دانلود پایان نامه

خانواده اش را نگرش مذهبي آنان به سقط جنين و احساس گناه شان نسبت به اين عمل عنوان مي کند:
((موقع سقط رفته بودم خونه مادرم شهرستان اردبيل، شوهرم ميدونست ميخوام سقط کنم اما نمي دونست با چه شرايطي ميخوام اينکارو بکنم پول تفريح خودمو بچه هام همراهم بود، مادرم که فهميد ميخواهم سقط کنم گفت پيَش من نيا تو داري قتل ميکني اصلا نميتونم اين قتل رو ببينم من مي گفتم نه من هنوز تپش قلب رو احساس نميکنم چون 28 روزه است،و بچه از 40 روزگي ميگن نبضش ميزنه و هر چي بشه به گردن خودم چون بهتر از اينه که دنيا بياد و سختي بکشه بذار الان اينکار رو بکنم. خواهرم هم ميگفت نکن حالا که شده حتي اگه نميخواستيش اما اينکار رو نکن گناه داره))( زن 30 ساله، چهارم نهضت، طبقه درآمدي پايين).
در بعضي موارد خانواده ها براي به خطر افتادن سلامتي زنان با سقط جنين آنها مخالف بودند: يکي از زنان مي گويد:
((خانواده من راضي نبودن بعدشم که فهميدند سقط کردم خيلي ناراحت شدن، مادرم ميخواست پيش دکترم بره و دعوا کنه چرا همچين آمپولي رو به ما پيشنهاد داده، مادرم به من ميگفت مگه عقل نداري مثلا اگه تو بميري براي شوهرت چيزي ميشه؟ و فقط جون خودتو از دست ميدي))( زن 33 ساله، اول راهنمايي، طبقه درآمدي، بالا).
يکي ديگر از زناني که موضوع سقط جنين خود را از مادرش پنهان کرده بود مي گويد:
((مادرم هنوز نمي دونه، اگه بفهمه مي گه هزار تا درد مي گيري، کمردرد، سني نداري که دو بار سزارين کردي و سقط هم کردي))( زن 25 ساله، ديپلم، طبقه درآمدي پايين).
در ديدگاه سنتي مساله سقط يک امر ممنوع و تابويي است. مخصوصا اگر اين امر در حاملگي اول رخ دهد مورد زير زني است که در اولين حاملگي خود اقدام به سقط جنين کرده است. خانواده اين زن که بنا بر تعريف خود امروزي فکر مي کنند موافق سقط جنينش بودند. اما خانواده همسرش ديدگاه کاملا سنتي داشتند و اين امر باعث شده بود زن مساله سقط جنينش را از خانواده همسرش پنهان نگه دارد:
((مادر و پدر و خواهرانم باخبر بودند همه شون بخاطر شرايط بچه نظرشون اين بود که بچه بايد سقط بشه همه نگران من بودند چون معتقد بودند روح دميده نشده بود و يه لخته خوني بود که بسته شده بود واونهم تو شرايطي ناايمن که من دارو خورده بودم تشکيل شده بود و حتما بچه ام عقب افتاده مي شد پدر من يه آدم مذهبي اون ميگفت نبايد يه بچه عقب افتاده بدنيا بياد.خانواده همسرم هيچکدوم در جريان نيستند بخاطر اينکه کاملا سنتي اند وچون بچه نداشتيم ممکن بود حرفي بزنن به همين خاطر چيزي بهشون نگفتم واسه يه خانواده سنتي خيلي عجيبه که يه نفر چطور جلوگيري ميکنه که بعد از چند سال بچه دار نشده))( زن 31 ساله، فوق ليسانس، طبقه درآمدي بالا).

5-3-4- نظر زنان پاسخگو در مورد نگرش افراد جامعه به سقط جنين
از نظر اکثر زنان طبقات درآمدي پايين، متوسط و بالا نگرش افراد جامعه به سقط منفي است و اين مساله تابو بودن سقط جنين زنان را در جامعه تاييد مي کند. در حاليکه بسياري از خانواده ها هنگام مواجهه با حاملگي ناخواسته اقدام به سقط جنين مي کنند اما معمولا نسبت به عمل سقط نگرش مثبتي ندارند و با آن مخالفند و اين امر مي تواند ناشي از تاثيرات تابوي سقط جنين بر افکار افراد جامعه باشد. در نمونه مورد مطالعه ما اکثر زنان نگاه جامعه به سقط جنين را منفي دانستند و دلايل مختلفي را براي آن عنوان کردند:
مورد زير زني است که دلايلي مانند رابطه جنسي خارج از حيطه ازدواج و گناه سقط جنين را علت نگرش منفي جامعه به سقط جنين عنوان مي کند:
((قانونمون که ميگه نبايد اين کار رو کرد و انجامش ديه داره و هيچ دکتر زنان و زايمان که مهر نظام پزشکي داره هم اجازه نداره چرا که اين کار غير قانوني، افراد جامعه هم که نظرات مختلفي دارند. هر چيزي يه ريشه اي داره اگه رد شده است يا جامعه اسم کريهي براش ميذاره بخاطر فجايعي است که در جامعه رخ ميده، وقتي پيش دکترم ميرم و موقع معاينه خجالت ميکشم دکترم ميگه تو با داشتن شوهر و بعد از 4 سال ازدواج از من دکتر که محرم توام و از باباي تو بزرگترم خجالت مي کشي، دختر 15 ساله مياد و ميگه دکتر من حامله ام و همچين اتفاقي براي من افتاده، انقدر وقيه اند. اين مساله در جامعه ما لوث شده که ديد جامعه منفي است شوهر هم که داشته باشي همه بد نگاه ميکنن اين مساله بد برامون جا افتاده، من ديد بدي به آن ندارم خوب من تجربه اش را دارم البته هر وقت در مورد کسي مي شنوم مي پرسم چه کسي و چرا؟ زن شوهرداره؟ يا دوست دختر دوست پسر داره؟ آدمي که عقد کرده و نامزد؟ خيلي برام مهمه بدونم کيه و چرا اين کار رو کرده؟ اگه ديد جامعه منفي، بخاطر اتفاقات و خلافها و گناههاست. از نظر افراد جامعه گناهه، مي گويند حالا که خدا داده نبايد اين کارانجام بشه ، بعدا مادره بچه دار نميشه و يه عمر بايد عذابشو به دوش بکشه))( زن 25 ساله، ديپلم، طبقه درآمدي بالا).
زن ديگري نگاه جامعه به سقط جنين زنان و سقط جنين دختران مجرد را متفاوت ارزيابي مي کند، از نظر اين زن هر کسي که اقدام به سقط جنين مي کند براي عمل خود دليل محکمي مي آورد اين زن مي گويد:
((از نظر عرفي فکر مي کنم مردم اونو يک عمل پذيرفته شده اي نمي دونن، خيلي از مردم در خيلي از موارد سقط جنين رو بطور زير چشمي نديده مي گيرن خاله من که آدم کاملا مذهبي است علي رغم اينکه مي دونه اين مساله هم از نظر قانون و هم از نظر شرعي ممنوعه اين کار رو کرد درسته که از نظر عرفي هم يک عمل پذيرفته نشده است اما همه مردم براي
خودشون دلايلي مي آرند که عمل سقط جنين شون قابل قبول مي کنه. با سقط دختري که حامله شده همه موافقند چون جامعه ما جامعه اي است که دختر بودن خيلي مهمه ودختري که باردار مي شه بچه اش سرپرستي نداره و ترجيح مادر و والدينش اينه که بچه اش رو سقط کنه چون ما بحث حلال زاده و حرام زاده رو داريم و اين خودش مسئله خيلي مهمي، توي عرف ما سقط جنين يه دختر چيز مقبوحي است. اما در مورد زنها در نگاه اول تقبيح ميکنن اما بعد مي تونن بپذيرنش، خيلي با حالت تهاجمي برخورد نمي کنن اگر اينطور نبود انقدر سقط هاي زير زميني و پنهاني صورت نمي گرفت))( زن 25 ساله، ليسانس، طبقه درآمدي متوسط).
مورد زير زني است که معتقد است بيشتر مردم جامعه نگرش مثبتي به سقط دارند اما تعدادي از آنها نيز آنرا قتل مي دانند:
(( مردم اگه بشنون ميگن چون دوتا بچه داشتي خوب کاري کردي چون هم پسر داشتي و هم دختر، بعضي ها هم ميگن قتله، اما بعضي ها ميگن سقط بشه بهتره تا دنيا بياد و سختي بکشه، بيشتر مردم ميگن خوب کاري کردي دو تا داشتي بسه))( زن 30 ساله، چهارم نهضت، طبقه درآمدي پايين).

زني که 3 بار تجربه سقط جنين داشته در مورد نگرش مردم جامعه به سقط مي گويد:
((خيلي ها که مي فهمن يه جوري باهام صحبت ميکنن که يعني خجالت نمي کشي؟ به گناهش فکر کردي؟ فکر جووني تو نکردي؟ اما بعضيها ميگن راحت شدي ديگه، ولش کن خوب کاري کردي دو تا داري بسه ديگه نظر با نظر فرق ميکنه من نظر اولي رو قبول داشتم))( زن 33 ساله، اول راهنمايي، طبقه اجتماعي بالا).
نانسي چودورو23درکتاب بازتوليد مادري24(1978)، تلاش مي کند تا دريابد که چرا مادران مادري کردن را انتخاب مي کنند او اين تصور که مادري کردن يک غريزه ذاتي و طبيعي است را منتفي مي داند و اينکه ميل به مادري کردن بخشي از ميل به زن بودن است و دختران بزرگ مي شوند تا ظرفيت مادرشان را براي مادري کردن باز توليد کنند. مورد زير زني است که مادري را بعنوان وظيفه اصلي خود نمي داند به نظر اين زن مردم نمي توانند بپذيرند که زني بچه اي نخواهند چون به نظر آنها بايد بچه بخواهي تا به نوعي مادري بازتوليد شود:
((تو جامعه ما بچه داشتن يا نداشتن زندگي زن را تغيير مي ده و جامعه هم هيچ حقي به زن نمي ده، ديد مردم جامعه اينه که اگر سه يا شش تا بچه داشته باشي و امکان اقتصادي نداشته باشي سقط کني . اما اگر اصلاً بچه نداشته باشي نمي پذيرند . هنوز در کشور ما اين مسئله حل شده نيست . بحث اونها اينه که بچه هم حق داره موضوع زن نيست. اگه بچه نداشته باشي خيلي براشون عجيبه که سقط کني . اگه يکي، دو تا بچه داشته باشند زياد براشون اهميت نداره و اين به لحاظ مذهبي نيست به لحاظ اينه که بايد بچه داشته باشي . اما تعداد زيادشون هم پذيرفته اند که خوب نيست))(زن 37 ساله، کارشناسي ارشد، طبقه درآمدي بالا).

زن ديگري از تغيير نگرش افراد جامعه نسبت به سقط جنين مي گويد:
((نگرش جامعه يه خورده عوض شده مثل همه چيزاي ديگه که نظرشون عوض شده تابو بودنش يه خورده کم شده و جو شکسته شده اينکه فقها در مورد سلامتي مادر اجازه دادند يه قدم مثبتي، اگر پزشکا بگن وجود جنين براي مادر خطر آفرينه اجازه ميدن))( زن 31 ساله، فوق ليسانس، طبقه درآمدي بالا).
در بعضي موارد زنان با توبيخ و سرزنش مردم جامعه روبرو مي شوند زني در مورد نظر مردم راجع به سقط جنينش مي گويد:
((همه ميگن دل و جرات داشتي چرا نمي ترسي و مقيد نيستي، يه حالت و ديد بدي دارن ميگفتن بچه بود، ميذاشتي بدنيا مي اومد ميگفتن گناه داره چطور مي خواي جواب خدا رو بدي))( زن 39 ساله، فوق ديپلم، طبقه درآمدي بالا).
از نظر يکي از زنان جا افتادن سقط جنين در جامعه ايجاد بي بند و باري مي کند، اين زن در اين رابطه مي گويد:
((الان تو جامعه سقط جنين جا افتاده، از اين مساله سوء استفاده هايي هم مي شه، اين مساله اجازه مي ده بچه هاي نامشروع سقط بشن، تو جامعه آسيب و بي بندو باري ايجاد مي کنه، الان سقط هاي غير مجاز زياد شده، البته ايدز که اومده، همه از روابط نامشروع يه کمي مي ترسن))( زن 27 ساله، ليسانس، طبقه درآمدي بالا).
تابو بودن سقط جنين در جامعه ما به عنوان يک امر پذيرفته شده است. معمولا خانواده ها با سقط جنين زنان مخالفند و آنرا گناه مي دانند. اين امر باعث مي شود اکثر مواقع زنان مساله سقط جنين خود را از خانواده و يا اقوام و دوستان پنهان نگه دارند تا منجر به ناراحتي آنان نگردند.

1-5-3-4تابوي سقط جنين
تابو واژه اي است از زبان پلينزيايي که به معني دقيق موارد زير را در بر دارد:
1- صفت مقدس يا پليد در اشخاص يا اشيا
2-طريقه تحديد که از اين صفت نتيجه مي شود
3-نتايج مقدس يا پليدي که از نقض اين حرمت ناشي مي گردد
در آغاز مجازات تخلف از تابو را امري تلقي مي کردند که خود بخود و به موجب يک ضرورت دروني پيش مي آيد تابويي که از آن سرپيچي شده خود رأسا انتقام مي گيرد. در دوره اي که مظاهر خدايان و شياطين که تابو را با آنها ارتباط مي دهند کم کم بوجود مي آيند پيش آمدن مکافات عمل را از جانب نيروي خدايان تلقي مي کنند در موارد ديگر وظيفه مجازات فرد گستاخي که با خطاي خود همنوعان را به مخاطره مي افکند به عهده جامعه قرار مي گيرد باين ترتيب که آيين کيفر در ابتدايي ترين صورت خود در جامعه بشري به تابو وابسته مي شود (فرويد، ،صص 32 و 33).
برخي از تابوها جاوداني اند مثل تابوي مردگان و هر آنچه مربوط به آنهاست تابوي موقت مربوط به بعضي شرايط از قبيل عادت زنانگي و زايمان، بلوغ،ولاد
ت و … است (همان،صص 34 و 35).
از نظر وونت هر چيزي که بدليل و علتي ترس و اضطراب به دل مي افکند تابو است.
سقط جنين يعني مرگ يک بچه، واکنش به مرگ و سوگواري و ترس از مرگ از جمله احساسات طبيعي است. همچنين ميل به پرهيز از تفکر درباره مرگ و نيز احساس ناخوشايند در جمع مردمي که سوگوارند و اين نشان مي دهد که اظهار غم تحريم شده است. در برخي فرهنگ ها مرگ بخشي از ساختار زندگي روزمره است و براي زني که بچه اي را از دست داده در هر مرحله باروري که باشد اين امکان وجود دارد که با انکار کمتر و ادراک بيشتر رويارو شود و اظهار غم را آسانتر بيابد (لي روي،1994، ص129).
تحريم مرگ فقط بخشي از توضيح آن ديوارهاي سکوت است که دور سقط جنين را گرفته است. براي فهم کاملتر مسئله نيازمنديم که به تحريم ديگري بنگريم که در ارتباط مستقيم با تحريم سقط جنين است، يعني تحريم قاعدگي.
خونريزي قاعدگي را در بسياري فرهنگ ها چون چيزي کثيف و خطرناک و آلوده مي نگرند. اين يکي از قديمي ترين تحريم هاست. در برخي جوامع رفتار زنان قاعده را با سنت هاي خشک و سخت محدود مي کنند، به آنها اجازه آشپزي و يا حتي دست زدن به مواد غذايي و ظروف آشپزخانه را
نمي دهند يا آنها را مجبور مي کنند روزهاي قاعدگي را در کلبه اي خاص دور از دهکده بگذرانند از قوانين موجود درباره قاعدگي در تورات اينچنين آمده: اگر زني ريزش خون داشت او را بايد هفت روز دور نگه داشت و هر کس او را لمس کند همان مدت نجس خواهد بود و هر کس بستر او را لمس کند بايد لباسهاي خود را بشويد و در آب غسل کند و گرنه در همان مدت نجس خواهد بود. در جوامعي که حتي ديدن زن قاعده را آلوده کننده مي دانستند. گاهي اوقات زن در حال قاعدگي را بخاطر دور نشدن از سر راه مردان با مرگ مجازات مي کردند. در فرهنگ هاي مختلف دختر را چنان پرورش
مي دهند که قاعدگي خود را پنهان نگه دارد و دختران قاعدگي را چون سري وحشتناک از مردان خانواده و گاهي حتي از زنان خانواده هم پنهان نگه مي دارند فرضيه هاي زيادي درباره سرچشمه اين تحريم وجود دارد مردم شناس آمريکايي مارگارت ميد، ريشه اين تحريم را ترس مردم بدوي از خون دانسته است (همان،صص 130 و 131).
منبع پيدايش اين تحريم هر چه که باشد تحريمي است که چون نيرويي قدرتمند در زندگي ما حضور پايدار دارد و رفتار و احساسات ما زنان را نسبت به بدنمان شکل مي دهد. تعدادي از اين نگرشها به قاعدگي در طرز تلقي نسبت به سقط جنين تاثير گذاشته است. سقط جنين نيز مانند قاعدگي خون ريزي زياد مهبلي دارد و سقط جنين را به جاي آنکه خونريزي همراه با زايش بچه بدانند که تحريم شده نيست، همسان با قاعدگي پنداشته اند که جرياني تحريم شده است. چنين است که سقط جنين دو تا از قدرتمندترين تحريم ها، مرگ و قاعدگي را به همراه مي آورد (همان،ص132).

6-3-4-نگرش مذهبي زنان در سقط جنين
در اغلب مذاهب جلوگيري از بچه دار شدن و سقط جنين و عقيم کردن به شدت محکوم شده است. رابطه جدانشدني بين مذهب و باروري تحت تاثير عوامل مختلف و در دوره هاي مختلف به اثبات رسيده است(پرکاس، 1382، ص71).از نظر مک کويلان(2004)، هنجارهاي مذهبي اي که باروري را تحت تاثير قرار مي دهد مي تواند در ارتباط با مسائلي چون جلوگيري از حاملگي و يا آموزه هاي مرتبط با نقش هاي جنسيتي و زندگي خانوادگي


دیدگاهتان را بنویسید