دانلود پایان نامه

در واقع نوعی واکنش به هنر غیر اجتماعی- غیر متعهد – و به اصطلاح نگرشِ “هنر برای هنر” بود. به طوری‌که در تقابل با هنرِ ایستایی که به خصوص در بخش وسیعی از تزیینات بناهای کهن به چشم می‌خورد، اکسپرسیونیسم زمینه و بستر مناسبی برای ظهور احساسات و جلوه‌های روحی هنرمند به حساب می‌آمد. هانیبال الخاص، هوشنگ پزشک‌نیا (‌پدر اکسپرسیونیسم ایران)، رضا بانگیز و جواد حمیدی از جمله ی هنرمندانِ پیشکسوتِ این مکتب می باشند.

تصویر ۳-۶. ترکیب تجریدی، کوروش شیشه گران، رنگ روغن ( گودرزی،۱۳۸۷)
۲-۷-۵ آبستره
آغاز گرایش نقاشان نوگرای ایرانی به نقاشی آبستره به دوره پس از فارغ‌التحصیلی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و عزیمت آن ها به کشور، سفرهای تحقیقاتی برخی نقاشان به اروپا و حضور تعدادی از صاحب‌نظران اروپایی به عنوان داور در بی‌ینال‌های تهران بود. تمایل به این سبک در میان نقاشان جوان حامیان زیادی را به خود اختصاص داد بطوریکه از آثار خلق شده در ده? ۴۰ بهره‌گیری از این سبک نسبت به کاربستِ سایر گرایش‌ها از جایگاه بالاتری برخوردار بود. از سویی نیاز به حضور در بی‌ینال‌های “ونیز” و “پاریس” که عرصه‌های عمده هنر جهانی بودند بر این تمایل افزود. سهراب سپهری، منصور حسینی، محسن وزیری مقدم، بهجت صدر از نقاشان شیوه آبستره هستند. حمایت‌های “فرح پهلوی” از آبستراکسیون از دیگر دلایل رشد این گرایش هنری بود. با این حال تمایل شتابزده به آبستراکسیون مورد انتقاد برخی از منتقدان قرار گرفت. آنان معتقد بودند، از آن جا که تحولات هنر غرب حاصل قرن‌ها تلاش مداوم هنرمندان غربی در زمینه‌های مختلف است، لذا تقلید مظاهر هنر غرب از جمله آبستره، بی‌آنکه هنرمندان ایرانی آن مراحل را از سرگذرانده باشند، کاری عبث است.
۲-۷-۶پاپ آرت
پاپ آرت در اواسط دهه ۱۹۵۰ در انگلستان و امریکا به وجود آمد .مباحث این گروه حول محور فرهنگ همگانی و پیامدهای آن بود .این جنبش بیشتر به جنبه هایی از زندگی معاصر می پردازد که نازیبا به حساب می آمد( آرناسون ،۱۳۸۳،۵۲۲). تأثیرگذاری انتقال هنر پاپ‌آرت به ایران در دهه ۴۰ است. این سبک توسط هنرمندان ایرانی در سفرهای متوالی به آمریکا، به ایران معرفی شد که بصورتی جسته و گریخته تا دهه ی ۶۰ در ایران دنبال می‌شد، این گرایش، در محافل هنری و در میان تود? مردم جایگاهی جدی نیافت و غالباً مورد استهزاء عموم قرار می‌گرفت. کامران کاتوزیان، منیر فرمانفرمائیان، فرشید ملکی، طلیعه کامران و سیما کوبان از نقاشان این سبک اند.
۲-۷-۷گروه سقاخانه
هنرمندان نوگرا در ده? ۴۰خورشیدی برای خلق آثاری با هویت ایرانی در دو قلمرو به جستجو و تلاش پرداختند؛ ۱.قلمرو فرم ۲. قلمرو موضوع و مضمون. آنان در این راه از عناصر سنتی و نقش‌های ایرانی نظیر اسب، خورشید، پرنده، زنان با خصوصیات شرقی و از خوشنویسی،طیف رنگ آبی به کار رفته در معماری و موتیف‌های تزیینی گذشته و نقاشی‌های دور? قاجار استفاده نمودند. انتخاب مضامین ایرانی-ملی و مذهبی مانند آثار باستانی، معماری (کاشی‌کاری و درب و پنجره و چشم اندازهای معماری شهری و روستایی) و اشیاء ایرانی؛ گلیم، فرش و ظروف، افسانه‌های کهن ایرانی، مراسم جشن و عزاداری، مناظر روستایی و حتی چهر? بازارهای ایرانی در این آثار کاربرد داشت. در اواخر ده? ۳۰، در بطن نقاشی نوگرا و مدرن ایران، گرایش و جریانی ظهور یافت که به “مکتب سقاخانه” معروف شد. شیخ مهدی معتقد است شیو? نقاشان این مکتب تلفیقی است از نقاشی انتزاعی غرب با نقش مایه‌های هنر مذهبی عامیانه، سنتی و باستانی ایران همچون تکرار عناصر معماری، کاشی کاری سنتی، به کارگیری شیوه‌های خوشنویسی در بیان بصری جدید، یا تجسم نمونه‌ای که در زندگی امروزی ایرانی از دست رفته است، همچون رقاصه دوران قاجار، نوازنده قدیمی، نمادهای مذهبی در یک متن غیرمذهبی، نقش‌های روی علم‌ یا ضریح اماکن متبرکه، اسب‌سوارها، که گرچه افتخارات گذشتهی ایرانیان را کمتر در ذهن بیننده بیدار میکند، اما یادآور شیوهی زندگیای در دسترس اما بازنیافتنی (شیخ مهدی۱۳۹۰). گرایش گروه سقاخانه به عناصر قومی- ملی و دینی، عکس‌العملی در مقابل موج نوگرایی غربی بود، اما نمی‌توان تأثیرات اندیشه و انتقادات کسانی چون جلال آل‌احمد و غرب‌گریزی را که میان برخی روشنفکران آن سال‌ها رواج یافته بود از نظر دور داشت. به هر تقدیر نقاشان سقاخانه با مجموعه‌ای از انگیزه‌های مختلف از جمله تردید در ادام? کارایی هنر سنتی و ملی و از طرفی علاقه به همسویی با هنر جهانی معاصر و هم چنین میل به حفظ هویت ملی و سنتی، به عنصری آشنا روی آوردند و به قول کریم امامی کوشیدند نشان دهند که با استفاده از “مصالح آشنای دم دست” خیلی آسان می توان به یک مکتب رسید. بدین سان، نقاشان سقاخانه با مراجعه به هنر عامیانه و مذهبی، نشان دادند که به سر چشمه ای قابل انعطاف و بسیار غنی دست یافته اند و این منبع محدودیتی از نظر مصالح، فرم و رنگ ندارد” (گودرزی،۱۳۸۴، ۱۵۶). از هنرمندان این جنبش میتوان حسین زنده‌رودی، صادق تبریزی، فرامرز پیلارام، منصور قندریز، مسعود عربشاهی،پرویز تناولی را نام برد.

تصویر شماره ۳-۷. قفل و قفس، پرویزتناولی،۱۳۴۳ه.ش، موزه هنرهای معاصر (محقق،۱۳۹۲)

۲-۷-۸نقاشی-خط
مکتب سقاخانه با معیارهای شاخص و مشترکی که هنرمندان گروه در نظر داشتند، کمتر از دو دهه به طول نیانجامید. اعضای آن با تکیه بر همان تجربهها به شیوههایی متفاوت و شخصی پرداختند. اما تلاش سقاخانهایها تاثیر ماندگاری بر نقاشی نوگرای معاصر ایران گذاشت و موجب شکل‌گیری جریان‌های هنری مانند نقاشی-خط شد. نقاشان سقاخانه با برگرفتن عناصری از هنر عامیانه در پی آن بودند تا اتصال گسسته بین مردم و هنر مدرن را دوباره برقرار کنند و به دنبال آنان، هنرمندان مکتب نقاشی- خط هم همین راه را دنبال کردند و گروهی که- مخصوصا در سال‌های پس از انقلاب- با استفاده از مینیاتورها و دستمایه‌های کهن هنر ایرانی آثار مدرن به وجود آوردند، در پی بازیابی هویت از یاد رفته‌ای برآمدند که دیرزمانی بود، یا به صورتی فرمالیستی و ادایی و یا به صورتی ناشیانه و خامدستانه، موضوع آثاری کم ارزش و بازاری شده بود. هنرمندان این مکتب با رجوع به عناصر هنرهای سنتی، تزیینی و دینی و بویژه خوشنویسی و در راس آن قالب “سیاه‌مشق” خط نستعلیق، کتبه‌نویسیها، خطوط تزیینی به شکل حیوانات، مرغ بسملهها، طغرا نویسیها و غیره در به کارگیری و تاثیرپذیری از آنها تلاش بسیار نمودند. استفاده از ابزار و مواد جدید و گوناگون، و همچنین اجرا با شیوهها و تکنیکهای متنوع و نو، از دیگر ویژگیهای بارز آثار این مکتب بود. هنرمندانی چون حسین زنده‌رودی (تصویر شماره ۳-۸)، فرامرز پیلارام، محمد احصائی، رضا مافی، نصراله افجه‌ای، جلیل رسولی از پیشتازان این مکتب هنری معاصر هستند. آغداشلو در باب موفقیت مکتب نقاشی-خط معتقد است “ورق‌های ماندگار و پرمعنا و زیبایی از دفتر هنر معاصر ایران، قطعا به نقاشی-خط و مکتب آن اختصاص دارد و در این چند دهه تاثیر قابل توجهی بر جامعه و فرهنگ ایران از نقاشی دیواری، تا گرافیک تا هنرهای تزئینی، گذاشته است” (آغداشلو،۱۳۸۵، ۱۹۲)

تصویر شماره ۳-۸ ترکیب بندی با حروف،حسین زنده رودی،۱۳۴۷ه.ش ( پاکباز،۱۳۸۷)

۲-۸ نقاشی انقلاب
با وقوع انقلاب در ایران، هنر به شکل بارزی دستخوش ایدئولوژی شد بطوریکه هنرمند نقش یک مفسر را به خود گرفت و به خلق آثاری با مضامین ارزشی ایثار، شهادت، عدالت‌خواهی، مبارزه با فقر با شیوه‌ طبیعت‌گرایانه، واقع‌گرایانه، نمادگرا، و اسلوب‎های متاثر از نگارگری، شیو? قهوه‌خانهای و یا انتزاعی پرداخت. “جریان متصل و تعقیب کنند? مدرنیسم دهه‌های ۴۰ و۵۰ .ش با آغاز انقلاب از هم گسست. هنر مردم‌گرا و متعهد پیش از انقلاب- که به صورتی مدرن و آکادمیک، در جوار جنبش مدرنیست‌های شمایل‌شکن و “هنر برای هنر”‌ های همان زمان حرکت می‌کرد- به صورت دیوار‌نگاره‌هایی مستقیم و شعاردهنده گسترش یافت و هنرمندان مسلمان انقلابی، ناخواسته، در ابتدا همان شیوه را در پیش گرفتند تا پس از گذشت یک دهه، هر کدام شیوه‌های شخصی و متفاوت خود را یافتند و در عین حفظ اعتقادشان، راه‌های خاص خودشان را رفتند” (آغداشلو،۱۳۸۲، ۷۳).

تصویر شماره ۴-۱ بدون عنوان، طرح و اجرا از حوزه هنری رنگ و روغن،۱۳۵۸ (از کتاب مرتضی گودرزی،۱۳۸۷)
تصویر شماره ۴-۲خاطرات سیاه ده?۳۰، مرتضی کاتوزیان، ۱۳۴۸(از کتاب مرتضی گودرزی،۱۳۸۷)

این گرایش و هدف نیز قالب و زبان خاص خود را داشت. یعنی نقاشی باید فیگوراتیو و روایتی باشد و هنرمند از عناصر و موتیف‌های آشنایی که قابل فهم برای عموم مردم باشد، استفاده کند. عنصر آسمانی یا ماوراء‌الطبیعه که در هنر قرون وسطی نیز به عنوان یک عامل تعیین‌کننده به شمار می‌رفت در نقاشی انقلاب از طریق بخشیدن ابعاد ماورایی به قهرمان، فضا و ترکیب هنری و قراردادن سمبل‌های مذهبی تحقق می‌پذیرد. کشیده شدن اندام‌ها، بزرگ شدن چشم‌ها، منبع نامرئی نور، قراردادن چند فریم (کادر) در یک تصویر برای القای محیط آسمانی از دیگر ویژگی‌های نقاشی انقلاب است” (دیباج،۱۳۸۴، ۱۵۸). شماره ۴-۳.

تصویر شماره ۴-۳.مرثیه،مرتضی کاتوزیان،رنگ روغن روی بوم،۱۳۵۷(از کتاب مرتضی گودرزی،۱۳۸۷)
نقاشی انقلاب در ده? اول خود کاملا در خدمت مضامین دینی و اجتماعی بود. و از منظر بسیاری از هنرمندان و نظریه پردازان هنر انقلاب، هنر واقعی، هنری است که آمیخته با ارزش‌های انقلاب باشد و هنرمند کسی است که “جانش سرچشمه گرفته از چشمه جوشان معارف و ارزشهای اسلامی است.” (تجدید میثاق، ۱۳۷۸، ۱۳) (تصاویر شماره ۴-۴ و ۴-۵). از این دیدگاه هنر کامل آیین? حق است نه آیین? نقش و هنرمند متعهد است به کشف و شهود بواسط? تخیل و این تعهد او را از غرب زدگی و روشنفکرمآبی می رهاند. در این نقدها و اعلام مواضع، در بسیاری از موارد می‌توان شاهد بیانیههایی تقریبا سیاسی- اجتماعی بود تا طرح یک مانیفست هنری (گودرزی،۱۳۸۷،۱۶۵).
در سالهای بعد با آثاری روبرو هستیم که برخی از هنرمندان برای نوعی اعتراض یا گلایه‌مندی نسبت به شرایط جدید اجتماعی آنها را آفریدند (تصاویر ۴-۶ و ۴-۷).

تصویر شماره ۴-۴ صبح ۱۵ خرداد،مصطفی گودرزی،رنگ روغن روی بوم،۱۳۶۵(از کتاب مرتضی گودرزی،۱۳۸۷
تصویر شماره ۴-۵.منجی،حبیب اله صادقی، رنگ روغن روی بوم،۱۳۶۲(از کتاب مرتضی گودرزی،۱۳۸۷)

تصویر شماره ۴-۶وکیل وصی،حسین خسروجردی،رنگ روغن روی بوم،۱۳۶۵ (از کتاب مرتضی گودرزی،۱۳۸۷)
تصویر شماره. ۴-۷نردبام ترقی،حسی خسروجردی،اکریلیک، ۱۳۶۷ (از کتاب مرتضی گودرزی،۱۳۸۷)
نقاشی انقلاب در راستای هنری با هویتی اسلامی نیز کوشا بوده است.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید