دانلود پایان نامه

پيمانکاران داخلي با تشويق کنسرسيوم‌هائي با مهندسين مشاور (طراح) خارجي که داراي، دانش فني لازم مي‌باشند بصورت پيمانکار طراحي وتامين تجهيزات وساخت در پروژه‌ها و مناقصه ها حضور پيدا مي‌کنند. از جمله اين کنسرسيوم، شرکتهاي پتروپارس، آجيپ و نيکو (پيمانکار مجري فازهاي 4و5 ميدان گازي پارس جنوبي) و کنسرسيوم شرکتهاي مهندسي و ساختماني صنايع نفت (اويک)239، مهندسي تأسيسات دريايي ايران و LG (پيمانکار طراحي وتامين تجهيزات وساخت مجري فازهاي 9و10 ميدان گازي پارس جنوبي) اشاره نمود240.
چنانچه پيمانکار طراحي، تامين تجهيزات وساخت در مرحله پيشنهاد قيمت براساس مطالعات فاز طراحي پايه و با توجه به ابعاد، حجم و تجهيزات مورد نياز پروژه و با دقت بسيار بالا نسبت به برآورد هزينه‌هاي پروژه اقدام ننمايد. ريسک پيمانکار طراحي وتامين تجهيزات وساخت بالا خواهد بود. لازم به ذکر است که براساس قانون حداکثر استفاده از توان فني و مهندسي توليدي، صنعتي و اجرايي کشور در اجراي پروژه‌ها و ايجاد تسهيلات به منظور صدور خدمات (مصوب 12/12/75 مجلس شوراي اسلامي) مي‌بايست سهم طرف ايراني در کنسرسيومهاي تشکيل شده حداقل 50% باشد.

2-2: ويژگي‌هاي قراردادهاي طراحي، تامين تجهيزات وساخت(EPC)
ترکيب عمليات، اداره کردن، تحويل به موقع با هزينه پيش‌بيني شده و با در نظر گرفتن ريسک‌ها در محدوده هر قرارداد مفهومي جز مديريت ندارد به اين ترتيبت طراحي، تامين تجهيزات و ساخت داراي مفهومي فراتر از مهندسي و در واقع دربرگيرنده شاخص هاي مديريتي است. مديريت قرارداد يا پروژه طراحي، تامين تجهيزات و ساخت شامل مديريت مالي، محدوده پروژه، زمان، نيروي انساني، ارتباطات، ريسک تأمين کالا، کيفيت و نهايتاً در هم آميختن تمامي اينهاست.
معمولاً صاحبان کار يا کارفرمايان جزء اجراي پروژه‌ها، درگيري هاي فراوان ديگري نيز دارند و در واقع محوراصلي فعاليت آنها اجراي پروژه نيست. يکي از ويژگي‌هاي جديد واکنش مديريت، شناسايي و هدايت سازمانها به طرف فعاليت محوري آنها است. در عرصه هاي گوناگون از جمله يک واحد پتروشيمي محور اصلي تفکر کارفرما، چگونگي فتح بازارهاي جهاني و نگه داشت بازارهاي کنوني است، به همين خاطر مديريت چنين واحدي مي‌تواند با انعقاد قراردادهاي طراحي، تامين تجهيزات و ساخت اجرا و مديريت پروژه در زمينه اجرا و راه‌اندازي واحد را به پيمانکار سپرده و خود به سياستهاي کلان، گسترش فعاليتهاي واحد بينديشد241.
يکي از مشکلاتي که کارفرمايان در مورد قراردادهاي عادي مهندسي همواره با آن مواجه مي‌باشند قبول درجه ي بالايي از ريسک است. به عبارتي ديگر در اين گونه قراردادها کارفرماي تأمين کالا، پيمانکار، مهندسي پروژه جهت نظارت بر کار، ناظري وجود ندارد و احتمال بروز عدم کار با شرايط پيمان فراوان بوده و کارفرما همواره در وضعيت ناامني به سر مي‌برد. اين تغيير و تحولات ناشي از آن خود به مفهوم هزينه‌هاي بس بيشتر از بودجه‌ي پيش‌بيني شده ي پروژه است.
درواقع در قرارداد طراحي، تامين تجهيزات و ساخت صاحب کار با انتقال ريسک و جلوگيري از بروز تغييرات هزينه‌هاي طرح را کاهش داده و زمان اجراي طرح را نيز حدالامکان تضمين مي‌کند. از سوي ديگر پيمانکار نيز با بررسي تمامي موارد و سنجش وضعيت موجود و پيش‌بيني آينده و گردآوري نيروهاي زبده و کارآمد و متخصص سعي در ارائه قيمتي دارد که نه تنها بتواند ريسک‌هاي موجود را از خود دور سازد بلکه سود قابل قبولي نيز کسب نمايد. نکته قابل توجه اينکه پيمانکار بايد سعي کند ريسک‌ها و لغزش هاي احتمالي را به هم نزديک سازد.
در اين ميان طرفين معاهده بايد پيش از اجراي طراحي، تامين تجهيزات و ساخت از تأمين مالي قرارداد، نوع بيمه جاري بر آن، چگونگي جذب نيروهاي استاني مورد نياز، برآوردي کلي از هزينه‌ها، شرايط آينده بازار و. . . آگاهي کافي داشته باشند. آنچه در خارج از کشور و در پيمان‌هاي بين‌المللي رواج دارد، اجراي قرارداد به صورت طراحي، تامين تجهيزات و ساخت است يکي از دلايل عدم حضور مجريان ايراني در قراردادهاي بين‌المللي، همين نزديک نشدن شرکتهاي ايراني به طراحي، تامين تجهيزات و ساخت مي‌باشد. اما آنچه در زمان حاضر اهميت دارد اجراي پروژه‌ها در داخل کشور است.
بدون شک جهت هماهنگ شدن با روند اقتصاد جهاني و همچنين به منظور بهينه سازي زمان و هزينه انجام پروژه‌ها، صاحب کاران ناچار به سوي مناقصه هاي طراحي، تامين تجهيزات و ساخت بايد پيش بروند. امام شرکت در مناقصه طراحي، تامين تجهيزات و ساخت و به ويژه رقابت با شرکتهاي غير ايراني که سالهاست با اين مقوله آشنا هستند، برقراري تسهيلاتي را براي شرکتهاي ايراني مي‌طلبد. بدون در نظر گرفتن چنين تعهداتي در بهترين حالت، مناقصه ها يکي پس از ديگري از دست مي‌روند و شرکتهاي ايراني پيمانکار مي مانند يا به صورت زير پيمانکاران مجريان اصلي در مي آيند.
نکته اي که لازم است در اين مقوله مدنظر قرار گيرد عدم تداخل مفهوم مجري پروژه طراحي، تامين تجهيزات و ساخت يا MC است اين دو کاملاً مجزا از يکديگرند. حضور به عنوان MC در پروژه، به هيچ وجه به معني اجراي طراحي، تامين تجهيزات و ساخت نيست. MC صرفاً نماينده کارفرما براي نظارت بر کار پيمانکار طراحي، تامين تجهيزات و ساخت است؛ به اين معني که کارفرما حتي نظارت بر اجراي پروژه را نيز به پيمانکار ديگري واگذار کرده است تا خود به کارهاي اصلي‌اش بپردازد. شرا
يط و امکانات MC نيز با شرايط پيمانکاري طراحي، تامين تجهيزات و ساخت کاملاً متفاوت است. همانگونه که اشاره شد، پرسش‌هاي فراواني درباره طراحي، تامين تجهيزات و ساخت وجود دارد و تمهيدات بسياري نيز مي‌بايست در درون سازمانهاي پروژه‌اي براي تثبيت و امکان انجام پروژه به صورت طراحي، تامين تجهيزات و ساخت به کار گرفته شود.242

2-3: قراردادهاي کليد در دست(Turn Key])
قرارداد Turn key يکي از انواع قراردادهاي پيمانکاري مي‌باشد که براساس آن پيمانکار متعهد مي‌شود تا پروژه را به روش پرداخت برمبناي قيمت مقطوع به انجام برساند. آنچه در قرارداد Turn key يا قرارداد کليد در دست از اهميت فوق العاده‌اي برخوردار است آن است که تعهد پيمانکار مبني بر انجام کليه کارهاي لازم براي انجام پروژه از جمله کارهاي مهندسي و طراحي، تأمين مصالح ضروري و ساخت پروژه نمي‌باشد. به عبارت بهتر پيمانکار در يک قرارداد کليد در دست موظف است تا پروژه را به نحو کامل و آماده به کار تحويل کارفرما دهد. به همين دليل به اينگونه قراردادها، قرارداد کليد در دست گفته مي‌شود به اين معني که پيش از اتمام پروژه اعم از کارخانه، فرودگاهها، و غيره پيمانکار کليه پروژه را به کارفرما تحويل مي‌دهد و از آن زمان کارفرما مي‌تواند از پروژه بهره‌برداري نمايد243.
در قراردادهاي کليد در دست تعهد پيمانکار در ازاي مبلغي پول مي‌باشد و پيمانکار در قبال انجام پروژه از کارفرما پول دريافت مي‌دارد. اين گونه قراردادها بيشتر از سوي کشورهايي مورد استفاده قرار مي‌گيرند که منابع مالي سرشاري در آنها وجود دارد و معمولاً کشورها در پرداخت پول به پيمانکاران خارجي مشکلي ندارند. مهمترين مزيت قراردادهاي کليد در دست آن است که تمام مسئوليت م

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید