دانلود پایان نامه

عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ كُنْتُ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ ع بِمَكَّةَ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنَّكَ لَتُفَسِّرُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ مَا لَمْ تَسْمَعْ بِهِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ عَلَيْنَا نَزَلَ قَبْلَ النَّاسِ وَ لَنَا فُسِّرَ قَبْلَ أَنْ يُفَسَّرَ فِي النَّاسِ فَنَحْنُ نَعْرِفُ حَلَالَهُ وَ حَرَامَهُ وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ وَ سَفَرِيَّهُ وَ حَضَرِيَّهُ وَ فِي أَيِّ لَيْلَةٍ نَزَلَتْ كَمْ مِنْ آيَةٍ وَ فِيمَنْ نَزَلَتْ وَ فِيمَا نَزَلَتْ فَنَحْنُ حُكَمَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ شُهَدَاؤُهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ” سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ “299 فَالشَّهَادَةُ لَنَا وَ الْمَسْأَلَةُ لِلْمَشْهُودِ عَلَيْهِ فَهَذَا عِلْمُ مَا قَدْ أَنْهَيْتُهُ إِلَيْكَ وَ أَدَّيْتُهُ إِلَيْكَ مَا لَزِمَنِي فَإِنْ قَبِلْتَ فَاشْكُرْ وَ إِنْ تَرَكْتَ فَ ” إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيد “300 .
” يعقوب بن جعفر گفت در خدمت حضرت ابو الحسن در مكه بودم مردى بايشان گفت شما از قرآن تفسيرهائى مى‏كنيد كه شنيده نشده. امام عليه السّلام فرمود قرآن بر ما نازل شده قبل از مردم و پيش از مردم براى ما تفسير شده است ما بحلال و حرام و ناسخ و منسوخ و آياتى كه در سفر و آياتى كه در حضر نازل شده و در كدام شب چقدر آيه نازل شده و در باره چه كس و چه چيز نازل گرديده عارف هستيم ما حكماى خدا در زمين و گواهان او در ميان مردم هستيم اين آيه اشاره بهمين مطلب است سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ گواهى از ما است و پرسش از مردم، اين علمى بود كه بتو اطلاع دادم اگر قبول نمودى بر اين نعمت سپاسگزارى كن و اگر رد كردى خداوند بر هر چيز گواه است‏ “301 .
استدلال
اخباريان از رواياتي با موضوع يادشده نتيجه مي گيرند که علم قرآن و تفسير آن و انتزاع احکام نظري از آن مختص ائمه اهل بيت (ع) بوده ، بنا براين هر کس بدون مراجعه به ائمه به سراغ تفسير و استنباط احکام الهي برود گرفتار تفسير به رأي و اجتهاد ظني شده و بر خلاف ما انزل الله فتوي داده و گمراه شده است302 .
پاسخ
در پاسخ به سؤال و استدلال فوق دو مطلب قابل ذکراست .
اول : اينکه رواياتي با موضوع فوق در رد کساني گفته شده که معتقدند در علم قرآن و حديث نيازي به مراجعه به ائمه نمي باشد در حالي که اين تهمت از مجتهدان شيعه سخت دور است زيرا اين بزرگواران در مسائلي به اجتهاد رو مي آورند که به هيچ وجه در سخنان ائمه جواب متقني نيافته اند لذا به خاطر ترس از تعطيلي احکام با استفاده از اصول کلي و مبناهايي که خود ائمه بيان نموده اند به اجتهاد رو آورده يا به تفسير کلام وحي مي پردازند303 و لذا اجتهاد ي که در نزد علماي اصولي پذيرفته است چيزي جز به کار بستن تمام توان در فهم مراد و مقصود اصلي روايات و کاربردي کردن آن نمي باشد بنا براين اگر اخباري و اصولي بدون تعصب سخن يکديگر را گوش نمايند چندان اختلافي بين آنها باقي نمي ماند زيرا هر دو طايفه مخالف به کار بردن استنباطات شخصي و رأي و قياس و مانند آن هستند و اين همان مطلبي است که امام خميني نيز ياد آوري نموده و فرموده به خاطر تعبيرات مختلف ، نبايد از حقايق محروم شد زيرا چه بسا همه يک مطلب را ميگويند ولي به زبانهاي مختلف ؛ ايشان مي نويسد :
” ادعيه و قرآن و اينها همه باهمند. اين عرفا و شعراى عارف مسلك، و فلاسفه هم، همه يك مطلب مى‏گويند؛ مطالب مختلفه نيست. تعبيرات مختلفه است، زبانهاى مختلفه ؛ زبان شعر، خودش يك زبانى است. حافظ، زبان خاصى دارد. همان مسائل را مى‏گويد كه آنها مى‏گويند؛ اما با يك زبان ديگرى. زبانهاى مختلف است و نبايد از اين بركات مردم را دور كرد، بايد مردم را به اين سفره پهن الهى كه قرآن و سنت و ادعيه باشد، دعوت كرد؛ تا هر كس به اندازه خودش استفاده بكند “304 .
دوم : اينکه در رواياتي با موضوع يادشده ائمه به اين دليل خود را از ديگرمفسران لايق تر به تفسير قرآن دانسته اند که آگاهي بيشتري راجع به محتوا و شأن نزول آيات و اينکه در چه زماني و خطاب به چه کساني نازل شده و پيامبر به عنوان اولين و آگاه ترين مفسر در تبيين آن چه فرموده و آيا اين آيه بعداً قيد خورده يا آيه ديگري را تخصيص يا تقييد زده يانه و… و ائمه صرف نظر از مقام امامت ـ که از اصول مسلم و پذيرفته شده همه شيعيان است ـ بي واسطه از طريق امام علي (ع) همه علوم وحي را از پيامبر به ارث برده اند و کتابهايي مانند کتاب علي (ع) و مسند علي (ع) و مسند حضرت فاطمه (س) در اختيار ايشان بوده و به خواص اصحاب نيز آن را نشان داده اند ؛ بنا براين به توجه به ويژگيهاي فوق هر کس بتواند به علوم مذکور که در اختيار ائمه اهل بيت بوده دست يابد خواهد توانست همچون ائمه مفسر کلام وحي باشد و گرچه دست يابي کامل به علوم پيش گفته احدي را جز ائمه مقدور نيست اما هر کس با توجه به طاقت و لياقتش مي تواند به علوم نامبرده دست يافته و به تفسير قرآن بپردازد بنا براين اين دسته روايات نيازمنديهاي مفسر را بيان نموده و به نوعي چگونگي تفسيرکردن را به مفسران آموخته است به خاطر وجود اينگونه روايات تفسيري بوده که علامه بزرگوار صاحب تفسير الميزان نقش روايات را در تفسير قرآن همان نقش معلمي و راهنمايي دانسته ؛ ايشان مي نويسد : ” شان پيامبر در اين مقام تنها و تنها تعليم كتاب است، و تعليم عبارت از هدايت معلمى خبير نسبت به ذهن متعلم است، و كارش اين است كه ذهن متعلم را به آن معارفى كه دستيابى به آن برايش دشوار است ارشاد كند، و نمى‏توان گفت تعليم عبارت از ارشاد به فهم مطالبى است كه بدون تعليم، فهميدنش محال باشد، براى اينكه تعليم آسان كردن راه و نزديك كردن مقصد است، نه ايجاد كردن راه “305 .
امام خميني نيز با وجود آنکه فهم کامل قرآن را در اختيار ” من خوطب به “306 مي داند ليکن با اعتقاد به اينکه بر طبق روايات اهل بيت و آيات قرآن مراتبي از فهم قرآن براي همه بشر قابل دست يابي است همگان را به استفاده از قرآن دعوت مي نمايد ايشان مي نويسد ” … لكن به اندازه علم و معرفت و استعدادهاى اهل معرفت و تحقيق در رشته‏هاى مختلف، به بيانها و زبانهاى متفاوت نزديك به فهم از اين خزينه لا يتناهاى عرفان الهى و بحر مواج كشف محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- بهره‏هايى بردارند و به ديگران بدهند و اهل فلسفه و برهان با بررسى رموزى كه خاص اين كتاب الهى است و با اشارات از آن مسائل عميق گذشته، براهين فلسفه الهى را كشف و حل كرده، در دسترس اهلش قرار دهند. و وارستگان صاحب آداب قلبى و مراقبات باطنى رشحه و جرعه‏اى از آنچه قلب عوالم307 از “ادَّبَنى‏ رَبِّى”308 دريافت فرموده، براى تشنگان اين كوثر به هديه آورند و آنان را مؤدب به آداب اللَّه تا حد ميسور نمايند. و متقيان تشنه هدايت بارقه‏اى از آنچه به نور تقوا از اين سرچشمه جوشان ” هُدىً لِلْمُتَقين “309 هدايت يافته‏اند، براى عاشقان سوخته هدايت اللَّه به ارمغان‏ آورند. و بالاخره هر طايفه‏اى از علماى اعلام و دانشمندان معظم به بعدى از ابعاد الهى اين كتاب مقدس دامن به كمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوى عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سياسى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمايند تا معلوم شود اين كتاب سرچشمه همه چيز است؛ از عرفان و فلسفه تا ادب و سياست “310 .
11. رواياتي در مورد اصناف مردم با هدف تشويق به علم آموزي
” عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ يَغْدُو النَّاسُ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ عَالِمٍ وَ مُتَعَلِّمٍ وَ غُثَاءٍ فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ وَ شِيعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ وَ سَائِرُ النَّاسِ غُثَاء “311 .
جميل گويد: شنيدم از آن حضرت[ امام صادق ] كه مى‏فرمود: مردم سه دسته صبح مى‏كنند: عالم و متعلم و ورآبى [ خاشاک روي آب ] ، ما علماء هستيم، و شيعيان ما متعلم و دانش آموزند، و مردم ديگر ورآبيند.
استدلال
اخباريان پس از نقل رواياتي با موضوع يادشده چنين نتيجه گيري نموده اند که مردم ـ بعد از رسول خدا و آمدن دين اسلام ـ سه دسته هستند .
الف ) اصحاب عصمت و طهارت ، ائمه اهل بيت (ع) .
ب ) کساني که ملتزم هستند تمام مسائلي که احتمال اشتباه در آن مي رود اعم از عقايد و اعمال را از ائمه اهل بيت (ع) اخذ نمايند .
ج ) کساني که جزء دو گروه پيشين نيستند .
در ادامه افزوده اند که گروه سوم کاملا رد شده و مردود به حساب مي آيند و تمامي کساني که در مبحث اعتقادات از مقدمات عقلي و در مبحث اعمال و افعال از مقدمات ظني مانند اصالت برائت ، استصحاب و ديگر دلايل ظني استفاده مي کنند در گروه سوم قرار مي گيرند312 و از معاندان محسوب مي شوند فلذا تنها راه باقي مانده براي بشر ـ اگر بخواهد راه سلامت پويد ـ مراجعه به اهل بيت در همه مسائل از جمله در تفسير قرآن و فهم آن مي باشد .
پاسخ
در پاسخ استدلال يادشده مي گوييم محتواي روايات مذکور در بردارنده چند نکته است که بايد به صورت مجزا مورد بررسي قرار گيرد .
نکته اول : در تعدادي از روايات موضوعي يادشده از شيعه به عنوان ” متعلم ” ياد شده و ساير مردم ” غثاء ” ناميده شده اند و پرواضح است که نزديکترين فرقه به اسلام ناب محمدي (ص ) و استدلالي ترين ، عقلي ترين و منطقي ترين فرقه در بين فرقه هاي اسلامي شيعه بوده و خواهد بود و لذا تنها فرقه کاملا بر حق و هدايت يافته شيعه بوده و از اين زاويه ديگر فرقه ها ” غثاء ” هستند زيرا همانند خار و خاشاک روي آب به دنبال رئيس فرقه هايشان رفته و دنبال استدلال و بررسي پيرامون حقانيت فرقه و اعتقادشان نيستند حال آنکه شيعيان از بدو ظهور اسلام همواره استدلال ديگران را شنيده و به آن پاسخ منطقي داده اند و به دليل اينکه در اقليت بوده اند تنها راه براي بقاء و تداوم اين مذهب را داشتن استدلال قوي و منطقي در مقابل اکثريت مخالف دانسته و به آن ملزم بوده اند و در اين مطلب بين اصوليان و اخباريان اتفاق نظر وجود دارد .
نکته دوم : پاره اي از روايات موضوعي فوق در رابطه با تشويق به علم آموزي و برحذر داشتن مردم از تنبلي و دوري از جهل و ناداني و مانند آن است313 که در اين رابطه آيات و روايات بسياري وجود دارد314 و سيره عملي پيامبر (ص ) و ائمه معصومين (ع )نيز نمونه عيني تشويق به علم آموزي و دوري از جهل و تنبلي است315 و در اين مطلب واين استنباط نيز همه فرقه هاي اسلامي و همه گرايشهاي مختلف شيعي متفق القولند .
نکته سوم : آنچه مايه اختلاف و تنازع بين اصولي و اخباري در رابطه با روايات فوق است اين مطلب است که اخباريان ازاين روايات اينگونه نتيجه مي گيرند که بعد از پيامبر تا قيام قيامت مسلمانان بايد در همه مسائل اعم از اعتقادي و عملي فقط و فقط به روايات اهل بيت مراجعه نموده و حق اجتهاد در دين را ندارند و اگر جايي براي مسئله اي جوابي نيافتند توقف نمايند حال آنکه نگاهي به محتواي روايات موضوعي فوق به اين شبهه پاسخ مي دهد زيرا طبق اين روايات از شيعيان به عنوان ” متعلم ” يعني کساني که دنبال علم و دانش مي روند نام برده شده و چه بسا منظور از متعلم در اين روايات در مرحله اول همان علوم ديني بوده باشد و آنچه امروزه عالمان علم اصول در پي آن هستند چيزي جز کشف علوم ديني از دل آيات و روايات نيست و اگر از دليل عقلي و ديگر قواعد اصولي استفاده مي کنند اين قواعد نيز از دل همان روايات اهل

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید