دانلود پایان نامه

پيامبر(ص) و ائمه اهل بيت (ع) در تفسير
2-5-1. روايت امام صادق(ع) در مورد وجوه کفر که با استفاده از تعداد زيادي از آيات قرآن اين مطلب را تبيين نموده اند ” در كافى از زبيرى از امام صادق ع روايت آورده كه گفت: بآنجناب عرضه داشتم: وجوه كفر را كه در كتاب خدا آمده برايم بيان بفرما، فرمود: كفر در كتاب خدا بر پنج قسم است، اول كفر جحود، و جحود هم خود، دو جور است، سوم كفر بترك دستورات الهى، چهارم كفر برائت، پنجم كفران نعمت. اما قسم اول دو قسم جحود، يكى جحود و انكار ربوبيت خدا است، و اين اعتقاد كسى است كه ميگويد: نه ربى هست، و نه بهشتى، و نه دوزخى، و صاحبان اين عقيده دو صنف از زنادقه هستند، كه بايشان دهرى هم مى‏گويند، همانهايند كه قرآن كلامشان را حكايت كرده كه گفته‏اند: “وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ “394 ( جز روزگار كسى ما را نمى‏ميراند) و اين دينى است كه از طريق امتحان و دل بخواه براى خود درست كرده‏اند، و گفتارشان خالى از حقيقت و تحقيق است، هم چنان كه خداى عز و جل فرموده: ” إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ “395 ( جز پندار دليل ديگرى ندارند)، و نيز فرموده: ” إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ “396 ( كسانى كه كافر شدند بر ايشان يكسان است، چه انذارشان كنى، و چه نكنى ايمان نمى‏آورند)، يعنى بدين توحيد ايمان نمى‏آورند، اين يكى از وجوه كفر است.
و اما وجه دوم از جحود، جحود بر معرفت است، و آن اين است كه كسى با اينكه حق را شناخته، و برايش ثابت شده، انكار كند، كه خداى عز و جل در باره‏شان فرموده: ” وَ جَحَدُوا بِها، وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ، ظُلْماً وَ عُلُوًّا “397 ( دين خدا را انكار كردند، با اينكه در دل بحقانيت آن يقين داشتند، ولى چون ظالم، و سركش بودند، زير بار آن نرفتند)، و نيز فرموده: ” وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا، كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ”398 ( قبل از آمدن اسلام يهوديان بكفار مى‏گفتند بزودى پيامبر آخر الزمان مى‏آيد، و ما را بر شما پيروزى مى‏بخشد، ولى همين كه اسلام آمد، بدان كافر شدند، پس لعنت خدا باد بر كافران).
وجه سوم از كفر، كفران نعمت است، كه خداى سبحان در باره‏اش از سليمان حكايت كرده كه گفت: ” هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي، لِيَبْلُوَنِي، أَ أَشْكُرُ؟ أَمْ أَكْفُرُ؟ وَ مَنْ شَكَرَ، فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ، وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ “399 ( اين از فضل پروردگارم است، تا مرا بيازمايد، آيا شكر مى‏گزارم؟ يا كفران مى‏كنم؟ و كسى كه شكر گزارد، بنفع خود شكر كرده و كسى كه كفران كند خدا بى نياز و كريم است) و نيز فرموده: ” لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ، وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ “400 ( اگر شكر بگذاريد نعمت را برايتان زياده كنم، و اگر كفر بورزيد، بدرستى عذابم شديد است) و نيز فرموده: ” فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ، وَ اشْكُرُوا لِي، وَ لا تَكْفُرُونِ”401 ( بياد من افتيد تا بيادتان بيفتم و شكرم بگذاريد، و كفرانم مكنيد) در اين چند آيه كلمه كفر بمعناى كفران نعمت است.
وجه چهارم از كفر، ترك دستورات خداى عز و جل ميباشد، كه در آن باره فرموده: ” وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ، وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ، ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ، وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ، مِنْ دِيارِهِمْ، تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ، وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى‏، تُفادُوهُمْ، وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ، أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ؟ و تكفرون ببعض؟”402 (و چون پيمان از شما گرفتيم، كه خون يكديگر مريزيد، و يكديگر را از ديارتان بيرون مكنيد، شما هم بر اين پيمان اقرار كرديد، و شهادت داديد، آن گاه همين شما يكديگر را كشتيد، و از وطن بيرون كرديد، و بر دشمنى آنان و جنايتكارى پشت به پشت هم داديد، و چون اسيرتان ميشدند، فديه مى‏گرفتيد، با اينكه فديه گرفتن و بيرون راندن بر شما حرام بود، آيا به بعضى احكام كتاب ايمان مى‏آوريد، و به بعضى كفر مى‏ورزيد؟) (يعنى عمل نمى‏كنيد)؟ پس در اين آيه منظور از كفر، ترك دستورات خداى عز و جل ميباشد، چون نسبت ايمان هم بايشان داده، هر چند كه اين ايمان را از ايشان قبول نكرده، و سودمند بحالشان ندانسته، و فرموده: ” فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا، وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ، وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ “403 (پس چيست جزاى هر كه از شما چنين كند، بجز خوارى در زندگى دنيا، و روز قيامت بسوى شديدترين عذاب بر مى‏گردند، و خدا از آنچه مى‏كنيد غافل نيست).
وجه پنجم از كفر، كفر برائت است، كه خداى عز و جل در باره‏اش از ابراهيم خليل (ع) حكايت كرده، كه گفت: ” كَفَرْنا بِكُمْ، وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ “404 از شما بيزاريم، و ميان ما و شما دشمنى و خشم آغاز شد، و دست از دشمنى برنميداريم، تا آنكه بخداى يگانه ايمان بياوريد) كه در اين آيه كفر بمعناى بيزارى آمده، و نيز از ابليس حكايت مى‏كند، كه از دوستان انسى خود در روز قيامت بيزارى جسته، ميگويد: ” إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ “405 من از اينكه شما مرا در دنيا شريك قرار داديد بيزارم) “5”، و نيز از قول بت‏پرستان حكايت مى‏كند، كه در قيامت از يكدگر بيزارى ميجويند، و فرموده: ” إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً، مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا، ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ، وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً “406 ( تنها علت بت‏پرستى شما در دنيا رعايت دوستى با يكديگر بود، ولى روز قيامت از يكديگر بيزارى جسته، يكديگر را لعنت خواهيد كرد) كه كفر در اين آيه نيز بمعناى بيزارى آمده است”407 .
2-5-2. روايت منقول ار امام باقر (ع) که در آن براي تفسير آيه اي از قرآن از آيه ديگر کمک گرفته اند ” در كتاب كافى و كتاب بصائر، از سدير صيرفى روايت كرده‏اند كه گفت: من از حمران بن أعين شنيدم: كه از امام باقر ع از آيه: ” بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ “408 ‏پرسيد و آن جناب در پاسخش فرمود: خداى عز و جل همه اشياء را بعلم خود و بدون الگوى قبلى آفريد، آسمانها و زمين را خلق كرد، بدون اينكه از آسمان و زمينى قبل از آن الگو گرفته باشد، مگر نشنيدى كه مى‏فرمايد: “وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ؟”409 .
2-5-3. . روايت امام جواد (ع) که در مورد مقدار قطع دست هنگام دزدي ذيل آيه 38 سوره مائده410 با استدلال و استناد به آيه 18 سوره جن411 مي فرمايند : قطع دست بايد از ناحيه انتهاي انگشتان باشد تا موضع سجده باقي بماند412 .
2-5-4 . روايت رسول خدا در مورد تفسير ظلم در آيه 82 سوره انعام413 که با استناد به آيه 13 سوره لقمان414 آن را به شرک تفسير کرده اند415 .
2-5-5. روايت امام صادق در مورد چگونگي پزداخت بهاي آزادي برده که به آيه اي از قزآن استدلال نموده اند : ” و در تهذيب از امام صادق ع روايت كرده كه شخصى از آن جناب از برده‏اى سؤال كرد كه با مولايش قرار گذاشته: اگر فلان مبلغ بپردازد، آزاد باشد و مقدارى از آن مبلغ را پرداخته چه كند؟ فرمود: بحكم آيه ” وَ فِي الرِّقابِ “416 بقيه مبلغ را بايد از مال صدقه بپردازند تا آزاد شود”417.
ملاحظه رواياتي از قبيل دو روايت پيشين که پيامبر (ص) و ائمه (ع) در توضيح و تفسير آيات قرآن به آيات ديگر استناد نموده اند بيانگر صحت مراجعه به قرآن مي باشد .
نتيجه نهايي
بر طبق آيات قرآن و روايات پيامبر و ائمه اهل بيت متوجه مي شويم که تفسير قرآن و مراجعه به آن براي همگان امکان پذير بوده و ائمه به اين روش، راه استدلال کردن به آيات قرآن و استفاده از آن در تفسيررا به پيروان خويش آموخته اند البته به شرط آنکه قرآن پژوه و مفسر با قرآن و محتواي آيات آن آشنا باشد و از علوم مقدماتي مورد نياز مانند صرف و نحو ؛ بلاغت ؛ علم لغت و مانند آن نيز خرمني خوشه چين کرده باشد ؛ به دنبال هواي نفس و تفسير به راي و مانند آن نباشد ؛ آنچه او درک مي کند به عنوان سخن اول و آخر عاري از اشتباه نپندارد و هدفش از مراجعه به قرآن انس گرفتن با کلام ربّ العالمين و غور معنوي در درياي معرفت حق تعالي بوده باشد و مراتب کمال و پله هاي قرب حق تعالي را يکي پس از ديگري در نوردد ؛ بر همگان لازم است در فهم آيات قرآن به آيات ديگر رجوع نموده و از شيوه تفسير قرآن به قرآن استفاده نمايند و اين مطلب بر خلاف خواسته اخباريان است .
منابع و مآخذ
1. قرآن کريم ، ترجمه فولادوند محمد مهدي ، دار القرآن الکريم ، چاپ اول 1415ق .
2. نهج البلاغه ، ترجمه دشتي محمد ، مؤسسه انتشارات مشهور ، قم ، چاپ اول ، 1379ش .
3. ـــــــ ، صبحي صالح ، مؤسسه دار الهجره ، قم ، بي تا .
4. ـــــــ ترجمه و شرح فيض الاسلام سيد علينقي ، مؤسسه چاپ و نشر تاليفات فيض الاسلام ـ انتشارات فقيه ، تهران ، چاپ پنجم ، 1379ش .
.
5. آفندي ، ميرزا عبدالله ، رياض العلماء ، قم ، مجمع الفکر الاسلامي ، 1420 ق
6. ابن عربي( محمد بن علي ) ، فتوحات مکيه ، ترجمه و تعليق : محمد خواجوي ، تهران ، مولي ، 1388 ش .
7. ابي جمهور ، محمد بن ابراهيم احسائي ، عوالي الئالي ، قم ، مطبعة سيد الشهداء ، 1403 هـ.ق.
8. احمد بن حنبل ، مسند ، بيروت ، دار احياء التراث العربي ، 1993 م .
9. اربلي ، محدث ، کشف الغمه في معرفة الائمه ، تبريز ، بني هاشمي ، چاپ اول ، 1381 ق .
10. استرآبادي ، سيد علي ، تأويل الآيات الظاهره ، قم ، مؤسسه جماعة المدرسين ، 1409 هـ.ق.
11. استرآبادي ، محمد امين ، الفوائد المدنيه و الشواهد المکيه ـ عاملي سيد نور الدين ، قم ، مؤسسه نشر اسلامي ، چاپ دوم ، 1426 هـ ق .
12. افتخارزاده ، محمود رضا ، تاريخ سياسي صدر اسلام ، انتشارات رسالت قلم ، تهران ، چاپ اول ، 1377 ش.
13. امين ، سيد محسن ، اعيان الشيعه ، بيروت ، دار التعارف للمطبوعات ، 1403 هـ.ق.
14. انصاري ، عبدالله ، منازل السائرين ، ترجمه روان فرهادي ، افغانستان ، 1355هـ ق .
15. انصاري محمد رضا و صابري يزدي عليرضا ، الحکم الزاهرة ، مرکز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي ، قم ، چاپ دوم ، 1375ش .
16. انصاري ، محمد علي ، الموسوعة الفقهية الميسره ، قم ، مجمع الفکر الاسلامي ، چاپ سوم ، 1428ق .
17. ـــــــــــــ ، فرائد الاصول ، قم ، مجمع الفکر الاسلامي ، چاپ اول ،1420ق .
18. بحراني ، سيد هاشم بن سليمان ، غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الامام من طريق الخاص و العام ، بيروت ، مؤسسه تاريخ العربي ، 1422 ق .
19. بحراني ، يوسف ، الحدائق الناظره في احکام عترة الطاهره ، طهران ، حاج احمد آقا و حاج علي آقا ، 1317 ق .
20. پاينده ، ابوالقاسم ، نهج الفصاحه ، دنياي دانش ، چاپ چهارم ، 1382 .
21. تفتازاني ، مسعود بن عمر ، التلويح في کشف حقائق التنقيح ، نسخه خطي ، فروردين 1380 ش .
22. تقوي اجتهاردي ، شيخ حسين ،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید