دانلود پایان نامه

رفته و تعطيلات تابستانى را در آنجا گذرانده‏اند در آنجا كتاب القبسات محقق ميرداماد را كه نيمى از مباحث آن كتاب مربوط به حدوث و قدم است مطالعه كرده و تصميم مى‏گيرند كه در همان سال تحصيلى اين كتاب را براى عشاق حكمت و فلسفه تدريس كنند. در عالم رؤيا مرحوم داماد را مى‏بينند، محقق مرحوم اظهار مى‏كند كه من راضى نيستم كتاب مرا تدريس كنيد. پس از مشاهده اين رؤيا از خواب بيدار مى‏شوند و در فكر و تأمل فرو مى‏روند كه چرا سيد به تدريس كتابش راضى نيست؟ پس از تأمل و تمركز حواس باطنى به خاطرشان مى‏رسد كه مرحوم ميرداماد در ميان توده مردم و قاطبه اهل علم از عظمت و احترام خاصى برخوردار است و تدريس كتاب او به واسطه عدم آمادگى و شايستگى لازم برخى از متعلمين سبب مى‏شود كه مشتى افراد نادان كه از آن حقايق آگاهى صحيحى ندارند اسائه ادبى به ايشان كنند و مقام شامخ آن بزرگوار در انظار كاسته شود. به نظر مي رسد اين نه از آن نظر است كه سيد بزرگوار علاقه‏اى به حفظ حيثيت اجتماعى خود داشته است، چه آن بزرگواران در دوران حيات در اين عالم طبيعت از اين گونه امور اعتبارى وارسته‏اند و عزت و ذلت در نظر خلق را پشيزى ارزش قائل نيستند و زبان حالشان مترنم اين مقال است:
گر ز چشم همه خلق بيفتم سهل است تو مينداز كه مخذول تو را ناصر نيست‏
تا چه رسد به دوران حيات در عالم خارج از طبيعت كه همه نور است و صفا و لذت و سرور، و جهان طبيعت با همه فريبايى خود، نسبت به لذات آن عالم قدر قابل ملاحظه‏اى ندارد و آنان را كه پس از انتقال از اين نشأه ” فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ “43 ((نشسته‏اند) در مجلس و نشستنگاه صالح و شايسته، و مرضىّ و پسنديده نزد (رحمت و مهربانى) پادشاه توانا (پس كدام مجلس گراميتر از آن مجلس است‏) هستند چه اعتنايى به اعتبارات پوچ و هيچ اين جهان تواند بود؟
بلكه از آن جهت است كه اولياء حق مظاهر رحمت الهيه‏اند و وجودشان در همه عوالم منشأ خيرات و بركات است، از اين رو راضى نيستند كه احدى از موجودات از كمال مطلوب خود بازماند و تا آنجا كه امكان دارد و با اختيار منافات ندارد و موافق با نظام اتم خلقت است از ارشاد و دستگيرى خلق خدا مضايقه ندارند، حتى پس از انتقال از اين عالم به جوار رحمت الهى44 . به هر حال در ميان ابعاد روحى امام، بعد عرفانش بسيارخيره كننده بوده و هنوز هم ناشناخته مانده و با وجود آنکه آوازه شجاعت و درايت و قاطعيت و ديگر فضايلشان زبانزد همه از خاص و عام است جاي بسي تأثر و تأسف است كه چرا بعد عرفان امام همچنان از جهانيان پوشيده است؟ و چرا همه ايشان را فقط يک رهبر سياسي مي دانند؟
تفسير قرآن، يكى از علومى است كه همراه با علم قرائات، تجويد و تاريخ قرآن سابقه آن تا عصر پيغمبر (ص) كشيده مى‏شود. از ديرباز تا كنون كوششهاى گسترده و طاقتفرسايى پيرامون “تفسير” انجام پذيرفته و مى‏پذيرد و هر يك از عالمان و انديشمندان به فراخور توان خويش در اين راه كوشيده و تفاسير متعددى را به رشته تحرير درآورده‏اند.
در تفاسير مختلف؛ مباحث ادبى، اختلاف قرائت، شأن نزول آيات، بيان آيات، شرح آيات الاحكام، بحثهاى اخلاقى، كلامى، عرفانى، حكمى، اجتماعى و سياسى ديده مى‏شود. هر يك از مفسّرين در اثر خود يك يا چند باب از مباحث فوق را آورده‏اند ؛ عده اي ظواهر قرآن را کنار گذاشته و به تاويلات ذوقي دست زده اند ؛ عده اي تنها مرجع فهم قرآن را روايات دانسته و در اين راه از حد اعتدال خارج شده اند ؛ هر کدام از مفسران به تناسب دركى كه از تفسير داشته و بر اساس سوابق علمى و تخصص خود كوشش كرده‏اند، پرده از روى اسرار اين كتاب الهى بردارند؛ چون در حقيقت تفسير به معناى برداشتن پرده از آيات الهى است.
نگاه امام به قرآن و تفسير
حضرت امام مى‏فرمايند: “به طور كلى معنى تفسير كتاب، آن است كه شرح مقاصد آن كتاب را بنمايد؛ و نظر مهم به آن، بيان منظور صاحب كتاب باشد. اين كتاب شريف، كه به شهادت خداى تعالى، كتاب هدايت و تعليم است و نور طريق سلوك‏ انسانيّت است، بايد مفسّر در هر قصّه از قصص آن، بلكه هر آيه از آيات آن، جهت اهتداء به عالم غيب و حيث راهنمايى به طرق سعادت و سلوك طريق معرفت و انسانيّت را به متعلّم بفهماند. مفسّر وقتى مقصد از نزول را به ما فهماند، مفسّر است، نه سبب نزول به آن طور كه در تفاسير وارد است”45.
امام با اين بينش و انديشه كوشيده‏اند تا مقاصد قرآن را در آثار و سخنان خود بيان كنند و راهى براى تربيت نفوس فراهم آورند. به همين دليل ايشان به تناسب از روشهاى مختلف تفسير، سود جسته و در برخى از آن روشها، گوى سبقت از ديگران ربوده‏اند. حضرت امام تلاش كرده‏اند تا با رفع حجاب از اسرار قرآن، مقاصد آن را براى جويندگان حقيقت روشن نمايند. روح قرآن و الهام از اين صحيفه نورانى و مائده آسمانى در سراسر تأليفات و سخنان و اعمال ايشان بارز و آشكار است؛ امّا آثار خاص امام در پيرامون فهم قرآن را مى‏توان به چند دسته تقسيم كرد: تفسير كامل تعدادى از سوره‏هاى قرآن، تفسير آيات الاحكام در آثار فقهى و اصولى، تفسير برخى از آيات به طور پراكنده و به تناسب مباحث، تطبيق و استشهاد به آيات قرآن در موارد مختلف در زمينه‏هاى عرفانى و اخلاقى و سياسى و اجتماعى.
از موارد تطبيق و استشهاد به آيات امام که بگذريم امام هر جا وارد تفسير به معناي واقعي آن شده اند جنبه معرفتي و هدايتي قرآن را در سر لوحه کارشان قرار داده اند ؛ آري قرآن کريم نه براي مسابقات حفظ نازل شده و نه براي برگزاري مسابقات بين المللي قرائت و تلاوت و نه براي سوء استفاده هاي لجبازانه و محاجه هاي آميخته با تعصب و تحجر فرقه اي ! قرآن کريم به تصريح آيات روشنگرش و همچنين جمع کثيري از اهل فن و مفسران ، کتاب هدايت است46 و لذا از زاويه ايمان و اعتقاد بايد به قرآن نگريست .
علامه بزرگوار ، استاد عارف حسن زاده آملي چه نيکو سروده است :
به بسم الله الرحمن الرحيم است سراسر آنچه قرآن کريم است
به حق ميگويمت اي يارمقبل که قرآن هست تنها دفتر دل
زما صدها هزاران دفتر دل به يک حرفش نمي باشدمعادل
بود هر دفتر دل در حد دل از اين دل تا دل انسان کامل47
شايان ذکر است در ابيات فوق به صورت بسيار باريک بينانه به مراتب داشتن فهم قرآن مجيد هم اشاره اي شده آنجا که مي فرمايد : ” بود هر دفتر دل در حد دل ” آري قرآن در لوح محفوظ قرار داشت خداوند آن را به زبان عربي روشن وواضح براي بشر تنزل داده و بر قلب رسولش [ انسان کامل ] همراه با وحي بياني فرو فرستاده است و پيامبر نيز به حکم آيه ” وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينِ‏َّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِْمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ “48 براي صحابه تبيين و تشريح کرده است اما افسوس که اين شرح و تفسير پيامبر از قرآن به صورت کامل به ما نرسيده است و از آنجا که قرآن سخن خداست و کتاب هدايت براي تمامي بشر تا قيامت است لذا براي کسي که با زبان عربي و قواعد آن و تاريخ اسلام آشنا باشد مراتبي از ظواهر قرآن قابل درک خواهد بود از طرف ديگر از آنجا که قرآن سخن خداست و بايد براي تمامي بشريت تا ابد نوآوري و جريان49 داشته باشد لذا در قرآن اشارات علمي ظريف و تاويلات و مطالبي بيان شده که به مرور زمان و با پيشرفت علم و يا با پيشرفت بشر در امور معنوي و الهي کشف خواهد شد از اين زاويه هنگام قرائت قرآن هر کس بسته به لطافت قلب و مرتبه حضورش از خرمن قرآن خوشه هاي معرفتي خواهد چيد و البته اين مرحله از درک قرآن ربطي به آگاهيهاي ظاهري و علوم اکتسابي ندارد همان مطلبي که امام خميني نيز در ابتداي تفسير سوره حمد آن را اينگونه بيان کرده است .
” بدان كه اهل معرفت بسم اللَّه هر سوره را متعلق به خود آن سوره دانند؛ و از اين جهت در نظرى بسم اللَّه هر سوره را معنايى غير از سوره ديگر است؛ بلكه بسم اللَّه هر قائلى در هر قول و فعلى با بسم اللَّه ديگرش فرق دارد؛ و بيان اين مطلب به وجه اجمال آن است كه به تحقيق پيوسته كه تمام دار تحشّق، از غاية القصواى عقول مهيمه قادسه تا منتهى النّهايه صف نعال عالم هيولى و طبيعت، ظهور حضرت اسم اللَّه اعظم است و مظهر تجلّى مشيّت مطلقه است كه امّ اسماء فعليّه است؛ چنانچه گفته‏اند: ” ظَهَرَ الْوُجُودُ بِبسم اللَّه الرَّحمن الرَّحيم50″ پس، اگر كثرت مظاهر و تعيّنات را ملاحظه كنيم، هر اسمى عبارت از ظهور آن فعل يا قولى است كه در تِلوِ آن واقع شود؛ و سالك الى اللَّه اوّل قدم سيرش آن است كه به قلب خود بفهماند كه به اسم اللَّه همه تعيناتْ ظاهر است؛ بلكه همه، خود اسم اللَّه هستند و در اين مشاهده اسماء مختلف شوند و سعه و ضيق و احاطه و لا احاطه هر اسمى تابع مظهر است و تبع مرآتى است كه در آن ظهور كرده؛ و اسم اللَّه‏ گرچه به حسب اصل تحقّق، مقدّم بر مظاهر است و مقوّم و قيّوم آنهاست، ولى به حسب تعيّن، متأخر از آنهاست، چنانچه در محل خود مقرر است؛ و چون سالك اسقاط اضافات و رفض تعيّنات نمود و به سرّ توحيد فعلى رسيد، تمام سور و اقوال و افعال را يك بسم اللَّه است و معنى همه يكى است “51 .
وجوه اشتراک و افتراق ديدگاههاي امام خميني و اخباريان پيرامون فهم قرآن
فصل مشترک بين ديدگاه امام خميني و اخباريان استفاده از روايات در تفسير قرآن است اماآنچه مايه اختلاف و تفاوت بين اين دوديدگاه است نحوه استفاده از روايات در تفسير است بدين معنا که اخباريان فهم قرآن را منحصرا در روايات مي دانندو همه چيز را در باب تفسير انکار مي کننداز ظواهر قرآن گرفته تا قوه عقل و خرد و اجماع و ديگر قرينه ها مانند سياق و …همه را به کناري نهاده و فقط به روايات پيامبر و اهل بيت رو آورده ، آنهم همه روايات را ـ بدون بررسي سندي و محتوايي به صورتي کاملا غير منطقي و غير اصولي ـ صحيح جلوه مي دهند غافل از آنکه در ميان روايات ، احاديث جعلي و اسرائيلي زيادي وجود دارد و جعل حديث مقارن حضور پيامبر در ميان اصحاب رواج داشت تا جايي که پيامبر فرمود ند :
” أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار “52 ( اى مردم همانا دروغ‏بندان بر من زياد شده‏اند هر كه عمدا بمن دروغ بندد بايد جاى نشستن خود را دوزخ داند ) . اين مطلب در زمان ائمه نيز ادامه يافت تا جايي که امام صادق ( ع ) فرمودند : ” إِذَا وَرَدَ عَلَيْكُمْ حَدِيثَانِ مُخْتَلِفَانِ فَاعْرِضُوهُمَا عَلَى كِتَابِ اللَّهِ فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَرُدُّوهُ … “53. ( هنگامي که دو حديث مختلف بر شما عرضه شد آنرا بر کتاب خدا عرضه کنيد ، آنچه موافق آن بود برگرفته و مخالف کتاب خدا را مردود به شمار آوريد ) لذا امام خميني نيز از آنجا که يکي از شيفتگان قرآن کريم است که سالهاي متمادي با آن انس داشته و از سرچشمه زلال آن بهره هاي فراواني اندوخته است ، از طرفي ايشان يکي از اصوليهاي به نام بوده و سالهاي سال نزد اساتيد بزرگي از جمله : مرحوم آيت اللَّه حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى54 (م 1304 ق) و مرحوم آيت اللَّه حاج ميرزا على اكبر حكمى يزدى55 (م 1305 ق) و مرحوم آيت اللَّه حاج سيد ابو الحسن رفيعى قزوينى56 (1310- 1395 ق) و مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ محمد على شاه‏آبادى57 (1292- 1369 ق) تلمذ نموده و شاگردان به نامي مانند شهيد مطهري و شهيد سيد مصطفى خمينى؛ شهيد سيد محمد على

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید