دانلود پایان نامه

با سلامت روانی ناسالم به وجود می آورد،البته اثر این انحراف درهمه مراحل زندگی یکسان نیست برخی ازمراحل زندگی ازجمله دوره جنینی وکودکی اول از اهمیت خاص برخوردار است که به اختصار توضیح داده می شوند(گنجی،1380).
اهمیت دوره جنینی106 در سلامت روانی
زندگی از لحظه انعقاد نطفه شروع می شود وانسان نه ماه از زندگی خود را در داخل رحم مادر می گذراند.خوشبختانه دراکثر موارد این دروه به خوبی سپری می شود.یک نوزادسالم وطبیعی به دنیا می آید،اما همیشه این گونه نیست،افراط زنان باردار درنوشیدن قهوه یا مصرف آرامبخش ها وموادمخدر باعث سقط خودبخودی جنین وکودکان معلول را افزایش می دهد.برخی بیماری ها همچون سرخچه وسیفلیس نیز به جنین آسیب می رسانند.همچنین استرس های مادر وتغذیه او می تواند اثر بد به جای بگذاردکه تمام موارد فوق می تواند سلامت روانی وجسمی جنین را به خطر اندازد(گنجی،1380).
سلامت روانی در دوره کودکی
کودکی از تولد تا11 سالگی به حساب می آید.این دوره سال های زیادی را در بر می گیرد واز اهمیت زیادی برخوردار است این دوره کودکی اول وکودکی دوم را در بر می گیرد.درمورد اهمیت دوره نوزادی برسلامت روانی می توان گفت که تازه تحقیقات شروع شده است زیرامردم چنان فکر می کردند که نوزاد غیر از خوردن،خوابیدن ،نفس کشیدن وگریه کردن چیز دیگری نمی داند.اما تحقیقات تازه نشان داده است که همه ی اعضای حسی کودک از همان لحظه تولد،حتی برخی از آن ها در دوره جنینی کار می کند.مثلا”گریه های نوزادابزار تشخیص به موقع برخی ناهنجاری ها می تواند باشد.تغذیه نیز بعد دیگری است که می تواند سلامت روانی وجسمی کودک را تحت تاثیر قرار دهد.عامل مهم دیگر که می توان گفت در سلامت روانی کودک تاثیردارد، یادگیری است وهمین طورکنش متقابل کودک وبزرگسالان بخصوص والدین اثرات عمیقی برشخصیت کودک دارد.مطالعات نشان داده اند که کودکان بزهکار وناسازگار،کودکانی هستندکه درکودکی با آنها بدرفتاری شده واز نظرعاطفی با مسائلی روبرو بوده اند(گنجی،1380).
سلامت روانی در دوره نوجوانی107
نوجوانی را دوره برزخ ودوره انتقالی درنظر می گیرند.انتقال ازکودکی به بزرگسالی.برخی روانشناسان دوره نوجوانی را دوره آشوب واسترس توصیف می کنند.اگر دوره نوجوانی بدون مشکل طی شود نوجوان به بزرگسالی سالم تبدیل می شود که نقش های خود را به خوبی ایفا می کند.دراین دوره ظاهربدن ومخصوصا” چهره از اهمیت خاصی برخوردای است وعزت نفس را تحت تاثیر قرارمی دهد.والدین باید بدانندکه در زندگی اکثر نوجوانان خانواده همیشه یک تکیه گاه به حساب می آید ونوجوانانی که به والدین تکیه می کنند از سلامت روانی بهتری برخوردارند.نوجوانی دوره ای است که مسائل جنسی ،تمایل به کشیدن سیگار وکنجکاوی برای تجربه موادمخدر در آن شدت پیدا می کند ولازم است والدین در این دوره راهنمایی های نوجوانان را بیشترکنند وعقاید صحیح وغلط درباره رفع نیازهای جنسی دراختیار نوجوانان بگذارند(گنجی،1380).
سلامت روانی در دوره بزرگسالی108
بخش عظیمی از زندگی بزرگسالی صرف کار می شودوکاراز نظر سلامت روانی واحساس رضایت از زندگی عامل مهمی است که برای انسان استقلال مالی وعزت نفس فراهم می آورد.بین درصدبیکاری وخودکشی رابطه مثبت ومعنی داری وجود داردوهر اندازه میزان بیکاری بیشتر باشد تعدادمردان بستری شده در بیمارستان های روانی افزایش می یابد.در این دوره همینطور زندگی زناشویی حائز اهمیت فراوان است که دارای جنبه های مثبت ومنفی است .از جنبه های مثبت آن صمیمیت وشراکت است که میزان رضایت زناشویی را افزایش می دهد.اگر منحنی رضایت طرفین را ترسیم U شکل به دست خواهدآمد.براین معنا که زن وشوهر ها بیشترین رضایت را در سال های اول وآخر از یکدیگر دارندکنیم .
(گنجی،1380).
سلامت روانی در دوره پیری109
پیری آخرین مرحله زندگی است که مسائل خاص خود را دارد.در این دوره سالمند از زندگی گذشته خود تراز نامه ای تهیه می کند ودر آن اعمال مثبت ومنفی خود را در نظر می گیرد.اگر به این نتیجه برسد که گذشته پربار ی داشته است به احساس رضایت می رسدو بقیه عمر خود را با رضایت به سرخواهد برد در غیر اینصورت احساس نا امیدی خواهد کرد وبقیه عمر خود را با ناکامی وسرخوردگی وحسرت به گذشته نگاه می کند واز سلامت روانی به دور خواهد ماند.همچنین سندرم آشیان خالی در این دوره مطرح است وبرای زنان طاقت فرسا تر است وسلامت روانی آنها را به مخاطره می اندازد(گنجی،1380).
مدرسه وسلامت روانی
درعصر ما این امرمسلم شده است که رفتاربشر نتیجه موقعیت ها وعوامل متعددی است که مهمترین آنها خانواده ومدرسه واجتماع است که اگر هریک از آنها نقش خود را به خوبی انجام دهند شانس وموفقیت کودک ودرزمان بلوغ وبزرگسالی افزایش می یابد.فلسفه تعلیم وتربیت عصر ما با سال های گذشته متفاوت است بدین معنا که هدف آموزش وپرورش تنها تعلیم دروس وسایر مطالب فکری نیست بلکه پرورش جسم وروان به طورکلی است.پیشرفت در دروس ازعوامل مهم تعیین کننده نگرش دانش آموزان نسبت به مدرسه است.میل به پیشرفت درسی اغلب در همه کودکان وجود داردواین تمایل تنها زمانی ارضا می شود که هدف های مورد نظر کودک از دسترس اوخارج نباشد.کودکانی که ازمیل به پیشرفت آنها به نوعی جلوگیری می شود دست به رفتارهای متعدد و گاه غیرعادی می زنند وگاه به تخیل روی می آورند ورفتار انعطاف ناپذیر از خود نشان می دهند(شاملو،1383).مهمترین وموثرترین فرد در هر موسسه تربیتی معلم است .
رانکین در یکی از نحقیقات خود مشخصات زیر را دریک معلم خوب ضروری می داند.البته توصیف معلم خوب دراین مبحث ازلحاظ نوع تاثیر دربهداشت روانی کودک است.
1-معلم خوب کودکان ونوجوانان را دوست دارد واین مهم ترین اصل تعلیم وتربیت است.
2-معلم خوب باید ازلحاظ روانی سالم ورفتارهای او سرمشق کودکان باشد.
3-آموزگار باید رابطه تعلیم وتربیت وسلامت روانی را بداند.
4-آموزگار بایدسعی کند تا کودک را در بحران ها ومسائل عاطفی وخانوادگی کمک نماید.
5-معلم دقیق می تواند کودکانی را که دارای مشکلات روانی شدید هستند بشناسدوآنها را به مراجع صلاحیت دار ارجاع دهد.
چنانچه در بالا ذکر شد مهمترین شرط آموزگار خوب از لحاظ روانی این است که او با کمال صمیمیت وخلوص نیت کودکان را دوست بدارد و با صبر وحوصله سعی کند به عمق مشکلات آنها پی ببرد.ازعوامل دیگر که تاثیر زیادی بر شخصیت کودک دارندانضباط است .مشکلات مربوط به انضباط معمولا” براثر احساس ناکامی وتعارض روانی کودک ایجاد می شود.کودکی که محدودیت خود را به صورت پرخاشگری نشان می دهد در کلاس درس اختلال به وجود می آورد.ولی کودکی که برون ریزی عاطفی نمی کند خشم خود را متوجه خود می سازد وکمتر مورد ناراحتی آموزگار وحتی مدیر مدرسه می گردد.معلم باید بداند که ناسازگاری همیشه نشانه ناراحتی روانی کودک است وبجای آنکه دست به تنبیه وتهدید بزند بایدسعی کند تا علل ناسازگاری کودک را دریابد وآن را از بین ببرد.چون کودک قسمت عمده ای از ساعات روزانه خود را در مدرسه وتحت تاثیر آموزگاران می گذراند بنابراین ضروری است که آموزگاران با اصول سلامت روانی آشنا باشند.(شاملو،1383).

افراد سالم از نظر روانی
مشكل است كه بگوئيم كه يك شخص از لحاظ رواني تا چه حد سالم و طبيعي است. ميزان آن برحسب تمدن جامعه، ‌زمان، مكان فرهنگ و انتظارات هر جامعه تفاوت دارد. آن چه در زير مي آيد براي پي بردن به سلامت رواني انسان مي تواند راهنماي كوچكي باشد.
1- شخص سالم از زندگي بيشتر راضي است و اظهار خوشي مي كند و كمتر ناراحت و دل گير است.
2-از استقلال فردی خود آگاه است. امكانات، خواستها، اميال و هدفهاي خود را مي داند، كيفيت و واقعيت وجود خويش و محيطش را درك كرده، روش خود را با واقعيت هماهنگ مي كند.
3- مي تواند مناسبات دوستانه و صميمانه با ديگران برقرار سازد كه هم خود از اين دوستي احساس رضايت كند و هم طرف صحبتش از دوستي او برخوردار باشد.
4- در برابر پيشامدها و وقايع معمولي روز احساس رضايت كند و زندگي را زيبا و سالم مي بيند و هر چند كه ممكن است در مقابل مشكلات و وقايع سخت، شخص احساس ناتواني كند.
5-خود و ديگران را دوست دارد و از محبت كردن به آنها لذت مي برد.شخص سالم عهده دار زندگي خويشتن است .
6- انتظار ندارد كه ديگران، زندگي خوب و راحت برايش تأمين كنند.
7- در موارد بخصوص و حاد، حق دارد كه خشمگين و عصباني شود.
8-به ماهيت وجود خود پي مي برد، بد و خوب خويشتن را قبول دارد و از تأثير رفتار خود روي ديگران آگاه است.
9- ديگران را تحقير نمي كند و براي خود مزيّت اضافي قايل نمي شود.
10- آشفتگي و ناراحتي هايش را به نحوي اظهار مي كند كه قابل قبول جامعه اي كه در آن زندگي مي كند باشد. تأثر و آشفتگي خود را مهار مي كند كه باعث ناراحتي اطرافيانش نشود.
11- به امكان انجام يك كار معتقد است، پر توقع نيست و هميشه راهي را انتخاب مي كند كه مي داند در آن راه امكان عملي شدن يك منظور بيش از راههای ديگر است.
12- شخص سالم حس بذله گويي دارد كه اغلب با آگاهي و خوش خلقي همراه است. از فرصتهای عادی، برای شادی دوری نمي كند و از غصه و نگرانی استفاده نمي كند.
13- آن چه را كه هست قبول مي كند و مي داند كه زندگي مطلوب و دلخواه خيالي بيش نيست و هميشه يك نوع ناتمامي و نقص در همه جا مي توان يافت.
14-هم در ميان جمع احساس خوشي مي كند و هم در تنهايي.
15-قبول دارد كه كشمكش و ناسازگاری هميشه وجود دارد و بايد به هر صورتی با ناسازگاریي ها و كشمكش ها مقابله كند.
16- با اين كه بين ديگران است ولي هميشه شخصيت و ماهيت خود را حفظ مي كند(بشارتی فر، 1381).

بخش چهارم :پیشرفت تحصیلی
تعریف نظری پیشرفت تحصیلی
پیشرفت تحصیلی، معلومات یا مهارت‌های اکتسابی عمومی یا خصوصی در موضوعات درسی است که معمولاً به‌وسیله‌ی آزمایش‌ها و نشانه‌ها یا هر دو که معلمان برای دانش آموزان وضع می کنند اندازه گیری می شود(شعاری نژاد،1380).
عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی
پیشرفت تحصیلی یکی ازمهم ترین شاخص های یادگیری درهمه نظام های آموزشی است.پيشرفت تحصيلي يك فرايند است . در هر فرايند عوامل و متغيرهايي در حال تعامل اند . نوع و شدت تعامل ، تغييرات گوناگوني را به دنبال مي آوردعوامل مختلفی برپیشرفت تحصیلی تاثیر داردازجمله:خانواده ،مدرسه،جامعه وغیره(آرموواولاول110، 2001;اوزینار،111 2006) بررسي همه عوامل موثر در فرايند موفقيت و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ، امكان پذير نيست بدين لحاظ به ذكر چند نمونه كه تاثيرآشكاری در پيشرفت و موفقيت تحصيلي دانش آموزان دارند اشاره مي شود :
آمادگی:دانش آموز بايد از لحاظ جسمي ، عاطفي ،عقلي وغیره رشد كافي كرده باشد تا بتواند به خوبي ياد بگيرد ويادگيری زماني برايش سودمند خواهد بود كه از هرنظرآمادگي لازم را داشته باشد.آمادگي يك فرد در زمينه های مختلف متفاوت است.
انگيزه وهدف:يادگيری معلول انگيزه های متفاوت است . يكي از اين انگيزه ها كه نقش مهمي در جريان يادگير
ی دارد ، ميل و رغبت شاگرد به آموختن است . براي اينكه شاگردان در ضمن يادگيری فعال باشند بايد موضوعات براساس نياز های شاگردان تنظيم شود . يكي ديگراز اين انگيزه ها هدف است . در مدارس هدف های تربيتی بايد انعكاسي از احتياجات و تمايلات شاگردان باشد و به طور مشخص واضح و روشن باشند مشخص بودن هدف ها در مدرسه سبب هماهنگي فعاليت های معلم و دانش آموزان مي شود ، جهت و ميزان پيشرفت آن ها را نشان می دهد.
تجارب گذشته :آموخته ها و تجارب گذشته‹‹ ساخت شناختي ›› وی را تشكيل مي دهد . يك فرد زماني مي تواند مفاهيم و مسائل جديد را درك كند كه مفهوم و مسئله جديد  با ساخت شناختي او مرتبط باشد بنابراين،معلم همواره بايد فعاليتهای آموزشي را بر اساس تجارب گذشته شاگرد و متناسب با ساخت شناختي آن ها طراحی و اجرا كند .
برنامه درسی:برنامه درسي را مي توان به سه گروه ،برنامه درسي مورد انتظار (آنچه كه در فهرست دروس و ياهدفهای يادگيری مندرج است)، برنامه درسي اجرا شده (آنچه كه معلمين عملاً تدريس مي كنند در زبان پژوهش به آن اغلب فرصت یادگیری

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید