نشان داده شده شده است که قواعد حاکم بر گروه های بزرگ به صورتی ماهوی با قواعد جاری در گروه های کوچک متفاوت است (به نقل از آزاد ارمکی:۱۳۸۳).
به نظر کلمن “در هر رابطه مبتنی بر اعتماد حداقل دو جزء وجود دارد، اعتماد کننده و اعتماد شونده و فرض بر این است که در کنش هر دو جزء هدفمند بوده و به دنبال ارضای نیازهای خود هستند. طرف اعتماد کننده باید تصمیم بگیرد که با دیگری وارد معامله شود یا نه (یعنی خطر را بپذیرد یا نه) و طرف اعتماد شونده نیز باید بین حفظ اعتماد و یا شکستن آن دست به انتخاب بزند. بنابراین یک رابطه مبتنی بر اعتماد، یک رابطه دوجانبه است و بر مبنای اصل به حداکثر رساندن فایده تحت شرایط مخاطره قرار دارد” (کلمن،۱۳۷۷).
به عقیده کلمن “اصولا در یک رابطه مبتنی بر اعتماد ما با کنشگرانی عقلانی مواجه هستیم، در این رابطه اگر برای کنشگر شانس پیروزی در مقایسه با شانس شکست بیشتر باشد اعتماد خواهد کرد، زیرا او موجودی عقلانی است و باید اعتماد کند. این بیان ساده مبتنی بر اصل به حداکثر رساندن سودمندی تحت شرایط ریسک است. اعتماد کننده بالقوه باید بین اعتماد نکردن(که در این صورت هیچ تغییری در سودمندی او حاصل نمی شود) و اعتماد کردن (که در این صورت به کنش طرف مقابل بستگی دارد) تصمیم گیری کند”. بنابر آنچه ذکر گردید، طبق نظر کلمن چون انسان موجودی عقلانی است که کنش های او مبتنی بر گزینش معقولانه است، لذا همیشه در فکر این است که در روابط خود حداکثر سود ممکن را کسب کند. او برای این کار ابتدا مقداری از منابع را از طرف خود هزینه می کند که به عنوان هزینه اعتماد در نظر گرفته می شود تا بتواند در جریان اعتماد به سودی متناسب با آن هزینه دست یابد. لذا اگر جریان و رابطه اعتمادی سودآور باشد، اعتماد و روابط اعتمادی بیشتر خواهد شد ولی اگر این رابطه اعتماد سودآور نباشد و یا اینکه باعث ریسک بالا و عدم کسب سود متناسب باشد آنگاه اعتماد و رابطه اعتمادی کاهش می یابد(کلمن،۱۹۹۰).
فرانسیس فوکویاما۳۰ (سطح کلان)
فوکویاما با نوعی رویکرد اقتصادی به تبیین مسأله اعتماد می پردازد و مبنای نظری و کانون تمرکز وی بر حفظ سرمایه اجتماعی به عنوان مجموعه معینی از هنجارها و ارزش های غیر رسمی است و اعضای گروهی که با یکدیگر همکاری و همیاری دارند، در آن سهیم هستند. از دید فوکویاما این ارزش ها و هنجارها باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد (فوکویاما،۱۳۷۹)، به طوری که مشارکت در این ارزش ها و هنجارهای غیر رسمی با چنین ویژگی هایی، توسط گروهی از افراد که با یکدیگر همکاری دارند اعتماد را به وجود می آورد. البته به عقیده فوکویاما این همکاری و همیاری به منطور افزایش بهره وری اقتصادی صورت می گیرد و بنابراین وی اعتماد را بر مبنای

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید