دانلود پایان نامه

قرآن باشد، يك جا فرموده: ” وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ ” ( ما كتاب را كه بيان همه چيزها است بر تو نازل كرديم) و جايى ديگر فرموده: ” لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ “122 ( هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتابى بيانگر، ضبط است) و از اين قبيل آياتى ديگر.
آرى هر كس در متن تعليمات عاليه اسلام سير كند، و آنچه از كليات كه قرآن كريم بيان كرده و آنچه از جزئيات كه همين قرآن در آيه:، ” وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ، وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا “123 ( رسول شما را بهر چه امر كرد انجام دهيد، و از هر چه نهى كرد اجتناب كنيد) و آيه: ” لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ “124 ( تا در ميان مردم بآنچه خدا نشانت داده حكم كنى) و آياتى ديگر به پيامبر اسلام حوالت داده، و آن جناب بيان كرده، مورد دقت قرار دهد، خواهد ديد كه اسلام از معارف الهى فلسفى، و اخلاق فاضله، و قوانين دينى و فرعى، از عبادتها، و معاملات، و سياسات اجتماعى و هر چيز ديگرى كه انسانها در مرحله عمل بدان نيازمندند، نه تنها متعرض كليات و مهمات مسائل است، بلكه جزئى‏ترين مسائل را نيز متعرض است، و عجيب اين است كه تمام معارفش بر اساس فطرت، و اصل توحيد بنا شده، بطورى كه تفاصيل و جزئيات احكامش، بعد از تحليل، به توحيد بر مى‏گردد، و اصل توحيدش بعد از تجزيه بهمان تفاصيل بازگشت مى‏كند “125 و امام (ره ) جامعيت قرآن را در تامين احتياجات معنوي همه بشر در همه زمانها مي داند ايشان مي نويسد : ” قرآن مجيد و سنت شامل همه دستورات و احكامى است كه بشر براى سعادت و كمال خود احتياج دارد…. و “كتاب” يعنى قرآن، “تِبيانُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ” است. روشنگر همه چيز و همه امور است‏ “126 ، امام يکي ديگر از برتريهاي قرآن و کمالات اين کتاب شريف برديگر کتب را نداشتن مقدمه و نتيجه و امثال آن برشمرده و معتقد است اين خود نشان از قدرت کامله پروردگار ايت که کتابي با اين ويژگيها و متفاوت از ديگر کتب براي بشر فرو فرستاده که چه بسا هر کلمه ان در يايي از معارف را با خود همراه دارد و روز بروز مرواريد هاي غلطاني از اين بحر صيد مي شوند ايشان مي نويسد : ” قرآن شريف، با آن كه جامع همه معارف و حقايق اسماء و صفات است و هيچ كتابى آسمانى و غير آن، مثل آن، مُعرِّفىِ ذات و صفات حق تعالى را ننموده، و همين طور جامع اخلاق و دعوت به مبدأ و معاد و زهد و ترك دنيا و رفض طبيعت و سبك بار شدن از عالم ماده و رهسپار شدن به سر منزل حقيقت است، به طورى كه مثل آن متصور نيست؛ مع ذلك چون ساير كتب مصنَّفه مشتمل نشده بر ابوابى و فصولى و مقدّمه و خاتمه و اين از قدرت كامله منشئ آن است كه محتاج به اين وسايل و وسايط در القاء غرض خود نبوده. و از اين جهت مى‏بينيم كه گاهى با نصف سطر، برهانى را كه حكماء با چندين مقدمات بايد بيان كنند، به صورت غير شبيه به برهان مى‏فرمايد:
مثل قوله تعالى: “لَوْ كانَ فِيْهِما آلِهَةٌ إلَّا اللّهُ لَفَسَدَتا”127
و قوله: “لَذَهَبَ كُلُّ إلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ”128 .
كه برهان دقيق، بر توحيد است، و هر يك از اين دو محتاج به چندين صفحه بيان است كه پيش اهلش واضح است و غير اهلش را نيز حق تصرف در آن نيست؛ گر چه چون كلام جامع است، به اندازه فهمش هر كسى از آن ادراكى مى‏كند.” 129 ؛ امام (ره ) جامعيت قرآن را در پاسخگو بودن به تمام نيازهاي نوع بشردر تمام ادوار دانسته آنهم نيازهاي معنوي که خود قادر به اکتساب آن نيست و در اين زمينه مي فرمايد : ” جامعيّت آن عبارت از آن است كه چون براى جميع طبقات انسان در تمام ادوار عمر بشرى نازل شده و رافع تمام احتياجات اين نوع است، و حقيقت اين نوع چون حقيقت جامعه است و واجد تمام منازل است از منزل اسفل ملكى تا اعلى مراتب روحانيّت و ملكوت و جبروت‏ “130 .
9. اختصاص فهم کامل ظاهر و باطن قرآن به پيامبر (ص) و ائمه (ع)
برمبناي ديدگاه امام خميني از جمله شرايط فهم بطون کتاب الهي داشتن طهارت باطني است و به شهادت “آيه تطهير “131 مصداق اتم و کامل آن اهل بيت (ع) هستند و ديگران که به طهارت باطني رسيده و به دامن اهل بيت چنگ انداخته اند از آن بهره هايي مي برند ايشان مي فرمايد : ” اين كتاب آسمانى- الهى كه صورت عينى و كتبى جميع اسما و صفات و آيات و بينات است و از مقامات غيبى آن دست ما كوتاه است و جز وجود اقدس جامع ” مَنْ خُوطِبَ بِهِ “132 از اسرار آن كسى آگاه نيست و به بركت آن ذات مقدس و به تعليم او خلص اولياى عظام دريافت آن نموده‏اند و به بركت مجاهدات و رياضتهاى قلبيه، خلص اهل معرفت به پرتوى از آن به قدر استعداد و مراتب سير بهره‏مند شده‏اند و اكنون صورت كتبى آن، كه به لسان وحى بعد از نزول از مراحل و مراتب، بى‏كم و كاست و بدون يك حرف كم و زياد به دست ما افتاده است، خداى نخواسته مباد كه مهجور شود و گر چه ابعاد مختلفه آن و در هر بعد مراحل و مراتب آن از دسترس بشر عادى دور است لكن به اندازه علم و معرفت و استعدادهاى اهل معرفت و تحقيق در رشته‏هاى مختلف، به بيانها و زبانهاى متفاوت نزديك به فهم از اين خزينه لا يتناهاى عرفان الهى و بحر مواج كشف محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- بهره‏هايى بردارند و به ديگران بدهند “133 ، ايشان همين مطلب را در بيان ديگري مي فرمايد : ” فهم عظمت هر چيز به فهم حقيقت آن است و حقيقت قرآن شريف الهى قبل از تنزّل به منازل خلقيّه و تطوّر به اطوار فعليّه از شئون ذاتيّه و حقايق علميّه در حضرت واحديّت است و آن حقيقت “كلام نفسى” است كه مقارعه ذاتيّه در حضرات اسمائيّه است. و اين حقيقت براى احدى حاصل نشود به علوم رسميّه و نه به معارف قلبيّه و نه به مكاشفه غيبيّه مگر به مكاشفه تامّه الهيّه براى ذات مبارك نبىّ ختمى صلّى اللَّه عليه و آله در محفل انس “قاب قوسين” بلكه در خلوتگاه سرّ مقام “او ادنى”. و دست آمال عائله بشريّه از آن كوتاه است مگر خلّص از اولياء اللَّه كه به حسب انوار معنويّه و حقايق الهيّه با روحانيّت آن ذات مقدس مشترك و به واسطه تبعيّت تامّه فانى در آن حضرت شدند، كه علوم مكاشفه را بالوراثه از آن حضرت تلقّى كنند و حقيقت قرآن به همان نورانيّت و كمال كه در قلب مبارك آن حضرت تجلّى كند به قلوب آنها منعكس شود بدون تنزّل به منازل و تطوّر به اطوار؛ و آن قرآن بى‏تحريف و تغيير است و از كتاب وحى الهى. كسى كه تحمل اين قرآن را مى‏تواند كند وجود شريف ولى اللَّه مطلق، على بن ابى طالب، عليه السلام [است‏]؛ و سايرين نتوانند اخذ اين حقيقت كنند مگر با تنزّل از مقام غيب به موطن شهادت و تطوّر به اطوار ملكيّه و تكسّى به كسوه الفاظ و حروف دنياويّه‏ “134 .
امام و موانع فهم قرآن
امام خميني (ره ) حجابهايي که مانع از فهم کامل ، عميق و دقيق قرآن مي شوند را اينگونه بيان فرموده اند :
الف )حجاب خودبيني
” يكى از حجابهاى بزرگ حجاب خودبينى است كه شخص متعلّم خود را به واسطه اين حجاب مستغنى بيند و نيازمند به استفاده نداند. و اين از شاهكارهاى مهمّ شيطان است كه هميشه كمالات موهومه را بر انسان جلوه دهد و انسان را به آنچه كه دارد راضى و قانع كند و ما وراء آنچه پيش او است هر چيز را از چشم او ساقط كند”135 .
ب ) حجاب انديشه هاو مذاهب باطل
” يكى ديگر از حجب، حجاب آراء فاسده و مسالك و مذاهب باطله است؛ كه اين گاهى از سوء استعداد خود شخص است و اغلب از تبعيّت و تقليد پيدا شود. و اين از حجبى است كه مخصوصاً از معارف قرآنْ ما را محجوب نموده. مثلًا، اگر اعتقاد فاسدى به مجرّد استماع از پدر و مادر يا بعض از جهله از اهل منبر در دل ما راسخ شده باشد، اين عقيده حاجب شود ما بين ما و آيات شريفه الهيّه؛ و اگر هزاران آيه و روايت وارد شود كه مخالف‏ آن باشد، يا از ظاهرش مصروف كنيم و يا به آن به نظر فهم نظر نكنيم‏”136 .
ج ) حجاب انحصار فهم قرآن در فهم پيشينيان
” يكى ديگر از حجب كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيّه است اعتقاد به آن است كه جز آن كه مفسِّرين نوشته يا فهميده‏اند كسى را حقّ استفاده از قرآن شريف نيست. و تفكّر و تدبّر در آيات شريفه را به تفسير به رأى، كه ممنوع است، اشتباه نموده‏اند؛ و به واسطه اين رأى فاسد و عقيده باطله قرآن شريف را از جميع فنونِ استفاده عارى نموده و آن را بكلّى مهجور نموده‏اند؛ در صورتى كه استفادات اخلاقى و ايمانى و عرفانى به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به رأى باشد “137 .
د ) حجاب معاصي
” يكى ديگر از حجب كه مانع از فهم قرآن شريف و استفاده از معارف و مواعظ اين كتاب آسمانى است، حجاب معاصى و كدورات حاصله از طغيان و سركشى نسبت به ساحت قدس پروردگار عالميان است كه قلب را حاجب شود از ادراك حقايق. و بايد دانست كه از براى هر يك از اعمال صالحه يا سيّئه چنانچه در عالم ملكوت صورتى است مناسب با آن، در ملكوت نفس نيز صورتى است كه به واسطه آن در باطن ملكوت نفس يا نورانيّت حاصل شود و قلب مطهّر و منوّر گردد، و در اين صورت نفس چون آئينه صقيل صافى گردد كه لايق تجلّيات غيبيّه و ظهور حقايق و معارف در آن شود؛ و يا ملكوت نفس ظلمانى و پليد شود، و در اين صورت قلب چون آئينه زنگارزده و چركين گردد كه حصول معارف الهيّه و حقايق غيبيّه در آن عكس نيفكند. و چون قلب در اين صورت كم كم در تحت سلطه شيطان واقع شود و متصرّف مملكتِ روحْ ابليس گردد، سمع و بصر و ساير قوا نيز به تصرف آن پليد در آيد، و سمع از معارف و مواعظ الهى بكلّى بسته شود، و چشمْ آيات باهره الهيّه را نبيند و از حق و آثار و آيات او كور گردد، و دل تفقّه در دين نكند و از تفكر در آيات و بيّنات و تذكّر حق و اسماء و صفات محروم گردد “138.
هـ )حجاب حب دنيا
” يكى ديگر از حجب غليظه، كه پرده ضخيم است بين ما و معارف و مواعظ قرآن، حجاب حبّ دنيا است كه به واسطه آن قلب تمام همّ خود را صرف آن كند و وجهه قلب يكسره دنياوى شود؛ و قلب به واسطه اين محبت از ذكر خدا غافل شود و از ذكر و مذكور اعراض كند. و هر چه علاقمندى به دنيا و اوضاع آن زيادت شود، پرده و حجاب قلب ضخيمتر گردد. و گاه شود كه اين علاقه به طورى بر قلب غلبه كند و سلطان حبّ جاه و شرف به قلب تسلّط پيدا كند كه نور فطرت اللَّه بكلّى خاموش شود و درهاى سعادت به روى انسان بسته شود. و شايد قفلهاى قلب كه در آيه شريفه است كه مى‏فرمايد: ” ا فَلا يَتَدَبَّرون الْقُرآنَ امْ عَلَى قُلُوبٍ اقْفالُها “139 همين قفل و بندهاى علايق دنيوى باشد. و كسى كه بخواهد از معارف قرآن استفاده كند و از مواعظ الهيّه بهره بردارد، بايد قلب را از اين ارجاس تطهير كند و لوث معاصى قلبيّه را، كه اشتغال به غير است، از دل براندازد؛ زيرا كه غير مطهّر محرم اين اسرار نيست. قال تعالى: ” انَّهُ لَقرآنٌ كَريمٌ فى كِتابٍ مَكْنونٍ لا يَمَسُّهُ الَّا الْمُطَهَّروُن “140 چنانچه از ظاهر اين كتاب و مسّ آن در عالم ظاهره غير مطهّر ظاهرى ممنوع است تشريعاً و تكليفاً، از معارف و مواعظ آن و باطن و سرّ آن ممنوع است كسى كه قلبش متلوّث به ارجاس تعلّقات دنيويّه است‏ “141 ؛ خلاصه آنچه در باب مراتب فهم قرآن قابل قبول است مراتب درک شهودي و معنوي آن است اما اخباريان را ديدگاهي دگر است که انشاءالله در فصول آينده مورد بررسي و تحليل قرار خواهد گرفت .
نتيجه گيري :
امام خميني ضمن اعتقاد به قابل فهم بودن ظاهر قرآن براي همگان معتقد است ائمه جايگاه خاص و ويژه اي نسبت به فهم قرآن دارند اين اعتقاد امام برخاسته از نگاه خاص امام به آيات قرآن است ، ايشان معتقد است قرآن

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید