دانلود پایان نامه

بيت (ع) استخراج شده و اينگونه نبوده که از دلايل و براهيني در مقابل روايات اهل بيت استفاده نمايند و لذا طعن و هشدار موجود در روايات فوق بيشتر خطاب به ساير فرقه ها بوده که در مقابل علم سرشار اهل بيت به اصولي ساخته شده از نزد خودشان مانند قياس ، استحسان ، مصالح مرسله و مانند آن رو آورده اند و لذا اگر اخباريان در مباني اصوليان دقت بيشتري مي نمودند چه بسا در اينگونه مباحث و اصول استنباطي به اتفاق نطر مي رسيدند با اين تفاسير اختلاف موجود بين اصولي و اخباري در اين زمينه اختلاف در برداشت است و گرنه مقصود هردو گروه يکي است و آن موضع نگرفتن در مقابل روايات صحيح اهل بيت (ع) و عدم استفاده از استنباطات شخصي در علوم ديني است .
امام خميني نيز از جمله وظايف علما ـ به عنوان دست اندر کاران استنباط مسائل ديني از روايات اهل بيت و مبلغان ديني ـ را مراجعه به روايات اين بزرگان و پيشوايان در منابع اوليه و اصيل شيعه از جمله کتاب کافي و وسائل دانسته مي فرمايند : ” وظايف عالِم خيلى زياد است. همان طورى كه آن همه تعريف از براى عالِم شده است در روايات كريمه، در قرآن هم تعريف شده است، وظايفى كه در روايات شريفه ما وارد شده است مراجعه بفرماييد، كتاب كافى را مراجعه بفرماييد، كتاب وسائل را، آن ابوابى كه مُعَد براى اين چيزهاست مراجعه بفرماييد، اصول كافى خصوصاً در اين مسأله، در اين مسائل مراجعه بفرماييد كه آن وظايفى كه از براى ملّاها هست، آن وظايفى كه از براى اهل علم هست، آن آدابى كه از براى مفيد و مستفيد هست “316 .
امام خميني با دقت و موشکافي در مباني اخباريان به عدم وجود اختلاف بين اصولي و اخباري اذعان نموده و تکفير و تحهيل اين دو گروه نسبت به يکديگر را نوعي سوء برداشت مي داند ؛ ايشان مي نويسد : ” گاهى اخبارى، اصولى را شايد تكفير هم بكند، اصولى هم اخبارى را تجهيل مى‏كند. با اينكه اينها مطلبشان دو تا نيست “317‏ .
ايشان در جاي ديگري تاکيد مي کند هنگام شنيدن سخن ديگران بايد ابتدا بفهميم منظور و مراد فرد از اين سخنان و عبارات چه بوده است ، سپس به قضاوت در مورد سخنانشان بپردازيم و چه بسا بسياري از اختلافات به خاطر سوء برداشت باشد و در اصل قضيه اختلافي وجود نداشته باشد ايشان مي نويسد : ” چرا بايد ما سوء ظن پيدا بكنيم به اشخاصى كه چنين تعبيراتى كردند. بفهميد او كه اين طور تعبير كرده، چه غرضى از اين تعبير داشته، چه مرضى داشته است كه اين طور تعبير بكند؟ “318 .
نتيجه گيري
اخباريان بدون بررسي کامل و همه جانبه و تفحص کافي در روايات ، پس از مشاهده تعدادي از روايات که فهم قرآن و تفسير و تبيين آن را در اختيار ائمه اهل بيت و پيامبر دانسته ، در مقابل اجتهاد و استدلال عقلي موضع گرفته و با تعصب و احيانا عدم اگاهي براين موضع پافشاري نموده و در اين راه به تعدادي از آيات قرآن نيز استدلال نموده اند حال آنکه با مراجعه به موضوع آيات و روايات فوق و بررسي محتواي آن متوجه شديم و اثبات نموديم که ديدگاه اخباريان فاقد مبناي عقلاني صحيحي است و با کنار گذاشتن تعصب و لجاجت و بررسي منطقي بسياري از اختلافات بين اخباري و اصولي پايان مي يابد زيرا بسياري از روايات مورد تمسک اخباريان در کنايه به ديدگاه اهل سنت گفته شده و آنچه اصوليان در استنباط احکام از آن استفاده مي کنند برخاسته از دل روايات اهل بيت عصمت و طهارت مي باشد و مجتهدان شيعي نيز به پيروي از روايات اهل بيت به اصول دست ساخته اهل سنت در استنباط احکام مانند قياس ، استحسان و مانند آن وقعي نمي نهند .
فصل چهارم
تحليل ديدگاه اخباريان در خصوص فهم قرآن با تاکيد
بر ديدگاه امام خميني (ره ) ( نقد بيروني )
نقد مباني اخباريگري با آيات و روايات ديگر
در فصل گذشته آيات و روايات مورد تمسک اخباريان را دسته بندي نموديم و به نقد محتوايي آن پرداختيم و اصطلاحا به آن نقد دروني اخباريان نام مي نهيم در اين فصل در نقد اخباريان از آيات و رواياتي استفاده مي کنيم که برخلاف ادعاي اخباريان ثابت مي کند که همگان مي توانند با مراجعه به قرآن و تدبر در معاني آيات آن از اين معدن سراسر نور و روشنايي استفاده نمايند و لذا اين فصل را نقد بيروني اخباريان نام نهاديم البته براي تبيين بيشتر اين نقد نيز از ديدگاه امام خميني (ره )و ديگر صاحب نظران استفاده نموده ايم باشد که بتوانيم در راه زدودن غبارها از سر راه فهم قرآن پرده اي برگيريم و ابهامي بزداييم .
1. آيات
1-1. آيات قرائت .
1-1-1. ” فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ “319 .
هر چه از قرآن ميسّر مى‏شود بخوانيد .
1-1-2. ” فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم‏ “320 .
پس چون قرآن مى‏خوانى از شيطانِ مطرود به خدا پناه بر.
1-1-3. ” وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً “321 .
و چون قرآن بخوانى، ميان تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پرده‏اى پوشيده قرار مى‏دهيم.
1-1-4. ” فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْءَانَهُ‏ “322 .
پس چون آن را برخوانديم [همان‏گونه‏] خواندن آن را دنبال كن.
همانطور که ملاحظه مي کنيد آيات فوق دعوت به قرائت قرآن مي نمايد و چنانچه قرآن براي همه قابل فهم و استفاده نباشد معنايي براي قرائت قرآن وجود ندارد بويژه آيه بيست سوره مزمل که همگان را دعوت به قرائت قرآن نموده و دستور داده که هر چه قدر مقدور است قرآن قرائت نماييد ؛ امام خميني نيز معتقد است قرآن براي همه بشر قابل استفاده بوده و همگان مي توانند با مراجعه به آيات قرآن و تدبر در معاني آن از اين سفره گسترده الهي طبقي برچينند ايشان در اين زمينه مي فرمايد : ” قرآن كريم يك سفره‏اى است كه خداى تبارك و تعالى به وسيله پيغمبر اكرم در بين بشر گسترده است كه تمام بشر از آن هر يك به مقدار استعداد خودش استفاده كند. اين كتاب و اين سفره گسترده در شرق و غرب و از زمان وحى تا قيامت كتابى است كه تمام بشر؛ عامى، عالم، فيلسوف، عارف، فقيه، همه از او استفاده مى‏كنند؛ يعنى، كتابى است كه در عين حال كه نازل شده است از مرحله غيب به مرحله شهود و گسترده شده است پيش ما جمعيتى كه در عالم طبيعت هستيم، در عين حالى كه متنزل شده است از آن مقام و رسيده است به جايى كه استفاده بتوانيم از او بكنيم، در عين حال، مسائلى در او هست كه همه مردم، عامى و عارف و عالم و غير عالم، از او استفاده مى‏كنند “323 .
1-2. آيات تفکر و تدبر
1-2-1. ” أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّة “324 .
آيا نينديشيده‏اند كه همنشين آنان هيچ جنونى ندارد؟
1-2-2. ” أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَق‏ “325 .
آيا در خودشان به تفكّر نپرداخته‏اند؟ خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، جز به حق و تا هنگامى معيّن، نيافريده است‏ .
1-2-3. ” الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏ “326 .
همانان كه خدا را [در همه احوال‏] ايستاده و نشسته، و به پهلو آرميده ياد مى‏كنند، و در آفرينش آسمانها و زمين مى‏انديشند .
1-2-4. ” وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏ “327 .
و از نشانه‏هاى او اينكه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏انديشند قطعاً نشانه‏هايى است.
1-2-5. ” لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون‏ “328 .
اگر اين قرآن را بر كوهى فرومى‏فرستاديم، يقيناً آن [كوه‏] را از بيم خدا فروتن [و] از هم پاشيده مى‏ديدى. و اين مَثَلها را براى مردم مى‏زنيم، باشد كه آنان بينديشند.
اينکه خداوند در آيات فوق بشر را مخاطب قرار داده و در مسائل مختلف دعوت به تفکر و تدبر نموده دال بر اين مطلب است که بشر به عنوان مخاطبان قرآن ، آن را فهميده و گرنه تا مادامي که کسي عبارتي و آيه اي را نفهمد چگونه مي تواند به مضامين آن توجه و تفکر نمايد امام خميني نيز با عنايت به آيات فوق خطاب به دخترش به عنوان يک بشر توصيه به تدبر در قرآن و مفاهيم آن نموده ، مي نويسد : ” من قائل بى‏خبر و بى‏عمل به دخترم مى‏گويم در قرآن كريم اين سرچشمه فيض الهى تدبر كن هر چند صِرف خواندن آن كه نامه محبوب است به شنونده محجوب آثارى دلپذير دارد، لكن تدبر در آن انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدايت مى‏كند ” أَ فَلا يتَدَبَّرُونَ الْقُرآنَ امْ عَلى‏ قُلُوبٍ اقْفالُها “329 و تا اين قفل و بندها بازنگردد و به هم نريزد، از تدبر هم آنچه نتيجه است حاصل نگردد. خداوند متعال پس از قَسَم عظيم مى‏فرمايد: ” انَّهُ لَقُرآنٌ كَريمٌ فى‏ كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ الّا الْمُطَهَّرُونَ “330 و سر حلقه آنها آنان هستند كه آيه تطهير در شأنشان نازل گرديده. تو نيز مأيوس نباش، كه يأس از اقفال بزرگ است، به قدر ميسور در رفع حُجُب و شكستن اقفال براى رسيدن به آب زلال و سرچشمه نور كوشش كن. تا جوانى در دست‏ تو است كوشش كن در عمل و در تهذيب قلب و در شكستن اقفال و رفع حُجُب، كه هزاران جوان كه به افق ملكوت نزديكترند موفق مى‏شوند و يك پير موفق نمى‏شود. قيد و بندها و اقفال شيطانى اگر در جوانى غفلت از آنها شود، هر روز كه از عمر بگذرد ريشه‏دارتر و قويتر شوند.
” درختى كه اكنون گرفتست پاى به نيروى شخصى برآيد ز جاى‏
گرش همچنان روزگارى هِلى‏331 به گردونش از بيخ بر نَگْسلى‏ “332
ايشان در جاي ديگري در باب اهميت تدبر و تفکر به عنوان يک توصيه قرآني مي نويسد : ” و در قرآن شريف دعوت به تفكّر و تعريف و تحسين از آن بسيار شده. قال تعالى: ” وَ انْزَلْنَا الَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ الَيهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرون “333 در اين كريمه مدح بزرگى است از تفكّر، زيرا كه غايت انزال كتاب بزرگ آسمانى و صحيفه عظيمه نورانى را احتمال تفكّر قرار داده؛ و اين از شدّت اعتناء به آن است كه بس احتمال آن موجب يك همچو كرامتى عظيم شده. و در آيه ديگر فرمايد: ” فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّروُن “334 و از اين قبيل يا قريب به آن، آيات بسيار است و روايات درباره تفكر نيز بسيار است. از حضرت ختمى مرتبت صلى اللَّه عليه و آله منقول است كه چون اين آيه شريفه نازل شد كه مى‏فرمايد: ” انَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لآياتٍ … “335 فرمود: ” وَيْلٌ لِمَنْ قَرَأَها وَ لَمْ يَتَفَكَّرْ فيها “336 عمده در اين باب آن است كه انسان بفهمد تفكّرِ ممدوح كدام است؛ و الّا در اين كه تفكّر در قرآن و حديث ممدوح است شك نيست. بهترين تعبيرها از براى آن، آن است كه خواجه عبد اللَّه انصارى قدس سره مى‏كند، قال: ” اعْلَمْ، انَّ التَّفكُّرَ

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید