دانلود پایان نامه

تَلَمُّسُ الْبَصيرَةِ لِاسْتِدْراكِ الْبُغْيَة “337 يعنى تفكّر جستجو نمودن “بصيرت” است- كه چشم قلب است- براى رسيدن به مقصود و نتيجه، كه غايت كمالْ آن است. و معلوم است مقصد و مقصودْ سعادت مطلقه است كه به كمال علمى و عملى حاصل آيد.”338 .
1-3. آيات تحدي و هماورد طلبي
1-3-1. ” وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ “339 .
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد، پس- اگر راست مى‏گوييد- سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را- غير خدا- فرا خوانيد.
1-3-2. ” أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين‏ “340 .
يا مى‏گويند: “آن را به دروغ ساخته است؟” بگو: “اگر راست مى‏گوييد، سوره‏اى مانند آن بياوريد، و هر كه را جز خدا مى‏توانيد، فرا خوانيد.”
ملاحظه مي شود که خداوند در آيات فوق و آيات ديگري در قرآن بشر را به همانند آوري طلبيده و اين در صورتي معنا خواهد داشت که قرآن براي همه حتي براي معاندان و مخالفان قابل فهم باشد نکته قابل ذکر آنکه معاندان و مخالفان از سر لجبازي و کينه توزي قرآن را انکار نموده و به آن بي توجهي مي کنند و گرنه همگي در قلب و دل حقانيت قرآن را قبول دارند اما براي شانه خالي کردن از زير بار تعهد انساني به قرآن نسبت سحر341 ، دروغ و افترا342 ، شعر343 ، اسطوره344 ، خواب پريشان345 و مانند آن مي دهند .
1-4. قرآن کتاب هدايت .
1-4-1. ” ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ “346 .
اين است كتابى كه در [حقانيت‏] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است .
1-4-2. ” شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان‏ “347 .
ماه رمضان [همان ماه‏] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است، [كتابى‏] كه مردم را راهبر، و [متضمّن‏] دلايل آشكار هدايت، و [ميزان‏] تشخيص حق از باطل است‏ .
1-4-3. ” وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى‏ عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏ “348 .
و در حقيقت، ما براى آنان كتابى آورديم كه آن را از روى دانش، روشن و شيوايش ساخته‏ايم، و براى گروهى كه ايمان مى‏آورند هدايت و رحمتى است.
1-4-4. ” وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمينَ “349 .
و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است، بر تو نازل كرديم.
1-4-5. ” تِلْكَ ءَايَاتُ الْكِتَابِ الحَْكِيمِ * هُدًى وَ رَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِين “350‏ .
اين است آيات كتاب حكمت‏آموز، [كه‏] براى نيكوكاران رهنمود و رحمتى است .
1-4-6. ” هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ” .
اين [كتاب‏] براى مردم، بينش‏بخش و براى قومى كه يقين دارند، رهنمود و رحمتى است.
طبق بيان آيات فوق قرآن مايه هدايت براي متقين ، مؤمنين ، محسنين ، اهل يقين ، مسلمين و مردم [ ناس ] مي باشد بنا براين هدايت قرآن فراگير بوده و اختصاص به قشر خاصي ندارد و در صورتي قرآن مايه هدايت نامبردگان خواهد بود که بتوانند آن را بخوانند و بفهمند و در زندگي به کار بندند ؛ امام خميني نيز درجاي جاي سخنان و نوشته هايش قرآن را کتاب هدايت دانسته و مسلمين را به مراجعه و استفاده از آن در زندگي دعوت کرده است ؛ ايشان تنها راه رهايي امت اسلام از زير يوغ مستکبران را توجه به اين کتاب هدايت دانسته مي فرمايد : ” اگر مسلمانان جهان به انگيزه انبيا- عليهم السلام- كه عصاره آن در آخرين كتاب انسان‏ساز، قرآن كريم، اين كتاب هدايت- كه از مبدأ نور ” اللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ “351 به مشكات قلب نورانى خاتم الرسل- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- تابش نمود تا قلوب انسانها را از حجابهاى ظلمت و نور برهاند و عالم را نور على‏ نور كند- پى‏برند و به اقيانوس نور متصل شوند، هر گز در اسارت شيطان و شيطان زادگان در نمى‏آيند؛ و براى چند روز مسند توهّمى و رياستهاى تخيلى، داغ ننگ و ذلت را بر جبين خويش نمى‏پذيرند “352 .
1-5. آيات روشني و بينادلي .
1-5-1. ” قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ “353 .
قطعاً براى شما از جانب خدا روشنايى و كتابى روشنگر آمده است.
1-5-2. ” يُرِيدُونَ لِيُطْفُِواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُون‏ “354 .
مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا- گر چه كافران را ناخوش افتد- نور خود را كامل خواهد گردانيد .
1-5-3. ” يَأَيهَُّا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا “355 .
اى مردم، در حقيقت براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده است، و ما به سوى شما نورى تابناك فرو فرستاده‏ايم.
پرواضح است که قرآن به عنوان نور ، روشنگر و تبيين کننده همه مسائل و نيازهاي جامعه بشري است حال چگونه با اين کارکرد براي بشر قابل فهم نباشد؟ و چگونه به روشنگري غير خودش وابسته باشد ؟
امام خميني نيز قرآن را با عنوان صحيفه نورانيه توصيف نموده و به همين دليل بر بشر لازم دانسته که در آن تفکر نموده تا از انواع ظلمات رهايي يافته و به سر منزل مقصود و تجلي گاه رب العالمين برسد ايشان مي نويسد : ” چون مقصد قرآن، چنانچه خود آن صحيفه نورانيّه فرمايد، هدايت به سُبُل سلامت است و اخراج از همه مراتب ظلمات است به عالم نور و هدايت به طريق مستقيم است، بايد انسان به تفكّر در آيات شريفه مراتب سلامت را از مرتبه دانيه آن، كه راجع به قواى ملكيّه است، تا منتهى النّهايه آن، كه حقيقت قلب سليم است- به تفسيرى كه از اهل بيت وارد شده كه ملاقات كند حق را در صورتى كه غير حق در آن نباشد- به دست آورد. و سلامت قواى ملكيّه و ملكوتيّه گم‏شده قارى قرآن باشد، كه در اين كتاب آسمانى اين گم شده موجود است و بايد با تفكّر استخراج آن كند. و چون قواى انسانيّه سالم از تصرّف شيطانى شد و طريق سلامت را بدست آورد و بكار بست، در هر مرتبه سلامت كه حاصل شد از ظلمتى نجات يابد و قهراً نور ساطع الهى در آن تجلّى كند، تا آن كه اگر از جميع انواع ظلمات كه اول آن ظلمات عالم طبيعت است به جميع شئون آن و آخر آن ظلمت توجه به كثرت است به تمام شئون آن خالص شد، نور مطلق‏ در قلبش تجلّى كند و به طريق مستقيم انسانيّت، كه در اين مقام طريق ربّ است، انسان را هدايت كند “356
1-6. آيات تبشير و انذار .
1-6-1. ” أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى‏ رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِم‏ “357.
آيا براى مردم شگفت‏آور است كه به مردى از خودشان وحى كرديم كه : مردم را بيم ده و به كسانى كه ايمان آورده‏اند مژده ده كه براى آنان نزد پروردگارشان سابقه نيك است ؟
1-6-2. ” وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلاً كَبيراً “358 .
و مؤمنان را مژده دِه كه براى آنان از جانب خدا بخشايشى فراوان خواهد بود.
آيات تبشير و انذار در صورتي معنا خواهد داشت که آيات و عبارات قرآني براي بشر قابل فهميدن باشد ، در غير اين صورت مصداق ” تکليف مالا يطاق ” بوده و اين از ساحت قدس الهي به دور است .
1-7. آيات الاحکام .
1-7-1. ” يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْديكُمْ مِنْهُ ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون‏ “359 .
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون به [عزم‏] نماز برخيزيد، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پيشين [هر دو پا] مسح كنيد و اگر جُنُب‏ايد خود را پاك كنيد [غسل نماييد] و اگر بيمار يا در سفر بوديد، يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد، يا با زنان نزديكى كرده‏ايد و آبى نيافتيد پس با خاك پاك تيمّم كنيد، و از آن به صورت و دستهايتان بكشيد. خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگيرد، ليكن مى‏خواهد شما را پاك، و نعمتش را بر شما تمام گرداند، باشد كه سپاس [او] بداريد .
1-7-2. ” يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِري سَبيلٍ حَتَّى‏ تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْديكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفُوراً “360 .
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، در حال مستى به نماز نزديك نشويد تا زمانى كه بدانيد چه مى‏گوييد و [نيز] در حال جنابت [وارد نماز نشويد]- مگر اينكه راهگذر باشيد- تا غسل كنيد و اگر بيماريد يا در سفريد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان آميزش كرده‏ايد و آب نيافته‏ايد، پس بر خاكى پاك تيمّم كنيد، و صورت و دستهايتان را مسح نماييد، كه خدا بخشنده و آمرزنده است .
1-7-3. ” يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى‏ طَعامٍ غَيْرَ ناظِرينَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسينَ لِحَديثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيي‏ مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي‏ مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيما “361 .
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، داخل اتاقهاى پيامبر مشويد، مگر آنكه براى [خوردنِ‏] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‏] بى‏آنكه در انتظار پخته‏شدن آن باشيد ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بى‏آنكه سرگرم سخنى گرديد. اين [رفتارِ] شما پيامبر را مى‏رنجاند و [لى‏] از شما شرم مى‏دارد، و حال آنكه خدا از حق [گويى‏] شرم نمى‏كند، و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزه‏تر است، و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد، و مطلقاً [نبايد] زنانش را پس از [مرگ‏] او به نكاح خود درآوريد، چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى‏] بزرگ است.
به گفته مفسران بيش از 500 آيه در قرآن کريم به صورت مستقيم در رابطه با احکام عملي مورد نياز جامعه مسلمانان نازل شده و مسلمانان با مراجعه به آيات قرآن اين احکام را در زندگي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید