دانلود پایان نامه

است و اين وظيفه بعد از ائمه به علما و فقهاي امت اسلامي واگذار شده است چرا که بعضي از اين روايات تصريح دارد که امام (ع) فرموده : براي مباحث قضائي و دعاوي حقوقي تان به سلطان جائر رجوع نکنيد بلکه از ميان خودتان يک نفر که آشنا به حلال و حرام ما است را به عنوان قاضي و داور انتخاب نموده و به او رجوع کنيد235 در هر حال اين قبيل روايات مستمسکي براي اخباريان مبني بر حصر تفسير قرآن در فهم و بيان ائمه وجود ندارد زيرا قرآن براي هدايت بشريت آمده و در همه زمانها بايد اين ويژگي را داشته باشد .
7 . رواياتي در تبيين منظور از راسخان در علم .
” الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ* أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ ع‏ “236 .
امام صادق عليه السلام فرمود: راسخون در علم امير المؤمنين و امامان پس از وى عليهم السلام ميباشند.
استدلال
معتقدان به اختصاص تفسير قرآن به ائمه معصومين (ع) با کمک موضوع رواياتي از جمله روايت فوق مي گويند آيه شريفه هفتم سوره آل عمران237 دال بر اين مطلب است که تاويل قرآن را جز راسخان در علم نمي دانند به اعتقاد آنان مقصود از راسخان در علم معصومين (ع) و منظور از تاويل هم تفسير است و ضمير در تاويله هم به تمامي قرآن برمي گردد بنابراين به اعتقاد آنان طبق آيه فوق الذکر و روايات موضوعي موجود در اين زمينه جز معصومان(ع) همه از تفسير قرآن بي بهره اند238 .
پاسخ
در پاسخ به استدلال فوق مي توان گفت اولا تاويل به تصريح بسياري از مفسران از جمله صاحب تفسير مجمع البيان239 و صاحب تفسير الميزان240 به معناي مأخذ و مآل امور و يا آيات قرآني است و اين با معناي تفسير کاملا متفاوت است ؛ ديگر اينکه به تصريح علامه طباطبائي قرآن داراي مراتب معارفي است که همه در طول هم هستند241 و با توجه به اينکه راسخان در علم نيز داراي مراتبي هستند بنابراين فهم کامل قرآن در اختيار پيامبر (ص) و ائمه (ع) به عنوان مصداق کامل راسخان در علم مي باشد242 و البته راسخان در علم شامل گروه ديگري از مفسران نيز مي شود243 با اين تعبير بود که ابن عباس نيز خود را از زمره راسخان در علم مي دانست244 و هر کس که با زبان و ادبيات عربي آشنايي داشته باشد و به شأن نزول و علومي مانند آن آشنايي داشته باشد از زمره راسخان در علم به حساب مي آيد و مراتبي از فهم قرآن برايش ميسر خواهد بود .لذا روايات پيشين هيچگونه انحصاري را براي ائمه به عنوان تنها راسخان در علم اثبات نمي کند245 .
8. روايات بطون مختلف قرآن .
” عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّكُمْ فِي دَارِ هُدْنَةٍ وَ أَنْتُمْ عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ وَ السَّيْرُ بِكُمْ سَرِيعٌ وَ قَدْ رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ يُبْلِيَانِ كُلَّ جَدِيدٍ وَ يُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِيدٍ وَ يَأْتِيَانِ بِكُلِّ مَوْعُودٍ فَأَعِدُّوا الْجَهَازَ لِبُعْدِ الْمَجَازِ- قَالَ فَقَامَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا دَارُ الْهُدْنَةِ قَالَ دَارُ بَلَاغٍ وَ انْقِطَاعٍ فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ وَ هُوَ الدَّلِيلُ يَدُلُّ عَلَى خَيْرِ سَبِيلٍ وَ هُوَ كِتَابٌ فِيهِ تَفْصِيلٌ وَ بَيَانٌ وَ تَحْصِيلٌ وَ هُوَ الْفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ وَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَظَاهِرُهُ حُكْمٌ وَ بَاطِنُهُ عِلْمٌ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَهُ نُجُومٌ وَ عَلَى نُجُومِهِ نُجُومٌ لَا تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تُبْلَى غَرَائِبُهُ فِيهِ مَصَابِيحُ الْهُدَى وَ مَنَارُ الْحِكْمَةِ وَ دَلِيلٌ عَلَى الْمَعْرِفَةِ لِمَنْ عَرَفَ الصِّفَةَ فَلْيَجْلُ جَالٍ بَصَرَهُ وَ لْيُبْلِغِ الصِّفَةَ نَظَرَهُ يَنْجُ مِنْ عَطَبٍ وَ يَتَخَلَّصْ مِنْ نَشَبٍ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِي الْمُسْتَنِيرُ فِي الظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ فَعَلَيْكُمْ بِحُسْنِ التَّخَلُّصِ وَ قِلَّةِ التَّرَبُّص “246 .
حضرت صادق عليه السلام از پدرانش عليهم السلام از رسول خدا (ص) حديث فرمايد كه آن حضرت (ص) فرمود: اى مردم شما اكنون در دنيا و خانه سازش و صلح هستيد و شما در سر راه سفر هستيد و بشتاب شما را خواهند برد، و شما مى‏نگريد كه شب و روز و خورشيد و ماه هر تازه‏اى را كهنه كنند و هر دورى را نزديك سازند و هر وعده‏اى را بسر رسانند، پس اسباب و وسائل زيادى فراهم كنيد براى اينكه گذرگاه درازى در پيش است. فرمود: پس مقداد بن اسود برخاست و عرضكرد: اى رسول خدا خانه‏ سازش يعنى چه؟ فرمود: خانه‏اى كه رساننده است (انسانى را بگور رساند، يا در آن خانه كردار نيك ذخيره شود براى رسيدن بمنزلهاى آخرت) و جداكننده (يعنى انسان را از علائق دنيا جدا كند) پس هر گاه آشوبها چون شب تار شما را فرا گرفت بقرآن رو آوريد (و بدان چنگ زنيد) زيرا آن است شفيعى كه شفاعتش پذيرفته است (در باره كسى كه بدان عمل كند) و گزارش دهنده است از بديها كه گفته‏اش (در باره آن كس كه بدان عمل نكرده) تصديق شده است، هر كه آن را پيشواى خود كرد ببهشتش رهبرى كند و هر كه (از آن پيش افتد) و آن را پشت سر خود قرار دهد بدوزخش كشاند، و قرآن راهنمائى است كه ببهترين راهها راهنمائى كند، و كتابى است كه در آنست تفصيل و بيان و تحصيل (بدست آوردن حقائق) و آنست جداكننده (ميان حق و باطل) شوخى و سرسرى نيست براى آن ظاهرى است و باطنى، پس ظاهرش حكم و دستور است و باطنش علم و دانش، ظاهرش جلوه و زيبائى دارد و باطنى ژرف و عميق است ستارگانى دارد و ستارگانش هم ستارگانى دارد (آنچه ترجمه شده بنا بر نسخه‏اى “نجوم” است و در برخى از نسخه‏ها “تخوم” است و آن بمعناى پايان هر چيزى است) شگفتيهايش بشماره در نيايد و عجائبش كهنه نگردد، در آنست چراغهاى هدايت، و جايگاه نور حكمت و راهنماى معرفت است براى آن كس كه بشناسد صفات را (مجلسى (ره) گويد: يعنى صفاتى كه موجب مغفرت است يا صفت شناسائى و استنباط را) پس بايد شخص تيز بين دقت نظر كند و دقت نظر را تا بدرك صفت آن ادامه دهد كه نجات بخشد آن كس را كه بهلاكت افتاده، و رهائى بخشد آن را كه راه رهائى ندارد، زيرا انديشيدن است كه زندگانى دل بينا است، چنانچه آنكه جوياى روشنى است در تاريكيها بوسيله نور راه را پيمايد، بر شما باد كه نيكو برهيد و كم انتظار بريد..
صاحب فوائد المدنيه روايات ظهر و بطن قرآن را در فصل اول ذيل عنوان ابطال تمسک به استنباطات ظني247 آورده و اين گونه استدلال نموده که از آنجا که قرآن داراي ظهر و بطن و حتي داراي چندين بطن است بنا براين چگونه غير ائمه مي توانند بطون قرآن را فهميده و تفسيرکنند ؟
قبل از پاسخ به استدلال فوق ذکر چند نکته خالي از لطف نيست .
نکته اول : با توجه به اينکه روايات نسبتا زيادي248 در مورد بطون قرآن نقل شده لذا جاي ترديدي در اصل بطون قرآن باقي نمي ماند ،اما با توجه به اين که بعضي از روايات249 آيات الاحکام را داراي بطن نمي داند لذا برخي از محققان معاصر مانند آيت الله معرفت معتقدند که بطن ـ که معناي آن داشتن يک مدلول خفي و يک معناي دروني غير از مدلول ظاهري آشکار براي هر آيه است ـ براي آيات الاحکام وجود ندارد ؛ زيرا رسالت اين آيات بيش از بيان حکمي از احکام نيست و نمي توان با تدبر و تعمق در درون آنها معنا و يا معاني ديگري را در يافت . ايشان به عنوان نمونه آيه 183 سوره بقره250 را نام برده و مي گويد اين آيه دلالتي بيشتر از وجوب روزه ندارد و به همين جهت ، در برخي از روايات به صورت نکره از بطن قرآن ياد شده مانند : ” إنَّ لِلقُرآنِ بَطناً ” که افاده شمول نمي کند ، بنابراين حصر در رواياتي مانند ” لَيْسَ مِنَ الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ وَ مَا مِنْهُ حَرْفٌ إِلَّا وَ إن لَهُ تَأْوِيل‏ “251 حصرحقيقي نيست بلکه حصري اضافي است252 ؛ البته بعضي محققان معتقدند براي اينگونه آيات نيز مي توان مراتبي از تاويل ـ هر چند با واسطه زياد ـ در نظر گرفت مانند آن که وقتي در آيه اي از حکم حرامي ياد مي شود بردشمنان اهل بيت تاويل گردد253 ، اين ديدگاه به اين دليل انتخاب شده که طبق بعضي روايات254 به جز آيات احکام و فرائض بقيه آيات قرآن در مورد ائمه و دشمنانشان نازل شده است .
نکته ديگر در باب بطون قرآن اين است که بر اساس بعضي روايات255 بطون قرآن داراي لايه هاي مختلف بوده و گاهي تا هفتاد بطن256 براي قرآن ذکر کرده اند ، علامه طباطبائي نيز به بياني ديگر بطون مختلف قرآن را تاييد نموده ، ايشان مي نويسد : ” … ظهور يک معناي ابتدايي از آيه و ظهور معناي وسيع تري به دنبال آن و همچنين ظهور و پيدايش معنايي در زير معنايي ديگر ، در سرتاسر قرآن جاري است “257 قرآن پژوه معاصر سيد رضا مؤدب نيز حديث ” سبعة احرف ” را بر مراتب معنايي قرآن تطبيق داده مي گويد :
بعيد هم نيست که حديث سبعه احرف منطبق بر مراتب معناي آيات باشدمانند اين روايت نبوي : ” أُنزِلَ الْقُرْآنُ عَلَى سَبْعَةِ أَحْرُف‏ لِکُلِّ حَرفٍ مِنهَا ظَهرً وَبَطنً “258 ممکن است مراد از حرف در اين روايت همان ” وجوه معنايي ” قرآن باشد که فراتر از مدلول هاي ظاهري الفاظ است259 .
بنابر آنچه گفته شد در اصل وجود بطن براي قرآن بين اخباريان ، اصوليان و ديگر قرآن پژوهان شيعي اختلاف بارزي مشاهده نمي شود حال سؤال اينجاست که معيار در صحت بيان بطون مختلف قرآن چيست به عبارتي ديگر آيا بطون مختلف قرآن قابل دسترسي و در دسترس عموم بشر است يا فقط بايد به ائمه مراجعه کرد و در صورت عدم حضور ائمه (ع) چاره چييست ؟
سؤال ديگر اين است که ارتباط ظاهر و باطن آيات قرآن با يکديگر چيست و چگونه چند معنا ي ظاهري و باطني ذيل يک آيه با هم قابل جمعند ؟
در پاسخ سؤال اول مي گوييم با توجه به آيه ” أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ “260 که پيامبر را مبين قرآن معرفي کرده و با استناد به حديث ثقلين و احاديثي که ائمه به عنوان راسخان در علم و ” آگاهان به تاويل قرآن “261 معرفي شده اند ؛ لذا اطلاع کامل از بطون قرآن در اختيار پيامبر (ص) و ائمه اهل بيت (ع) است امام خميني نيز در اين باره مي فرمايد : ” قرآن كريم مركز همه عرفانهاست، مبدأ همه معرفتهاست، لكن فهمش مشكل است. آنهايى فهميدند كه “مَنْ خُوطِبَ بِه” [ کسي که قرآن به او خطاب شده ] بودند و كسانى كه متصل به رسول خدا بودند، آنها مى‏دانند قضيه چى است، آنها مقاصد انبيا را مى‏دانند چى هست، مقصد را مى‏دانند چى است”262 ايشان در جاي ديگري تصريح مي کند فهم کامل و همه جانبه قرآن از آن پيامبر (ص) بوده و ديگران در اين زمينه به فراخور ظرفيت وجودي معنويشان خوشه اي از اين خرمن خواهند چيد ايشان مي نويسد : ” قرآن يك نعمتى است كه همه ازش استفاده مى‏كنند، اما استفاده‏اى كه پيغمبر اكرم مى‏كرده است از قرآن، غير استفاده‏اى است كه ديگران مى‏كردند. انّما يعرف القرآن من خُوطِبَ به،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید