دانلود پایان نامه

سرمایه اجتماعی و در عرصه اقتصادی مطرح می سازد.
فوکویاما یکی از مفاهیم مهم در تبیین سرمایه اجتماعی را “شبکه اعتماد” می داند، شبکه اعتماد عبارت است از گروهی که بر اساس اعتماد متقابل به یکدیگر، از اطلاعات، هنجارها و ارزش‌های یکسانی در تبادلات فیمابین خود استفاده می‌کنند. از این‌رو، اعتماد فی‌مابین نقش زیادی در تسهیل فرآیند‌ها و کاهش هزینه‌های مربوط به این‌گونه تبادلات دارد. شبکه اعتماد می‌تواند بین افراد یک گروه و یا بین گروه‌ها و سازمان‌های مختلف به وجود آید. فوکویاما معتقد است که ” قبل از ورود به هر سیستم تجاری یا اجتماعی، باید اطلاعات کافی درباره شبکه‌های اعتماد موجود در آن سیستم و ویژگی‌های آن به دست آورد. زیرا اعتماد را پایه هر گونه مبادلات اقتصادی و اجتماعی می‌داند” (به نقل از رجبلو، ۱۳۸۵؛ الوانی و شیروانی، ۱۳۸۵).
فوکویاما عنوان می کند، بین سطح اعتماد با پیشرفت جوامع ارتباط معنی داری وجود دارد. به عقیده وی جوامع توسعه یافته در مقایسه با جوامع دیگر از سطح اعتماد بالاتری برخوردارند. وی در این باره می نویسد: “خوشبختی یک ملت و همین طور تواناییش برای رقابت منوط است به داشتن یک ویژگی فرهنگی واحد فراگیر که آن سطح اعتماد در جامعه است”( فوکویاما،۱۹۹۵).

آنتونی گیدنز (سطح میانی)
دیدگاه جامعه شناس بریتانیایی آنتونی گیدنز به دلیل اینکه هر دو وجه جامعه شناسی و روانشناسی را به صورت توأمان در تبیین اعتماد به کار گرفته، توجه بسیاری از محققین داخلی و خارجی را به خود جلب نموده و بسیاری از آن ها با محوریت این تئوری به بررسی این پدیده اجتماعی پرداخته اند. مهم ترین خصلت آرای گیدنز تلفیق سطوح خرد و کلان و نیز ویژگی تحلیل الگوهای اعتماد در دوران ماقبل مدرن و مابعد مدرنتیه و چگونگی ساز و کار تغییر آن می باشد. به عقیده وی ” پویایی مدرنیت سه سرچشمه مهم دارد: “جدایی زمان و مکان”، “تحول مکانیسم های از جا کندگی” و “تخصیص بازاندیشانه”. در دید وی نشانه های نمادین و نظام های تخصصی، نظام های انجام دادن کار فنی یا مهارت تخصصی است که حوزه های وسیعی از محیط های مادی و اجتماعی زندگی کنونی ما را سازمان می دهند” (گیدنز،۱۳۸۰).
از نظر گیدنز ” اعتماد در جوامع ماقبل نوین از اهمیت کمتری در مقایسه با جوامع جوامع نوین برخوردار است. چرا که افراد هر چه فاصله زمانی- مکانی بیشتری از هم داشته باشند، به اعتماد بیشتری نیاز خواهند داشت. در جوامع ماقبل نوین که خصلتی محلی و بومی دارند و کنش های متقابل بیشتر در سطح محلی و رو در رو رخ می دهند، در روابط اجتماعی افراد چنان صراحت و شفافیتی به چشم می خورد که نیازی به اعتماد ندارند، زیرا این اعتماد به طور طبیعی وجود دارد اما در جوامع بزرگ و گسترده که روابط اجتماعی در فاصله زمانی و مکانی بسیار دوری انجام می گیرد و افراد درگیر این روابط کمتر با یکدیگر آشنایی چهره به چهره دارند، به اعتماد از طریق نظام های پولی و حقوقی بسیار نیازمند هستند” (به نقل از ریتزر،۱۳۸۶).
گیدنز در مباحث خویش بین دو نوع اعتماد تمایز قائل می شود: اعتماد به افراد خاص و اعتماد به افراد یا نظام های انتزاعی. اعتماد انتزاعی در برگیرنده آگاهی از مخاطره و فرد مورد اعتماد است. لذا در حالی که کنشگر می تواند به راحتی در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کند، می تواند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به دیگران تعمیم یافته نیز دارای ایده ها و باورهایی باشد. افراد همچنین می توانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظام های انتزاعی نظیر نهادها نیز دارای باورهایی باشند. از این فرآیند می توان تحت عنوان سطح نهادی اعتماد نام برد. این همان چیزی است که گیدنز آن را ایده اعتماد به نظام های تخصصی می نامد. یعنی ممکن است کنشگر از فردی که اتومبیل یا خانه او را ساخته، شناختی نداشته باشد ولی نسبت به نظام استاندارد، تنظیم قواعد و قوانین، نظارت و کنترل کیفیت، دارای میزانی از اعتماد باشد (شارع پور،۱۳۸۰). گیدنز همچنین برای نشان دادن نقطه مقابل اعتماد از مفهوم و اصطلاح بی اعتمادی استفاده می کند که شامل اعتماد نسبت به اشخاص و نظام های انتزاعی است (گیدنز،۱۱۹:۱۳۸۰).
در مجموع کند و کاو در مباحث نظری گیدنز پیرامون اعتماد حاکی از آن است که تئوری ساختاربندی وی که در جهت فائق آمدن بر جدل های بین نظریه پردازان سطح خرد و کلان طراحی گردیده است می تواند به عنوان چارچوب نظری مناسب برای تحلیل مسأله بسیار مهم اعتماد باشد و پژوهشگرانی که هم قصد انجام مطالعه در این حوزه را دارند می توانند با استفاده از تئوری هایی از این قبیل و با تلفیقی از هر دو سطح تحلیل خرد و کلان و سطح مطالعه ساخت/ کنش به بررسی دقیق این پدیده اجتماعی در جامعه آماری مورد بررسی بپردازند.
در یک جمع بندی کلی می توان گفت اعتماد در سطوح مختلف خرد، میانه و کلان تخریب و تضعیف می شود؛ عوامل تخریب کننده اعتماد در سطح خرد، منفعت طلبی افراطی افراد است. از آنجا که انسان ها به طور ذاتی، منفعت طلب هستند، وقتی این منفعت طلبی حالت افراطی به خود بگیرد، افراد سعی می کنند با استفاده از روش های کاذب، سهم بیشتری از امکانات و منفعت را برای خود طلب کنند. در سطح میانه، موضوع رقابت های کاذب بین نهادها و مؤسسات مطرح می شود. در سطح کلان نیز، جاه طلبی کشورها عامل اصلی تخریب اعتماد محسوب می شود. به طوری که هرچه کشورها جاه طلبی بیشتری داشته باشند، دیگر کشورها نمی توانند به آنها اعتماد کنند.

۲-۴- گذشت
گذشت مقوله‌ای است که در ربع آخر قرن بیستم، علاقه فراوانی را در میان اندیشمندان رشته‌های مختلف همچون روان‌شناسی، حقوق، سیاست، امور بین‌الملل، علوم اجتماعی، اخلاق، ادبیات، مطالعات زنان و فلسفه برانگیخت. این در حالی است که در گذشته بحث از گذشت اغلب محدود به حوزه الاهیات و ادیان بود(هاگ و همکاران۳۱،۲۰۱۰).
گذشت غیر از ابعاد اخلاقی، فلسفی و الاهیاتی، بعد تجربی هم دارد؛ زیرا روان‌شناسان و عالمان علوم اجتماعی، آثار روان‌شناختی و اجتماعی آن را بررسی می‌کنند. دانشمندان علوم سیاسی نیز از گذشت برای سازش میان گروه‌های متخاصم و ناسازگار استفاده می‌کنند. زیست‌شناسان تکاملی نیز علاقه‌مند به فهم اهمیت ارزش سازگارانه۳۲ گذشت به مثابه یک غریزه هستند(کالوگ۳۳،۲۰۰۸).
گذشت در اخلاق فضیلت، اخلاق مراقبت، و اخلاق زنانه‌نگر نیز که بر مسئولیت ما در قبال دیگران و نیز حفظ ارتباط با آن‌ها تأکید می‌کند، محل توجه فراوان واقع شده است(بلک و همکاران۳۴،۲۰۰۸).
گذشت، در نگاه نخست، مفهومی است ساده، اما اگر دقیق‌تر و ژرف‌تر در باب آن بیندیشیم درمی‌یابیم که از لحاظ مفهومی، روان‌شناختی و اخلاقی پیچیدگی‌های فراوانی دارد. این پدیدار عموماً، به مثابه واکنشی مثبت به خطاکاری انسان لحاظ می‌شود. البته اختلاف نظرهای فراوانی در باب معنای گذشت، ارتباط آن با واژه‌های مشابه یا هم‌خانواده، و نیز ابعاد روان‌شناختی، رفتاری و هنجاری آن وجود دارد. پدیدار گذشت با طیفی از پدیدارهای تعین‌یافته و تعین‌نایافته نزدیکی و مشابهت دارد.
افزون بر این، نظایر قانونی و سیاسی گذشت پرسش‌هایی را در این خصوص پیش کشیده است که کدام دسته از رفتارهای بشری می‌تواند واقعاً به عنوان گذشت توصیف شود(هوگ،۲۰۱۰). گذشت چیزی غیر از چشم‌پوشی یا اغماض۳۵ ، فراموش کردن۳۶، عفو۳۷ چشم‌پوشی از مجازات یا تخفیف مجازات)، صلح و آشتی۳۸، پاک کردن خطا، توجیه کردن خطا۳۹، معذور داشتن خاطی۴۰، تبرئه۴۱، ترحم ۴۲، شفقت۴۳ و همدلی۴۴ است(رولدهولم،۲۰۱۰: والدروت،۲۰۰۸: اسکات،۲۰۰۵). فیلسوفان و اندیشمندان مختلف از جمله اپیکتتوس، سنکا (????)، ارسطو (????: ??، ??-??، ???، ???، ???-???)، آکوئیناس، اسپینوزا (????: ???، ???، ???)، مالبرانش، ‌هابز (????: ??)، هگل، باتلر (????)، نیچه (????)، ‌هانا آرنت (????: ???-???)، دریدا (????)، لویناس، کریستوا (????: ???-???؛ کریستوا، ????: ??-??)، پل ریکور (????)، مک‌ناوتن (????)، جفری جی. مورفی (????, ????, ????)، گریسولد (????)، آنتونی بَش (????)، دسموند توتو (????)، ‌هابِر (????)، ترودی گاویر (????)، رابرت سی. رابرتس (????)، ورثینگتون (????, ????)، کولاکوفسکی (????) و … ابعاد مختلف این موضوع را کاویده‌اند و افق‌های نوینی را پیش روی ما گشوده‌اند. این مقاله عهده‌دار بررسی تاریخی این موضوع نیست، بلکه صرفاً گذشت را در سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی به لحاظ لغوی بررسی می‌کند و سپس در قالب فقراتی مجزا و در عین حال مرتبط ماهیت و چیستی گذشت را می‌کاود و مفهوم آن را تحلیل می‌کند.

۲-۴-۱- زمینه های گذشت
گذشت و عفو کردن، گونه های مختلفی دارد:
۱ – گاهی شخصی ناگزیر از عفو کردن است، زیرا قدرت بر انتقام ندارد و نمی تواند قصاص کند. به قول شاعر:
۲ – گاهی قدرت بر قصاص و یا انتقام هست، ولی چون موجب زحمت و درگیری می شود، راحت طلبی مانع انتقام می گردد.
۳ – شخص قدرت بر انتقام دارد و راحت طلب هم نیست، اما با انگیزه خداخواهی و برای کسب خشنودی خدا، دست از انتقام بر می دارد و گذشت می کند. بدیهی است که از نظر آموزه های دینی قسم سوم بار مثبت دارد و ارزش محسوب می شود. امام صادق (ع) می فرماید: “العفو عند القدره من سنن المرسلین و المتقین؛ عفو هنگام قدرت، روش فرستادگان الهی و اهل تقواست.”( مقدم،۱۳۸۹).

۲-۴-۲- همبستگی اجتماعی، ثمره گذشت در جامعه:
نهادینه شدن فرهنگ عفو و گذشت راهی برای تقویت سرمایه‌های اجتماعی و ایجاد روابط صمیمی بین افراد است. باید فرهنگ عفو و گذشت به‌عنوان یک فرهنگ عمومی در بین مردم نهادینه شود زیرا نهادینه شدن این فرهنگ اصیل دینی ‌بین مردم موجب تقویت سرمایه‌های اجتماعی و ایجاد روابطی صمیمی بین افراد می‌شود. در گذشته با توجه به اینکه جامعه‌ها کوچک و سرمایه‌های اجتماعی قوی‌تر بودند و شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی را ایفا می‌کردند، میزان جرائمی که منجر به قصاص می‌شدند بسیار کم بودند و همین موضوع معنویات و عواطف انسانی را در درجه اول تصمیم‌گیری‌ها قرار می‌داد؛ زیرا که بین این سرمایه‌های اجتماعی ارتباط گسترده آشنایی وجود داشت. در جوامعه گذشته عفو و گذشت به شکل‌های مختلف مشاهده می‌شد مانند خانواده‌هایی که اختلافات چندین ساله خود را به وسیله ازدواج با عضوی از خانواده مورد نظر می‌بخشیدند و دوستی های خانوادگی را جایگزین دشمنی‌های چندین ساله می‌کردند(فولادی،۱۳۹۰).
ولی متأسفانه در جوامع مدرن معاصر افراد با یکدیگر آشنایی‌های لازم را ندارند و جز ارتباط‌های خشک و رسمی، ‌ ارتباطی با هم ندارند که در این صورت باید سعی کرد فرهنگ عفو و گذشت را به شکل‌های مختلف مانند برگزاری جشنواره‌ها، همایش‌ها و تقویت سرمایه‌های اجتماعی در میان آحاد جامعه نهادینه کرد.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید