دانلود پایان نامه

استدلال اخباريان به آيات
ملا امين استر آبادي با استناد به آيات يادشده مي گويد : طبق آيات مذکور قرآن تبيان هر چيزي است و هيچ اختلافي در قرآن مشاهده نمي شود و قرآن داراي ظاهري شگفت آور و باطني عميق است و تاريکيها و ظلمات جز به نور قرآن کشف و برطرف نمي شود193 از طرفي معتقد است همه آنچه امت تا روز قيامت احتياج دارد در قرآن بيان شده و در آنچه نازل شده هيچ اختلافي وجود ندارد ، بنا براين وقتي در يک مسئله دو حکم مختلف مي بينيم طبق آيه 44 سوره مائده194 کسي که بر خلاف حکم خدا حکم کرده کافر خواهد بود استرآبادي در ادامه براي کفر پنج وجه ذکر نموده و با استناد به خطبه هاي 87195 ، 17196 ، و علت يابي پيرامون علت
هلاکت مردم با نقل فراز هايي از خطبه 88197 و همچنين فرازهايي از نامه 31198 نهج البلاغه نتيجه مي گيرد که هر چه جز يقين داريم شبهه است زيرا امور منحصر در دو امر يقين و شبهه است و اگر ظن و گمان را شبهه ندانيم حصر امور در شبهه و يقين باطل مي شود وي اضافه مي کند همه راهها و روشهايي که به اختلاف فتوي مي رسد به جز تقيه در نزد خداوند مردود است بنا بر اين راهي جز مراجعه به روايات يقيني اهل بيت عصمت و طهارت باقي نمي ماند199 .
پاسخ
در پاسخ به استدلال پيش گفته چند نکته قابل ذکر است :
نکته اول : اينکه قرآن تبيان هر چيزي است در باب نيازهاي معنوي بشر بوده زيرا قرآن به تصريح مفسران بزرگ کتاب هدايت است و لذا از اين زاويه تبيان براي همه اشياء بوده که اين مطلب ذيل آيه مورد بحث و بررسي واقع شد .
نکته دوم : اينکه هيچ اختلافي در قرآن مشاهده نمي شود مورد اتفاق همه مفسران فريقين بوده و اختلافات تفسيري موجود ناشي از نوع نگاه مفسران به محتواي آيات مي باشد .
نکته سوم : اينکه قرآن داراي ظاهري شگفت آور و باطني عميق است و تاريکيها و ظلمات جز با نور قرآن کشف نمي شود مربوط به مراتب باطني و درک شهودي مضامين قرآن بوده که ذيل روايات مربوط به بطون قرآن به صورت مفصل بررسي و تبيين شد .
نکته چهارم : حکم به کافر بودن کسي که بر خلاف آنچه خدا نازل کرده فتوي دهد مربوط به موضع گرفتن در مقابل دستورات خداوند بوده که اين مبحث نيز ذيل آيه 44 سوره مائده مورد بررسي قرار گرفت .
نکته پنجم : انحصار امور در شبهه و يقين امري صحيح است اما اولا خود يقين نيز داراي مراتبي بوده و ديگر اينکه ظن و گمان در صورتي که در مقابل قطع و يقين باشد مصداق شبهه بوده ليکن در صورت نبود قطع و يقين ظن و گمان نيز مفيد علم است و راه رهايي از بن بست توقف در احکام گمان عالمانه مي باشد و سخنان امام علي (ع) در نهج البلاغه در طعن و هشدار به کساني گفته شده که در مقابل علم قطعي و يقيني اهل بيت (ع) به اصول خود ساخته مبتني بر گمان غير عالمانه متمسک شده و آن را مبناي استنباط احکام الهي مي دانستند و لذا مجتهدان و اصوليون شيعه که تمام تلاش خود را پيرامون کشف مراد آيات و روايات به کار بسته و از اصول عقلي مستتر در آيات و روايات بسيار زيرکانه استفاده مي نمايند مصداق طعن اخباريان واقع نمي شوند .
نتيجه نهايي
اخباريان ابتدا يک ديدگاه و منش تفسيري را غير عالمانه ، با کج فهمي يا بر اساس بعضي روايات ضعيف و غير معتبر انتخاب کرده اند و سپس به دنبال مستمسکاتي براي اين نظريه خويش بر آمده اند و آيات پيش گفته را بدين منظور بر گزيده اند حال آنکه اين آيات به هيچ عنوان اشاره اي به خواست ايشان ندارد در اين آيات گفته شده : با وجود علم قطعي و يقيني از ظن و گمان تبعيت نکنيد ، از آنچه بدان علم نداريد پيروي مکنيد ، در مورد خداوند جز سخن حق نگوييد و… پر واضح است که هيچ عالم اصولي و حتي هيچ مفسري در مورد آيات پيشين با اخباريان اختلاف ندارد آنچه مايه اختلاف و کشمکش است اين مطلب است که اخباريان ديدگاه و نظر خويش را بر اين آيات تحميل نموده و بر خلاف دستورات صريح روايي و قرآني عمل کرده اند نکته ديگر قابل ذکر آنکه : اگر در قرآن گفته شده : تبيان کل شيء يا ما فرّطنا في الکتاب من شيء بايد توجه کرد که آيات قرآن يک مجموعه منسجم و به هم پيوسته را تشکيل مي دهد و لذا براي تبيين معنا و تفسير آن نيز بايد ارتباط آيات و سوره ها و مضامين آنرا در نظر بگيريم که با در نظر گرفتن اين عامل با توجه به اين که قرآن کتاب هدايت براي بشريت است و نه کتاب فيزيک و شيمي و مانند آن ؛ لذا قرآن در زمينه هدايت و ارشاد معنوي انسان تبيان کل شيء است نه اينکه مانند اخباريان چشم هايمان را ببنديم و بگوييم خير قرآن تبيان همه چيز در همه زمينه ها هست !!!
ب : روايات
ملا امين استر آبادي در کتاب فوائد المدنيه بيش از 120 روايت براي اثبات ديدگاه خويش آورده که ما اين روايات را به صورت موضوعي دسته بندي نموده واز آنجا که هدف نقد موضوعي روايات است به عنوان نمونه ذيل هرکدام از موضوعات يک روايت آورده و موضوع مطرح شده در آن را با استفاده از ديدگاه امام خميني (ره ) و بعضا ديگر اصوليون نقد نموده ايم .
1. روايات ناهي از حکم دادن بر خلاف ” ما أنزل الله ” .
” عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ مَنْ حَكَمَ فِي دِرْهَمَيْنِ بِغَيْرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ ” 200.
ابو بصير مى‏گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‏فرمود: هر كس در مورد دو درهم، به غير از آنچه خدا نازل كرده است داورى كند، به خداوند بزرگ كافر شده است.
موضوع اين دسته از روايات در باب قضاوت است و بديهي است که موضع گيري در برابر حکم خداوند همان اعلان جنگ با خداست لکن منهي اين روايت ، حکم بر خلاف آنچه خدا نازل نموده است مي باشد و بنا براين بر خلاف ادعاي اخباريان اين روايت خود سند محکمي براي مراجعه به آيات و روايات مي باشد زيرا آيات وحي قرآني و روايات وحي بياني است و هردو مکمل يکديگر بوده و طبق حديث ثقلين و ديگر احاديث رجوع به هردو باهم تضمين کننده سعادت و نجات دهنده از گمراهي است ضمن آنکه بسياري از احکام قضاوتگري از روايات به دست مي آيد زيرا قرآن در بر دارنده کليات بوده و کشف و به دست آوردن احکام جزئي بر اساس آن کليات و همچنين روايات و قوه عقل به بشر سپرده شده است ؛ امام خميني نيز مي فرمايد : وجود رواياتي که از حکم کردن بر خلاف ما انزل الله نهي مي کند در ميان روايات ، خود دال بر وجود و جواز اجتهاد صحيح در زمان ائمه اهل بيت (ع) است201 و اين مطلب برخلاف ادعاي اخباريان است .
2. روايات ناهي از فتوي دادن غير عالمانه .
” مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِيَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ ع مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًى مِنَ اللَّهِ لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلَائِكَةُ الْعَذَابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْيَاهُ “202 .
امام صادق (ع) فرمودند : هر کس بدون دانش و بدون هدايت و دليلي از جانب خداوند فتوي دهد فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب وي را لعنت مي کنند و گناه کسي که به فتوايش عمل کند بر عهده اوست .
اين دسته از روايات از سخن گفتن و فتوي دادن بدون علم نهي مي کند زيرا سخن گفتن بدون علم مساوي با سخن گفتن از روي هواي نفس و نوعي تفسير به راي است ، فلذا محتواي اين روايات نيز بر خلاف خواسته اخباريان دال بر مراجعه به کتاب خداوند و فتوي دادن بر طبق آن مي باشد و اين روايت کساني را که بدون مراجعه به کتاب خدا و بدون دليل حکمي صادر کنند لعن و نفرين نموده است . امام (ره ) نيز در ذيل اين دسته از روايات مي فرمايد : ” منهي اين قبيل روايات فتوي دادن بدون علم است و لذا فتوي دادن با علم و آگاهي همان اجتهاد است زيرا اجتهاد چيزي جز تفقه عالمانه با استدلالهاي روشن و موشکافي در روايات اهل بيت (ع) نيست بنا براين اين روايات جواز اجتهاد و رجوع به مجتهد است “203 ؛ حال انکه اخباريان معتقدند نيازي به رجوع به مجتهد نيست و همگان با استفاده از روايات اهل بيت مي توانند جواب مسائل و سؤالات شرعي خويش را بيابند .
3. روايات ناهي از عمل به راي و قياس .
” مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ مُثَنًّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قُلْتُ
لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع تَرِدُ عَلَيْنَا أَشْيَاءُ لَيْسَ نَعْرِفُهَا فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ لَا سُنَّةٍ فَنَنْظُرُ فِيهَا فَقَالَ لَا أَمَا إِنَّكَ إِنْ أَصَبْتَ لَمْ تُؤْجَرْ وَ إِنْ أَخْطَأْتَ كَذَبْتَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ “204 .
ابو بصير گويد بامام صادق عليه السلام عرض كردم مطالبى براى ما پيش مى‏آيد كه حكمش را از قرآن نمي فهميم و حديثى هم نداريم كه در آن نظر كنيم (ميتوانيم برأى و قياس عمل كنيم؟) فرمود: نه، زيرا اگر درست رفتى پاداش ندارى و اگر خطا كنى بر خدا دروغ بسته‏اى.
طرفداران تفسير نقلي مي گويند : تفسير قرآن با استفاده از اجتهاد شخصي و نيز هرگونه تفسيري که از غير راه سماع و نقل به دست آمده باشد مشمول اين روايات بوده ، محکوم به بطلان و موجب تحريف معنوي قرآن کريم خواهد بود ، اينان در توضيح اين استدلال اظهار داشته اند که ” رأي ” همان نظريه اي است که از راه عقل و مبادي فکري ظني به دست آمده باشد ، لذا هرگونه بيان و تفسيري در مورد آيات قرآن که بر اساسا رأي و نظر شخصي عرضه شود مصداق تفسير به رأي بوده و مردود خواهد بود205 . شايان ذکر است در زمينه نهي از تفسير به رأي بيش از ” ده”206 روايت از ائمه معصومين (ع) روايت شده و اين خود بيانگر اهميت مسئله مي باشد قبل از پاسخ به شبهه فوق ذکر دو نکته ضروري است : اولا هر تفسير اجتهادي مصداق تفسير به رأي نيست و ديگر اينکه ممنوعيت تفسير به رأي به معناي صحت و درستي تفسير نقلي به تنهايي و منحصر دانستن آن به نقل و سماع حديث نمي باشد مفسران و صاحب نظران در پاسخ به استدلال فوق نظريات مختلفي ابراز نموده اند از جمله :
علامه طباطبائي در تفسير الميزان به صورت بسيار مفصل رواياتي از اين قبيل را نقد نموده است ايشان مي نويسد : ” و اينكه رسول خدا (ص) فرمود: ” هر كس قرآن را با رأى خود تفسير كند …” منظور از رأى اعتقادى است كه در اثر اجتهاد به دست مى‏آيد، گاهى هم كلمه” رأى” بر سخنى اطلاق مى‏شود كه ناشى از هواى نفس و استحسان باشد، و بهر حال …. رسول خدا (ص) نخواسته است مسلمانان را در تفسير قرآن از مطلق اجتهاد نهى كند، تا لازمه‏اش اين باشد كه مردم را در تفسير قرآن مامور به پيروى روايات وارده از خود و از ائمه اهل بيتش (ع) كرده باشد، آن طور كه اهل حديث خيال كرده‏اند. علاوه بر اينكه اگر منظور آن جناب چنين چيزى بوده باشد روايت نامبرده با آيات بسيارى كه قرآن را عربى مبين مى‏خواند، و يا به تدبر در آن امر مى‏كند، و همچنين با روايات بسيارى كه دستور مى‏دهد هر روايتى را بايد عرضه به قرآن كرد، منافات خواهد داشت. بلكه خواسته است از خود سرى در تفسير نهى كند … خواسته است بفرمايد مفسر نبايد در تفسير آيات قرآنى به اسبابى كه براى فهم كلام عربى در دست دارد اكتفاء نموده، كلام خدا را با كلام مردم مقايسه كند، براى اينكه كلام خدا با كلام بشرى فرق دارد.
ما وقتى يك جمله كلام بشرى را مى‏شنويم از هر گوينده‏اى كه باشد بدون درنگ قواعد معمولى ادبيات را در باره آن اعمال نموده كشف مى‏كنيم كه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید