دانلود پایان نامه

. پرسشهایی که طرح می شوند عبارتند از:
۱. آیا آثار هنری که عناصر تجدد را وام گرفته اند از هویت ایرانی برخوردار هستند؟
۲. توجه به جایگاه مخاطب در معرفی هنر مدرن در عصر معاصر در ایران چگونه بوده است؟
۳. چگونه میتوان به آثاری دست یافت که علاوه بر بهره مندی از شناسنامه ای ایرانی با رویدادهای متأخر هنری در جهان همخوانی داشته باشد؟
۴. هنر معاصر ایران از کدام نواحی بیشترین آسیب ها را دیده است؟
۱-۷ نوع تحقیق
این تحقیق ار نوع نظری و بنیادی است. تحقیق بنیادی درجستجوی کشف حقایق و شناخت پدیده است و مرزهای دانش عمومی بشر را توسعه می دهند.

۱-۸ روش تحقیق
ایین پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی است. زیرا محقق علاوه بر تصویر سازی آنچه هست به تشریح و تبیین دلایل چگونه بودن و چرایی وضعیت مساله می پردازد. روش گرداوری اطلاعات با بهره گیری از منابع کتابخانه‌ای، اسناد و پژوهش های پیشین و داده های مجازی بوده است.

فصل دوم
هنرهای تجسمی دور? معاصر
(با تاکید بر هنر نقاشی)

۲-۱مقدمه
در این فصل ابتدا با تعاریفی از هنر و هنر معاصر در ادامه به روند هنرهای معاصر در ایران توجه داریم. به دلیل گسترده بودن موضوع دامنه مطالعه مورد نظر در ارتباط با هنر تصویری نقاشی است که در صورت‌های گوناگون به تصویر درآمده است. در ابتدا به نگارگری ایرانی به عنوان یکی از بارزترین هنرهای تصویری ایرانی با ویژگی‌های خاص و بومی این سرزمین پرداخته شده است. سپس با تاکید بر تحول تاثیرپذیر هنر ایرانی از هنر غرب به نقاشی دوره قاجاریه و سبک‌های هنری مانند نقاشی قهوه‌خانه‌ای، مدارس و مراکز هنری، تأثیرپذیری هنر غرب از هنر شرق، هنر نقاشی در دوره پهلوی به عنوان یکی از مهمترین دوره‌هایی که مولفه‌های هنر مدرن در آن وارد شده است و زمینه رشد داشته است پرداخته شده است. تشریح هنر نوگرای ایرانی با توجه به مکاتب هنری نقاشی غرب و پس از آن به نقاشی دوره پس از انقلاب با رسالتی متفاوت توجه شده است و نقاشی جنگ به عنوان یکی از محصولات نقاشی انقلاب مورد توجه بوده است.
۲-۲ هنر معاصر ایران
قبل ازآغاز سخن نیاز به تعریف واژه هنر است. “هنر واژه ای است که تقریباً از پنجاه سال پیش برای واژه ی آرت اروپایی در ادبیات ما مطرح است. ما تا پیش از کاربرد این کلمه، واژه‌های صنایع و صنایع مستظرفه را برای بسیاری از آثاری که امروز به نام هنر ایرانی می شناسیم، به کار می‌بردیم. شناخت این تفاوت‎‎ها برای تاریخ هنر نویسی ایران ضروری است. در واقع نمی‌توان بدون شناخت ماهیت ایران درباره آن پژوهش کرد. پوپ جمله‌ای بدین مضمون درباره هنر ایران دارد: هنر ایران بر مبنای تجارب انسانی است. تأمل در چنین تعاریفی نشان می‌دهد که می‌توان برای هنر ایران ویژگی‌های متمایزی را برشمرد.. مواردی مانند ۱-هنر ایران دیرپاست. ۲- هنر ایران تداوم دارد۰ ۳- هنر ایران همبستگی و وابستگی بین اجزای خود دارد” (نفیسی، ۱۱،۱۳۸۷). آثار هنری را به دو دسته هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی تقسیم می‌کنند. منظور از هنرهای زیبا هنرهایی است که تنها به دلیل زیبا بودنشان خلق شده‌اند. به عبارتی “نه به خاطر چیزی دیگر، بلکه به خاطر خودشان به وجود آمده‌اند”. مانند: نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی، رقص (سحاب، ۱۵،۱۳۸۰). توجه به هنر نقاشی در دوره معاصر با تاثیرپذیری از مکاتب سایر کشورها تغییرات متعددی را پذیرفته است. هنر معاصر توجه به هنر صدساله اخیر در ایران دارد.

۳-۲ نگارگری
نگارگری (مینیاتور) به عنوان شاخص‌ترین وجه کتاب نگاری شامل سه دوره رشد- از اوایل دورهی اسلامی تا قرن هفتم ه.ق-، اوج- دوره ایلخانان تا اواخر دوره صفوی؛ از قرن۸ ه.ق تا اواخر قرن۱۱ه.ق- و در آخر، افول – از اواخر دوره صفوی، می‌شود. در این نوع نقاشی علاوه بر ظرافت و حضور عناصر تزئینی، روایت تصویری عنصر غالب این آثار است به طوری که نقل داستان‌ها افسانه‌‌ای و حماسی را می‌توان کارکرد اساسی در نگارگری ایرانی برشمرد و در نسخ خطی زیبایی‌های این نوع نقاشی قابل مشاهده است.
از جمله ویژگی‌های بصری مهم در این نگاره‌ها دو بعدی و تخت بودن آنها است. آیدین آغداشلو در این باره می‌گوید: “نقاشی ایرانی از همان آغاز جز همین دو بعد، تصور دیگری را دنبال نمی‌کرده و تا قرن دوازدهم هجری به همین تصور وفادار مانده و همان را تعقیب کرده است” ( آغداشلو،۱۳۸۷، ۵۹۱). به گفته‌ی استادان، برای درک بهتر و دریافت حظ بصری بیشتر در مواجهه با این آثار باید به چهار عامل توجه کرد: رنگ‌های درخشان و زنده، ظرافت اعجاز آمیز، تخیل آرمان‌گرای هنرمند که ارجحیت آن به واقع‌نمایی آشکار است و در آخر ترکی‌ بندی پیچیده و خاصی که اساس آن را سنت بصری حاکم بر جهانبینی هنرمند تشکیل می‌دهد به‌ طوریکه در این گونه نقاشی، هماهنگی و انسجام حاشیه و متن در راستای تأیید چنین نگرشی است. نگارگری ایرانی بر اساس سنت‌ها و قواعد خاصی استوار بوده که در هر دوره و در هر مکتب هنرمندان بر اساس استعداد و ذوق و سلیقه خود مقداری بر کار استادان ماقبل خود افزود‌ه‌اند و یا براساس شرایط فرهنگی و حکومتی، تغییراتی بصری در آن ایجاد کرده‌اند از جمله؛ تغییر لباس در هر دوره که به موازات آن اصول و قواعد کلی، ثابت باقی ماندند. به عبارت دیگر نگارگر ایرانی در عین پایبندی به سنت، و بطور کلی وابستگی به قالب اصلی و جهان‌بینی متداول، از تغییرات زمانه خود نیز تأثیر می‌گیرد و در آثار خود انعکاس می‌دهد. برای مثال در تصویر شماره ۱-۱. شاهد بکارگیری خطوط کناره‌نما، رنگ‌های روشن و تخت، دوری از واقع نمایی، عدم استفاده از پرسپکتیو هستیم. همانطور که از عنوان تصویر پیداست این نگاره در خدمت کتاب و برای به تصویر کشیدن داستانی روایی نقاشی شده است.

تصویر شماره ۱-۱. نگاره‌ ای از نسخ? شاهنامه بایسنقری: گلنار و اردشیر، هرات ۸۳۳ه ق. ( پاکباز،۱۳۸۷)

در مقایسه با نقاشی آکادمیک غربی با عدم وجود عناصر بصری نظیر پرسپکتیو، واقع‌نمایی، سایه روشن در نگارگری ایرانی روبرو هستیم. “حالت مطبوع و دلپذیر خطوط، دقت اجزا و نیز طیف رنگین‌کمانی رنگ‌ها در مینیاتورهای ما، هماهنگی‌های ناب و نوعی ضیافت نور ایجاد می‌کند که تاثیرش بیشتر از طریق جذبه و افسون است تا ادراک عقلانی. … غیاب فضای سه بعدی در مینیاتور، نه تصادف است نه به علت عدم مهارت، بلکه عنصر اساسی یک فضای کیفی است که می‌خواهد پیش از هر چیز “خیالی” باشد، فضائی که در آن اشکال متبادر به ذهن، شبیه صور معلق، فاقد ماده و خصایص وابسته به آن هستند؛ محیطی نامتجانس که در آن هر سطح و مرحله‌ای حالت عاطفی خاص دارد و رنگ‌بندی ویژه این فضا که به ستیز با قوانین امتداد مفهومی، توالی زمانی و رابطهی علی منطقی برخاسته است، جهانی را به نمایش می‌گذارد که در آن چشم از سطحی به سطح دیگر می‌گذرد بی آنکه اعتنائی به قوانین پرسپکتیو کند. رویدادهای متقارن بی‌هیچ رابطه‌ی زمانی در اینجا در کنار یکدیگر ظاهر می‌شوند و چشم در شکوفائی جهانی شرکت میکند که به نظر می‌رسد بیشتر از طریق همدمی جادوئی تقارن، انتظام یافته باشد تا به وسیله ی وحدت ترکیبی عناصر مختلف” (شایگان،۱۳۸۳، ۸۱).
پس از قرن دهم هجری سفارش نقاشی در شکل اشرافی به تدریج کاهش می‌یابد. در اواخر این دوران نقاشی‌هایی که دارای استقلال موضوعی از ادبیات هستند به وجود می‌آیند و چنانچه در برخی آثار وابستگی به متون ادبی به چشم بخورد، استقلال محتوایی به اندازه‌ای هست که بتوان آن اثر را جدا از متن و کتاب مطالعه نمود. به این ترتیب این آثار به شکل رقعه‌هایی مجزا تداول داشته که بعدها در آرشیو مجموعه‌داران گرد آمده‌اند. بسیاری از کارهای صادقی بیک افشار و رضا عباسی از این دست هستند. “در نیمهی دوم سده‌ی دهم با پدیده‌ای جدید در نقاشی ایران روبرو می‌شویم و آن طراحی و نقاشی جداگانه و مستقل از کتاب است. در این نگاره‌ها، غالبآً، پیکری یا زوجی جوان به اضافهی چند گیاه و ابر پیچان بر زمینه‌ای ساده بازنمایی شده اند. طرح ها و نقاشی‌هایی با تذهیب و قطعات خوشنویسی آرایش یافته و در مرقعه‌ها جای می‌گرفته اند. بروز این پدیده به دو عامل بستگی داشت: کاهش حمایت درباری، و رشد طبقه ی بازرگان” ( پاکباز،۱۳۸۷، ۹۶).
گسست نقاشی از ادبیات به هنرمند این امکان را داد که از محدوده‌ی کتاب‌های ادبی خارج شده، به طراحی وقایع روزمره و دیدنی‌های پیرامونش بپردازد. در قرن یازدهم اصفهان به دلیل رونق اقتصادی مرکز تجمع بازرگانان، جهانگردان، سفیران سیاسی، مبلغان مذهبی و هنرمندان خارجی شد و نقاشی ایران تحت تاثیر هنر اروپایی قرار گرفت. این اثرپذیری از چند طریق صورت گرفت: ورود آثارهنری اروپا به ایران و تماس مستقیم با نقاشان اروپایی مقیم در شهری چون اصفهان ؛ نقاشان ارمنی ساکن در جلفای نو.
از دیگر جلوه های نقاشی قرن یازدهم رواج دیوارنگاری در کاخ‌ها و بناهای خصوصی و عمومی بود.”ورود نقاشی‌هایی به شیوه غربی و در سطوحی گسترده و ابعاد بزرگ موجب شد که نقاشان ایرانی نیز از محدوده‌ی کتابت و تصویرسازی کتاب به میدان های پهناور دیگری وارد شوند و نقاشی بر روی سطح‌های بزرگ همچون بوم و دیوار رواج بیشتری یابد. این روند حرکت به سمت نقاشی غربی که انگاره “سرعت در اجرا” نیز به کمک آن آمد با کم کردن عناصر و تزیینات آغاز شد و با بهره‌گیری از سایه روشن، حجم پردازی، جسمیت سازی و کوشش برای پرداختهای واقع گرایانه ادامه یافت” (دیباج، ۱۳۸۴، ۴۸).. در ربع آخر این قرن دو گرایش مختلف به وجود آمد؛ سنت رضا عباسی که توسط شاگردش معین مصور ادامه می یابد و طبیعت ‌نگاری اروپایی که محمد زمان و دیگر هنرمندان بدان جلب می‌شوند و خواستاران بسیار می‌یابد. طوریکه صورت رسمی به خود گرفته، سرآغاز دوران جدید نقاشی ایرانی می‌گردد. “سبک محمد زمان توسط پسرش، محمدعلی، انسجام بیشتری پیدا کرد و تا پایان دوره‌ی فرمانروایی صفویان صورت قانونمند و رسمی به خود گرفت. لیکن، در جو ناآرام زمان نادرشاه ( ۱۱۶۰-۱۱۴۸ ه ق)، نقاشی درباری از تحول بازماند. اگر چه جریان فرنگی‌سازی به کندی ادامه یافت، کیفیت نسخه‌های خطی و نقاشی‌ها نسبت به سده‌ی یازدهم نازل‌تر شد” (پاکباز،۱۴۵، ۱۳۸۷). در دوره افشاریه فرنگی سازی همچنان با موضوعات گل و مرغ، تک‌چهره ی زنان، زوج های دلداده، سواران رزمنده وغیره ادامه داشت. در دوره زندیه نیز نقاشی که ادامهی سبک اصفهان بود با کمی تغییر و وارد کردن عناصر تزیینی بر روی ردای پیکره ها و لباسها و زمینه‌های دیگر به صورت طبیعت‌گرایانه همراه بود. در دوران قاجار نیز چند شاهنامه در زمان فتحعلی‌شاه و مجموعه “هزار و یک شب” توسط صنیع‌الملک و شاگردانش و آخرین نسخه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید