دانلود پایان نامه

اخلاقی از دیدگاه کاریانا و همکاران (۲۰۱۱) و ویژگیهای رفتاری نمونه از دیدگاه دو تقسیم بندی متداول که قبلاً به آن اشاره شده است، ‌‌مدل ارائه شده ذیل مورد بررسی قرار گرفت.

نمودار (۳-۱) مدل مفهومی پژوهش

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

۲-۱- مقدمه
در این فصل به ادبیات نظری پژوهش پرداخته می شود، بدین منظور ابتدا به تعریف رهبری اخلاقی و ابعاد و نظریه‌های مربوط به رهبری اخلاقی پرداخته شده سپس به مفهوم اعتماد و گذشت و ابعاد و نظریه های مربوط به آنها آورده شده و در انتها به پیشینه‌های داخلی و خارجی در زمینه تحقیق اشاره می شود.
۲-۲- رهبری اخلاقی
مفهوم اخلاق و رهبری به‌عنوان دو مفهوم جدا از یکدیگر دارای سابقه و ادبیات موضوع گسترده‌ای می‌باشند؛ چنان‌که شاهد چاپ مقالات و حتی مجلات متعددی در این دو حوزه پرکاربرد می‌باشیم. اگرچه در ادبیات علمی غرب، مفهوم رهبری اخلاقی در قالب حوزه‌ای مشترک مورد توجه قرار گرفته است، در ادبیات علمی داخلی، فقر ادبیات موضوع در این حوزه قابل ملاحظه است. معدود پژوهش‌های صورت‌پذیرفته در این حوزه به صورت ترجمه متون بوده که باعث شده نتایج و تئوری ارائه‌شده در این قبیل پژوهش‌ها براساس فلسفه اخلاق رایج در غرب، یعنی فلسفه سودگرایی شکل بگیرد و همچنان شاهد تشتت آرا در این حوزه می‌باشیم. بر این اساس، پژوهش حاضر با توجه به رخنه شناسایی‌شده، پس از مرور گسترده ادبیات اسلامی به تبیین پارادایمی با عنوان پارادایم مدیریت اسلامی پرداخته است. با لحاظ نمودن این پارادایم به‌عنوان جوهره نظریه‌پردازی و با رویکردی اکتشافی ـ توسعه‌ای، مدلی نوین در حوزه رهبری تحت عنوان رهبری اخلاق‌مدار تبیین شده است(اندرسون و همکاران۹،۲۰۰۸).

۲-۲-۱- مفهوم رهبری اخلاقی
بر مبنای تئوری یادگیری اجتماعی براون و همکارانش رهبری اخلاقی را به عنوان توسعه رفتارهای مناسب هنجاری از طریق اعمال شخصی و روابط متقبال شخصی و ارتقاء چنین رفتارهایی به زیردستان از راه ارتباطات دو طرفه تقویت و تصیم گیری تعریف کردند(فلوکر۱۰،۲۰۰۸).
در تعریف دیگری رهبری اخلاقی بر شخصیت رهبر، انسجام، آگاهی رهبر تمرکز دارد و یک گرایش جمعی که مناف تیمی یا سازمانی را به جای مناف فردی ترجیح میدهد و مدنیت و حقوق و نیازهای دیگران و مدیریت پاسخگویی را مورد توجه قرار می دهد(فری من۱۱،۲۰۰۶).
در جای دیگر رهبری اخلاقی به رهبرانی گویند که منشهای خوبی از قبیل ارزش های درست، هنجارهای صحیح و شخصیت قوی داشته باشند و بتوانند شیوه درست را از نادرست به کارکنان نشان دهند(کینجرسکی و همکاران۱۲،۲۰۰۶).
انسجام و هماهنگی بین تئوریهای سازمانی بر اساس جو داخلی، جو محیطی، فرآیندهای تصمیم گیری و تواناییهای رهبری در جهت رسیدن به پیامدهای مسؤولانه اجتماعی(افرمن و همکاران۱۳،۲۰۰۴).
لاشوی توصیف کرد که رهبری اخلاقی یعنی انجام کارهای درست به جای انجام درست کارها(زافروسکی و همکاران۱۴،۲۰۰۵). یک سبک رهبری اخلاقی، کارکنان را به سمت اهداف و مقاصد هدایت میکند که این اهداف نه تنها به سازمان و اعضایش سود می رساند بلکه برای دیگر ذی نفعان و جامعه نیز مفید است(فریمن،۲۰۰۶).
۲-۲-۱-۲- ساختار رهبری اخلاقی
در شکل گیری و مفهوم سازی رهبری اخلاقی، تریوینو، هارتمن و بارون یک ماتریس مقایسه ای از رهبری غیر اخلاقی(فردی با روحیه ضعیف، مدیر با روحیه ضعیف)، رهبری فوق بحرانی(فردی با روحیه ضعیف، مدیر با روحیه بالا)، رهبری اخلاقی(فردی با روحیه بالا، مدیر با روحیه بالا) و رهبری خاموش(فردی با روحیه ضعیف و قوی، مدیر با روحیه ضعیف) ارائه کرده اند(حضرتی و همکاران،۱۳۹۳).
آنها معتقد بودند که یک مدیر باید هم نقش اخلاقی خود را در تعامل با دیگران(جنبه مدیریتی) و هم خصایص شخصی اخلاقی را (جنبه فردی) مورد توجه قرار دهد. جنبه فردی دلالت بر داشتن کارکترهای خوب از قبیل صداقت و اعتماد دارد. یعنی اینکه برای کارکنانش رفاه و شادکامی ایجاد نماید. از طرف دیگر در جنبه مدیریتی، رهبری تمایل دارد دیگران را به رعایت اصول اخلاقی هدایت کند و بر کارکنان برای اینکه بفهمند چه انتظاری از آنها می رود نظارت می کند و پاسخگویی را در سازمان اجرا می کند(اندرسون و همکاران،۲۰۰۸).
رهبری اخلاقی را میتوان از جنبه اخلاقی و رهبری به شکل منفک ساختار بندی نمود. از جنبه رهبری آن شامل سه سطح:
۱- روابط بین رهبران و زیردستان که شبیه تحول آفرین و تحول گیرنده است.
۲- توانایی رهبر در به کارگیری اختیاراتش، موقعیت و منابع قدرت جهت نفوذ در زیردستان.
۳- فرآیندی که رهبران اخلاقی استانداردهای اخلاقی را تعیین می کنند.
جنبه اخلاقی آن شامل دو جنبه است: ۱- رهبری اخلاقی به معنای این که رهبران ابزارهای مناسب اخلاقی، روش ها و مهارت ها را برای نفوذ در زیردستان بکار می بندند. ۲- اهداف رهبر اخلاقی هست: آنها زیردستان را برای در نظر گرفتن استانداردهای اخلاقی و بهبود نگرش ها و رفتارهای اخلاقی پاسخگو می کنند(رسیک و همکارن۱۵،۲۰۰۶).

۲-۲-۲- جایگاه رهبری اخلاق‌مداری در تئوری‌های رهبری
ادبیات رایج در باب رهبری بسیار پرحجم است؛ به‌گونه‌ای‌که بسیاری از این مطالب باعث سردرگمی خواننده می‌گردد و در بسیاری موارد نیز با نظریات ضد و نقیض روبه‌رو می‌شویم. (رابینز، ۱۳۸۵) این توجه ویژه از آنجاست که عصر حاضر متفاوت از گذشته بوده، اصلی‌ترین سرمایه سازمان دانش و تجربه افراد می‌باشد،(رفیعی و همکاران،۲۰۱۰). و در این میان، دانش و تجربه مدیران و رهبران به‌عنوان ذات و جوهره سازمان دارای اهمیت دوچندانی خواهد بود. لذا ده‌ها تئوری رهبری در مقالات و کتب متعدد ارائه و تجزیه و تحلیل شده است که همگی آنان به‌دنبال ارائه الگویی برای رهبران به‌منظور ایجاد نفوذ اجتماعی برای آنان و تقویت مشارکت داوطلبانه کارکنان برای کسب اهداف سازمانی می‌باشند(رضائیان، ۱۳۸۷).

ازجمله رویکردهای نوین به این حوزه، رویکرد رهبری اخلاقی است که در دهه‌های پایانی قرن بیستم میلادی به‌طور جدی در ادبیات رهبری و مدیریت وارد شد. (ازگلی، ۱۳۸۵) این رویکرد به‌خصوص در دوره پس از رسوایی اخلاقی و ورشکستگی انرون، که آن را پست‌انرون(۲) نامیده‌اند، رواج پیدا کرد(برون و همکاران،۲۰۰۵). مدیران اجرایی و محققان بدین توافق رسیده‌اند که اگرچه تدوین قوانین برای سازمان اهمیت فراوانی دارد، رهبری نقش اصلی را در اخلاقی بودن سازمان به دوش می‌کشد(مارش۱۶،۲۰۱۲).
تئوری رهبری اخلاقی به‌عنوان یک تئوری مستقل، برای اولین‌بار براساس مطالعات براون (۲۰۰۵) گسترش پیدا نمود. دیون۱۷(۲۰۱۲) وی معتقد بود دو نظریه دادوستد اجتماعی و یادگیری اجتماعی می‌توانند مبنایی برای تشریح رابطه رهبری اخلاقی با رفتار پیروان قرار گیرند. (والومبوا و همکاران۱۸، ۲۰۱۱: ۲۰۵) برخی رهبری اخلاقی را حاصل ترکیب دو رهیافت نوع‌دوستانه و خوددوستانه دانسته‌اند. برخی نیز ادعا نموده‌اند که بخش‌هایی از رهبری تحول‌گرا و رهبری قابل اعتماد دارای محتوی اخلاقی می‌باشد(کالشوون و همکاران،۲۰۱۱).
اجماع تعاریف رهبری اخلاقی را نمایش رفتارهای اخلاقی از جانب رهبر در روابط درون‌شخصی و برون‌شخصی وی و انتقال این هنجارها به پیروان ـ که از طریق سه روش ارتباطات دوجانبه، تقویت رفتار و تصمیم‌گیری اخلاقی صورت می‌گیرد ـ می‌دانند. (رسیک و همکاران۱۹، ۲۰۱۱) براون و دیگران، ساختار رسمی رهبری اخلاقی خود را براساس ۱۰ شاخص به‌عنوان “مقیاس رهبری اخلاقی” بسط داده‌اند(برون۲۰،۲۰۰۵). این مقیاس به سنجش ترکیبی از ویژگی‌های رهبری ازجمله صادقانه و بی‌طرفانه عمل کردن، آزادی دادن به کارکنان به‌ویژه آزادی نسبت به انتقادات کارکنان ـ و پاداش دادن به افعال اخلاقی کارکنان با استفاده از مقیاسی تک‌بعدی می‌پردازد(کالشون و همکاران۲۱،۲۰۱۱). کالشون و همکاران با اضافه نمودن قابل اعتماد بودن به‌عنوان بعدی جدید به ادبیات رهبری اخلاقی، مقیاسی نوین را تحت عنوان “پرسش‌نامه رهبری اخلاقی در سازمان” بسط داده‌اند. در مجموع می‌توان گفت این تئوری دارای مشترکات فراوان با تئوری‌های دیگری همچون رهبری تحول‌گرا، رهبری کاریزماتیک، رهبری قابل اعتماد و رهبری روحانی می‌باشد.
نتایج تحقیقات همبستگی مثبت و تأثیر مستقیم رهبری اخلاقی بر نگرش و رفتار کارکنان همچون تعهد، رضایت شغلی، اعتماد، اثربخشی ادراک‌شده از رهبری و رفتار شهروندی کارکنان(کالشون و همکاران،۲۰۱۱) و همچنین پدیده افشای عام(بیهل و همکاران۲۲،۲۰۱۱) را نشان می‌دهد. همچنین تحقیقات نشان داد که بین مفاهیم و عملکرد رهبری اخلاقی و مدیریت استراتژیک، تفاوت معناداری وجود دارد(تاتارا و همکاران۲۳،۲۰۱۱). لیکن با وجود این تحقیقات در این حوزه (رهبری اخلاقی)، این عرصه همچنان حوزه‌ای جوان محسوب شده، دارای دامنه ادبیات محدودی می‌باشد(ایسنبیس۲۴،۲۰۱۲).

۲-۲-۳- تئوری های مفهوم رهبری اخلاقی
سه تئوری مطرح و نزدیک به مفهوم رهبری اخلاقی عبارتند از: رویکرد رهبری تحول‌آفرین یا تحول‌گرا، رهبری مشترک یا سهامی و رهبری خدمت‌گزار. (ازگلی، ۱۳۸۵) به‌دلیل گستردگی ادبیات موضوع در این بخش و به‌دلیل شهرت بیشتر تئوری رهبری خدمت‌گزار در میان سایر تئوری‌های مطروح‌شده، به شرح مختصری از این تئوری می‌پردازیم.
تئوری رهبری خدمت‌گزار را اولین‌بار گرین لیف۲۵ (۱۹۸۷) مطرح کرد. (تونکه‌نژاد، ۱۳۸۵) مدل “هرم وارونه” را می‌توان ذات و جوهره رهبری خدمت‌گزار به‌شمار آورد. در این مدل، رهبران، خدمت‌گزاران پیروان خود محسوب می‌شوند. (قلی‌پور و حضرتی، ۱۳۸۸) گرین لیف معتقد است برخلاف رهبری تحول‌آفرین که یک نظریه رهبرمدار است، رهبری خدمت‌گزار یک نظریه پیرومحور می‌باشد. (خائف الهی و همکاران، ۱۳۸۸) به‌طور خلاصه می‌توان گفت رهبران خدمت‌گزار بر خدمت‌رسانی به دیگران تأکید می‌کنند و منافع شخصی را فدای منافع دیگران می‌نمایند تا افراد از درایت و سلامت بیشتری بهره‌مند گردند. (اسماعیل‌لو و خان‌محمدی، ۱۳۸۷)
با اشاره مختصری که بر ادبیات موضوع صورت گرفت، خلأهایی در دو حوزه از تئور‌های رهبری اخلاقی قابل مشاهده می‌باشد. اول آنکه تئوری‌های رهبری اخلاقی مذکور، هر یک در مدل عملی خود صفات و ویژگی‌های معینی را برای رهبری اخلاقی برشمرده‌اند. برای نمونه، در تئوری رهبری خدمت‌گزار، این ده ویژگی برای رهبر ذکر شده است: گوش دادن، همدلی، شفابخشی، آگاهی، متقاعد‌سازی، مفهوم‌سازی، آینده‌نگری و دوراندیشی، خادمیت و سرپرستی، تعهد به رشد افراد و ایجاد گروه. (قلی‌پور و حضرتی، ۱۳۸۸) با این همه، همچنان شاهد توافق و اجماع نظر در این حوزه نیستیم.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید