دانلود پایان نامه

شاهنامه “داوری” در نیمه دوم قرن ۱۳ ه.ق به وسیله آقا لطفعلی شیرازی مصور شد‌ه‌اند. در این دوره زمینه‌های فکری و عرفانی نگارگری کم‌رنگ می‌شود و جایش را نگرشی مادی و زمینی می گیرد. به تعبیر دیگر جهان لاهوتیِ نگاره های پیشین، با یافتن حجم و جسمیت، جای خود را به جهانی ناسوتی که حامل نوعی لذت گرایی نوین است، میدهد (آغداشلو،۱۳۸۷).
در اواخر دوره قاجار و پس از شکل‌گیری مکتب کمال‌الملک و شاگردانش، اقبال عمومی نسبت به نگارگری کاهش می یابد و بازار هنرمندان صاحب منش سنتی، کساد می‌شود. اما از سوی دیگر با گسترش روابط خارجی و رفت و آمد دیپلمات‌ها، محققین، مستشرقین و بازرگانان، اشتیاق خرید و جمع‌آوری نسخه‌های مصور خطی ایرانی در علاقمندان اروپایی رو به افزایش می‌گذارد، طوری که آثار هنرمندانی نظیر حسین بهزاد و میرزاآقا امامی رونق می‌گیرد. اما لازم به ذکر است که “نگارگری جدید ایرانی در تداوم و تکامل نگارگری قدیم ما شکل نگرفته است و تجدید حیات آن پس از یک دوره فترت و تعطیلی دویست و پنجاه ساله آغاز شده است” (همان، ۶۰۴).

۲-۳-۱ نگارگری جدید
آنچه موجب تفاوت عمدهی مینیاتور معاصر با شیو? سنتی اش میشود نه تنها در تغییر قطع و اندازه نقاشی از کوچک به بزرگ، رها شدن آن از همراهی با کتاب، و مهمتر از آنها، وارد نمودن ویژگی های ناتورالیستی نظیر پرسپکتیو، نور، حجم پردازی، آناتومی و غیره است، بلکه این تفاوت در انتخاب موضوع و مضامین و محتوای آثار نیز خود را نشان میدهد. تقریباً تمامی یا اغلب خصوصیات نگارگری سنتی مانند؛ عدم شبیه سازی، عدم حجم پردازی و سایه روشن، عدم وجود زمان مادی، شکست زمان و همزمانی حوادث، شکست مکان یا به عبارت دیگر شکست معماری و طبیعت، همراهی با متون ادبی،عرفانی و رزمی، به کارگیری نقوش تزئینی خاص، بهنگام تجدید حیات نگارگری در۷۰-۶۰ سال اخیر، با توجه به گرایش جامعهی هنری به نقاشی ناتورالیستی غربی و حاکمیت اصول این نقاشی، به طور کلی درهم ریختند؛ پرسپکتیو و عمق نمائی، خود را کم و بیش در آثار نشان داد، زمان مادی و نور طبیعی در آثار برخی از نقاشان بروز یافت، گرایش به سایه روشن و حجم‌پردازی زیاد شد، توجه به پیکر انسان وآناتومی بیش از پیش اهمیت یافت. این آثار به دو صورت کلی بروز کردهاند: ۱. تصاویری که اشعار عرفانی و رزمی شاعران قدیم ایران را در کتابها همراهی میکند که معمولاً این کتب نیز در تیراژ بالا چاپ میشوند. ۲. تابلوهای مستقل که منبع الهام اغلب این آثار نیز همین اشعار هستند، خصوصاً اشعار حماسی- تاریخی فردوسی و عرفانی-فلسفی حافظ و خیام و نظامی در هر صورت، برخی از این آثار به صورت پوستر و کارت پستال منتشر میشوند. در ترکیب برخی از این تابلوها همچون نگارگری قدیم از خوشنویسی که اغلب چند بیت از شعری است استفاده میشود. از نگارگران معاصر که تغییرات اساسی در این نقاشی ایجاد نمودند میتوان به حسین بهزاد، هادی تجویدی، حسین الطافی، حاج حسین اسلامیان، نصراله یوسفی، ابوطالب مقیمی، محمدعلی زاویه، علی کریمی، عبداله باقری، علی مطیع، محمد تجویدی، محمود فرشچیان، اردشیر تاکستانی، عباس جلالی، سوسن آبادی، مجید مهرگان، محمدباقر آبادی اشاره کرد. اینان علاوه بر نوآوری، اغلب به تلاش گسترده ای نیز برای تجدید حیات تذهیب، تشعیر، نقش قالی و غیره دست زدند (اعتمادی،۱۳۷۷). تصویر شماره۲-۱ نمونه ای از آثار استاد فرشچیان را نشان می دهد.

تصویر شماره ۱-۲. شکار، ۱۳۴۰، محمود فرشچیان (پاکباز،۱۳۸۷)

پس از انقلاب اسلامی با توجه به رویکرد دینی- ملی که نظام سیاسی- اجتماعی کشور به آن متمایل شد، گرایش‌های سنتی در عرص? هنر معاصر کشور به ویژه نقاشی سنتی ایران- نگارگری- مورد توجه و حمایت قرار گرفت (تصویر شماره ۱-۳). بر این اساس و به دنبال راه‌اندازی بی‌ینالهای نقاشی که اولین آن در پس از انقلاب و در سال ۱۳۷۰ برگزار شد، نخستین بی‌ینال نگارگری در سال ۱۳۷۲ و در موز? هنرهای معاصر تهران برگزار گردید.

تصویر شماره۱- ۳. محرم راز، علی اصغر تجویدی،۱۳۶۳( گودرزی،۱۳۸۴)

۲-۴ هنر نقاشی در دور? قاجار
در بررسی هنر تجسمی معاصر ایران، دوره‌ی قاجار بی‌شک به لحاظ اجتماعی و فرهنگی- هنری اهمیت برجسته‌ای دارد. اثرپذیری هنری از دورهی صفویه، انعطاف‌پذیری در برابر فرهنگ و تمدن غرب، و مجاورت زمانی آن به عصر حاضر که تأثیر عمده‌ای بر هنر معاصر دارد و می‌توان به دلیل سهم عمده‌ای که در انتقال هنرهای پیشین دارد از آن به مثابه ی دوران گذار یاد کرد، از جمله دلایل اهمیت این دوران است. در این دوره کهنه‌گرایی و ارزش‌های باستانی مورد توجه قرار گرفت و همزمان عناصر هنر غربی بدون شناخت کامل و جامع و تنها با پیروی سطحی وارد هنر ایرانی شد. نقاشی قاجار را می‌توان به دو دسته اشرافی و عامیانه تقسیم کرد که در ادامه با نمودارِ پیشنهادیِ افشار مهاجر توضیح داده خواهد شد. در این دوره زمینه‌های معنوی و عرفانی در نگارگری کم شده و هنرمند در خلق آثار، نگرشی مادی و زمینی مییابد.در یک دسته بندی کلی نقاشی دوره قاجاریه به شرح زیر تقسیم بندی نمود.

اشرافی

نقاشی قاجار

عامیانه

۲-۴-۱ تابلوهای رنگ و روغن در نقاشی اشرافی دوره قاجاریه
بارزترین تحول نقاشی اشرافی دوره قاجاریه به کار آمدن هنر نقاشی در بیان شکوه و عظمت شاهانه است و رنگ و روغن کاری بهترین تجلی این آثار است. نقاشی‌های این دوره شامل تصاویر شاهان با طبیعت بی‌جان، تک‌چهره‌های افراد، زنان و رقاصه‌ها است. به‌ تدریج در نگارگری پردازش دورنما استفاده می‌شود اما، نوع آن با پرسپکتیو در معنای اروپایی تفاوت دارد. در تابلوهای رنگ‌و‌روغن دوره قاجار فتحعلیشاه در جامه‌های پرزرق و برق، رسمی، همراه شمشیر و در فضای معماری نامعلوم تصویر شده است. شاه در تمام این تصاویر یک چهره دارد و از گذر سالیان بر چهر? وی اثری نیست. تاثیر نقاشی رئالیسم غربی در این آثار مشاهده می‌شود در حالی‌که پرسپکتیو به درستی به‌کار برده نشده و گویی مدل در فضا معلق است ( تصویر شماره۱- ۴)

تصویر شماره۱- ۴. فتحعلیشاه در لباس رسمی، مرقوم مهر علی، ۱۲۲۸ه.ق ( پاکباز،۱۳۸۷)

در نگاره‌های دوره قاجاریه فضا عموما صحنه بزم و رزم ایرانی است. در این نگاره‌ها آسمان گاه خالی از ابر است و یا با ابرهایی به اسلوب غربی ترسیم شده است. آبرنگ و رنگ روغن تکنیک رایج این دوران است. مصورسازی کتاب کم‌رونق و تنها چند شاهنامه در زمان فتحعلیشاه، و مجموعه‌ی “هزار و یک شب” توسط صنیع‌الملک و شاگردانش و نیز آخرین نسخه‌ی شاهنامه با عنوان “داوری” در نیمه‌ی دوم قرن ۱۳ه.ق. توسط آقا لطفعلی شیرازی مصور شد. در تصویر شماره ۱-۵ تصاویر زنان قاجار با پوشش و آرایش مو و ابروان پیوسته، و مردان با پوشش و آرایش مردان قاجاری تصویر شده اند.

تصویر شماره۱- ۵. تصویری از نسخ? هزار و یک شب؛ هارون الرشید و جعفر برمکی در هیئت ناصرالدین شاه و امیرکبیر، ابوالحسن غفاری،۱۲۷۵ه.ق (پاکباز،۱۳۸۷).

فرنگی‌سازی این دوره متاثیر از نقاشی اروپا با استفاده از کوتاه‌نمایی عمقی، حجم‌نمایی و سایه روشن بود. این گونه نگارگری که با بهره‌گیری ناقص از اسلوب نقاشی غربی که اواخر دوره صفویه توسط محمد زمان و پیروانش انجام می‌شد در دوره‌ی قاجار “…نه به معنای انطباق با واقعیت های موضوعی یا مدل بلکه به صورت آرمانی و زیبایی کامل تجلی کرد، به طوری که اغلب چهره‌ها در آثار این دوران شبیه به هم می‌باشند. ضمن این که حتی میان نقاشی صورت مردان و زنان جز در ریش و سبیل مردان و ابروهای به هم پیوسته زنان تفاوت زیادی مشاهده نمی‌شود. این نوع نقاشی که به هر حال پاسخ‌گوی ذائق? طبق? درباریان، اشراف و اعیان بود، در نیم? قرن ۱۳ هـ . ق تحت تأثیر عواملی هم چون رواج صنعت چاپ و چاپ سنگی در تهران و تبریز به میان تود? مردم کوچه و بازار راه یافت و هنرمندان کوشش کردند تا به آثار خود شکلی مردمی بدهند. در این میان هنرمندانی بودند که ضمن این حرکت و خارج از سنت تصویر کردن صورت درباریان، توانستند زوایای جدیدی را در حیط? فرم و محتوا جستجو کنند” (دیباج،۱۳۸۴، ۸۸).
۲- ۴-۲ نقاشی قهوه خانه بارزترین نقاشی مردمی قاجاریه
پیشینهی شکل‌گیری قهوه‌خانه در ایران به دوران شاه طهماسب باز می‌گردد. “در دور? قاجار به ویژه در دوران نهضت مشروطیت در ایران که هنر در حال تغییر شکل و سبک بود تا با آرمان و تفکر جدید هماهنگ شود، نقاشی قهوه خانهای که برای نزدیک شدن به فرهنگ مردم اجرا میشد جای خود را در قهوه خانه که نبض زندگی اغلب مردم شهرنشین بود باز کرد. سبک و مکتب برای نقاشان قهوه خانهای مطرح نبود، تنها روایت یک راوی بود که انگیزهای میشد تا نقاش دست به قلم ببرد و اثر خود را خلق کند”. (همان، ۷۶) “نقاشی قهوه خانه ای از لایه های پایین و کارگری جامعه بدون هیچ مکتب و هنرستان خاصی و بدون هیچ گونه استفاده از قانون های ثابت و سنتی و تماس با غرب و هنر غربی پا به عرص? ظهور گذاشت و خود بنیان گذار و صاحب سبک گردید. این نقاشی بر علیه خودفروشی هنر دست به قیام زد و انقلابی به وجود آورد و از کاخ ها و کوشک های درباری بیرون جست و در دل مردم کوچه و بازار جای گرفت” (میر مصطفی،۱۳۸۷، ۱۷).
در نقاشی قهوه خانه‌ای طبیعت‌سازی جایی ندارد. منبع نور در این نوع نقاشی نامشخص و سایه‌پردازی جایگاهی ندارد. “انسان، به ویژه انسان قهرمان، اگرچه جزیی است از طبیعت، ولی جزیی ارزنده و شایسته آنکه خود نقطهی عطف و گاهی همه چیز تابلو باشد. اوست که به طبیعت معنی می‌دهد و مسیر تاریخ جهان را معین می‌کند” (افشار،۱۳۸۸، ۱۶۵). به این نوع نقاشی عنوان خیالی و غلط انداز نسبت داده اند. بدان جهت که نقاشِ این سبک از عنصر خیال بیش از واقع گرایی بهره می گیرد. موضوعاتی چون “مذهب”، “وقایع رزمی و بزمی”، “زندگی روزمره ی مردم کوچه و بازار”، مضامین نقاشی قهوه‌خانهای را تشکیل می‌دهد؛ بدین ترتیب ارتباط مستقیمی بین نقاش و مخاطب برقرار می‌شود تا در مکان‌هایی چون قهوه‌خانهها، ایوان حسنیه‌ها، تکایا، زورخانه‌ها، سقاخانه‌ها، مقابر، امام‌زاده‌ها و مساجد به اشاعه مذهب شیعه و فرهنگ ملی پرداخته شود( تصویر شماره ۱-۸) . ویژگی های این تصویر در روایت واقع کربلا، هال? نور دور سر معصومین، پرسپکتیو مقامی، نامشخص بودن منبع نور، عدم طبیعت پردازی و واقع نمایی است.

تصویر شماره۱- ۸. مصیبت کربلا،محمد مدبر(از کتاب گودرزی،۱۳۸۴)

ترکیب بندی و رنگ در نقاشی قهوه خانهای آرمانی بوده، در نمایش خیر و شر و مضامین اخلاقی رخ می نماید. پرسپکتیو در این آثار از نوع مقامی است. در این زمینه قوللر آغاسی به

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید