دانلود پایان نامه

ظاهراً به سبب پیشگویی یکی از اسنیان دربارهی به حکومت رسیدن وی بود. این فرقه در سال ۷۳ میلادى در کشتار یهودیان از میان رفت.
علاوه بر این فرقههای اصلی و مهم (فریسیان، صدوقیان و اسنیها) که در زمان حشمونائیان و تحت تأثیر این سلسله، به وجود آمدند، منابع به جا مانده از آن دوران، به یک سری فرقههای دیگر نیز اشاره میکند.
یکی از این فرقهها، بنائیم۲۲۶ بود. بنائیم، یک شبه فرقه اسنی در یهودیه بود که در قرن دوم، بخاطر پاکیزگی مفرط در پوشش و اجتناب از هر گونه آلودگی ظاهری، مشهور شدند. دربارهی وجه تسمیهی این گروه، سه نظریهی متفاوت، وجود دارد. عدهای اسم این فرقه را از “بنا”۲۲۷ میدانند و معتقدند که این فرقه، متشکل از علمایی بود که خود را سرگرم مطالعهی ساختار جهان کرده بودند. گروهی دیگر از دانشمندان معتقدند که بنائیم از یک واژهی یونانی به معنای استحمام گرفته شده است و این لقب کسانی است که زیاد آبتنی میکردند. نظریه سوم نیز این است که آنها احتمالاً پیروان بنائوس۲۲۸ که ظاهراً زاهدی اسنی بود، باشند. ولی به احتمال خیلی زیاد، این لقب به خاطر آبتنی کردن و پاکیزگی و نظافت زیاد این فرقه به آنها داده شده باشد.۲۲۹
هیپسیستریان۲۳۰فرقهی دیگری است که در این دوره شکل گرفت. ایشان خدا را تحت عنوان خدای بزرگ و متعال عبادت میکردند. این فرقه، در قرن اول میلادی شکل گرفت و پیروان آن تا قرن چهارم میلادی در آسیای صغیر زندگی میکردند. طبق مدارک به دست آمده، این فرقه تا حدی یهودی بودند که حرمت روز سبت و آیین غذایی را حفظ کنند ولی سایر آداب یهود را مراعات نمیکردند. آنها بعدها از یهودیت منحرف شدند و به پرستش آتش و نور و زمین و خورشید پرداختند. هرچند، هیچ مدرکی مبنی بر اینکه آنها بتپرست شده باشند، وجود ندارد. البته دیدگاههای مختلفی دربارهی اینکه این گروه وابسته به فرقهی دیگری بوده، وجود دارد. ولی دیدگاه کلی این است که بیشک آنها، بقایایی از نوآیینهای یهودی بودند که در حین اینکه به یهودیت گرویده بودند، دین اجدادی خود را نیز حفظ کرده بودند. این فرقه، آشکارا با عقاید مسیحیت مخالفت میکرد.۲۳۱
فرقهی دیگر هموروباتیستها۲۳۲بود که معنای لغوی نام این فرقه، آبتنی صبحگاهی است. مهمترین مشخصهی این فرقه، غسل تعمید روزانهشان بود. این گروه، احتمالاً گروهی از اسنیها بودند که به شستشو اهمیت زیادی میدادند. آنها هر روز صبح، قبل از عبادت، غسل میکردند تا برای به زبان آوردن نام خدا، پاکیزه باشند. این گروه، فریسیان را به خاطر اینکه بدون غسل نام خدا را به زبان میآوردند، متهم میکردند. البته غسل تعمید این گروه با غسل سایر مردم یهود فرق میکرد. احتمالاً یوحنای تعمید دهنده یکی از اعضای همین فرقه بوده است. چندین نویسندهی مسیحی در آثار خود از این فرقه نام بردهاند و از آنها به عنوان “تعمید دهنده” یاد کرده و گفتهاند که اعضای این فرقه، لوازم مورد نظر خود از جمله ظروف و میز و لباس را قبل از اینکه استفاده بکنند، ابتدا کاملاً پاک میکردند. در نهایت، عدهای از اعضای این فرقه، جذب کلیسای مسیحیت و عدهای یگر جذب فرق دیگر شدند. بقایای این فرقه تا قرن سوم میلادی همچنان فعالیت داشتند. یک نویسندهی مسیحی، بیان میکند که اعضای این فرقه ادعا داشتند نجات نهایی تنها برای کسانی است که روزانه غسل تعمید میکنند.۲۳۳
فرقهی دیگری که تحت تأثیر حشمونائیان در قرن اول میلادی، پا به عرصه گذاشت، مقاریا۲۳۴ بود. اسم این فرقه یک واژهی عربی به معنای قومی که در غارها زندگی میکنند، بود. این گروه، در غارهای اطراف یهودیه زندگی میکردند و فعالیتشان متمرکز بر نگهداری کتب و مکتوبات مقدس بود. این فرقه در آموزه، تفاوتهایی با سایر فرق یهودی داشت. آنها به آزادی مطلق اراده، معتقد بودند. اعضای این فرقه باور داشتند که خدا آنقدر بزرگ و والا مقام است که قابل وصف نیست و در عین حال، به جسمانیت خداوند، معتقد بودند. آنها این عقیده که جهان مخلوق مستقیم خداست را رد میکردند و معتقد بودند که خداوند از طریق یک نیروی واسطه مثل فرشته، جهان را آفریده است. آنها تفاسیر خاص و متفاوتی از کتاب مقدس داشتند. برخی دانشمندان امروزی گفتهاند که این فرقه احتمالاً همان اسنیها بودهاند. با این دلایل که اسنیها نیز در غارها زندگی میکردند و تاریخ ظهور هر دو فرقه تقریباً همزمان است و همچنین اسنیها نیز اعتقاد به فرشتهها داشتند.۲۳۵
فرقهای که به همراه فریسیان، در عهد جدید از آنها یاد شده که مخالف عیسی بودند، فرقهی هرودیان۲۳۶ است. یوسفوس در کتاب “روزگار باستان” خویش اشاره میکند که آنها در آغاز حکوت هرود در یهودیه زندگی میکردند. این فرقه که بیشتر رنگ سیاسی داشت و پیرو و هواخواه سلسله سلطنتی هرود کبیر بود، در حدود شش ق.م در زمان آگوستوس قیصرروم به ظهور رسید. این گروه با این که با فرهنگ روم و یونانی دشمنی نداشتند، ولی میخواستند که سلطنت در ملت یهود برای همیشه باقی بماند. این گروه، عقیده مسیحاباوری را گسترش دادند و هرود را مسیحا میدانستند.۲۳۷
فرقهای که در عین داشتن گرایش سیاسی، رنگ مذهبی نیز داشت، فرقهی زیلوتها بود. این گروه، با یونانیان اشغالگر در ستیز بودند. آنها غالباً از ساکنان نواحی شمالی شهر جلیل بودند. در حدود سال شش ق.م تعداد پیروان این فرقه، به صورت چشمگیری افزایش یافت. پیشوای این فرقه مردی به نام یهودای جلیل بود که چون رومیان خواستند قوم یهود را سرشماری کنند، علیه آنان قیام کرد. با اینکه شورش زیلوتها سرکوب شد، ولی فرقهی زیلوتها باقی ماند. این فرقه، معتقد بود که تسلیم به حکومت رومیان بر خلاف ایمان به مشیت الهی است و باید علیه آنان با شمشیر قیام کرد تا که حضرت مسیح قیام کند و به قیام کنندگان پاداش نیک دهد.۲۳۸

۳-۲: فریسیان و صدوقیان: اختلافات اساسی
در یهودیت فرقههای بسیاری وجود دارد که حتی در اعتقادات و اصول با یکدیگر اختلافهای بنیادین و عمیقی دارند. در واقع، اختلافات یاد شده مانند اختلافات موجود میان فرقههای دیگر ادیان توحیدی نیست. به عبارت دیگر واژهی فرقه در یهودیت به همان معنایی نیست که در ادیان دیگر به کار میرود و این به خاطر چند شاخه بودن ساختار یهودیت است که عناصر و لایههای گوناگون و حتی متضاد را بیهیچ تداخلی، در کنار یکدیگر نگه میدارند. بنابراین، شریعت یهود، کسی را یهودی میداند که به یهودیت ایمان داشته و یا از مادر یهودی متولد شده باشد.۲۳۹
دوران فرقهگرایی یهود و شکوفایی آن از نیمهی قرن دوم ق.م تا نابودی معبد دوم در ۷۰م. بود.۲۴۰
یوسفوس از سه مکتب فکری مهم در دورهی مکابیان، یاد میکند. فریسیان، صدوقیان و اسنیها. مدارک یوسفوس برای این سه گروه، عهد جدید، طومارهای بحرالمیت (قمران)۲۴۱ و منابع ربی است. یوسفوس هر سه گروه را مکاتب فکری یا فلسفی میداند که هر کدام در باب تقدیر، ارادهی آزاد و رستاخیز، عقاید خاص خود را داشتند.۲۴۲یوسفوس به صراحت فریسیان را با رواقیون و اسنیها را با فیثاغورثیان۲۴۳مقایسه میکند و همچنین صدوقیان را با اپیکوریها۲۴۴ که آدمهای خوشگذران و اهل عیش و نوش بودند یکی میداند.۲۴۵
هر سه فرقه، معبد را به عنوان مرکز دینیشان قبول داشتند. ولی نظام حکومتی کاهن اعظم را نمیپذیرفتند. هر کدام از آنها ادعا داشتند که خودشان بهتر از کاهنان اعظم میتوانند معبد را اداره و مراسم عبادی را اجرا کنند.۲۴۶
اسامی این سه فرقه، تنها از مدارک الحاقی به دست ما رسیده است. تمام دانشمندان امروزی، متفقند که نام فریسیان از واژهی عبری و آرامی پروشیم (????????)، به معنای جدا شده، مشتق شده است. اما آیا این گروه از غیر یهودیان جدا شدند؟ چنانکه عزرا و نحمیا از کسانی صحبت میکنند که خودشان را از آلودگیهای ملل بیگانه جدا کردند (اول مکابیان ۱۱:۱).۲۴۷
در ابتدا این اسم برای بدنام کردن گروه مخالف استفاده میشد و خود فریسیان این عنوان را برای خودشان قبول نداشتند. به احتمال زیاد، علت نام‏گذاری این بود که آنها خود را از سنهدرین تحت سلطه‏ی صدوقیان جدا کرده و از مشارکت در تأملات و صلاحسنجی‏های آنان سر باز میزدند. البته ممکن است این نامگذاری به این دلیل هم بوده باشد که فریسیان خود را از اشیائی که به لحاظ شرعی ناپاک بودند جدا نگه می‏داشتند.۲۴۸ولی به گفتهی لوترباخ۲۴۹، نخستین نامی که فریسیان بر خود نهادند، “فرزانه” یا “حکیم اسرائیل” بود. آنها با این لقب میخواستند نشان دهند که آنان اهل فضل و حکمتاند، یعنی شایستگی شرح و تفسیر تورات را دارند.۲۵۰
فریسیان، یک فرقهی دینی و حزبی سیاسی بودند که در نتیجهی کاهش تدریجی نفوذ یهودیت کاهنی در اثر تمدن یونانی پدیدار شدند. زیرا این تمدن، مقام حکیم را بالاتر از کاهن میدانست. آثار یهودی ریشهی آنها را به دو قرن چهارم و سوم قبل از میلاد باز میگرداند و گفته میشود که آنها جانشینان حسیدیمها بودند که در شورش حشمونی شرکت داشتند. البته فریسیها با این نام، در زمان یوحنا هیرکانوس اول (۱۳۵-۱۰۴ق.م) ظاهر گشتند و بعدها به دو مکتب بیت شِمای و بیت هیلل تقسیم شدند.۲۵۱
توصیف یوسفوس دربارهی فریسیان، به عنوان معلمان مقتدر شریعت شفاهی، با رأی و نظر پولس رسول نیز هماهنگ است و از تأکید و اصرار فریسیان در اجرای دقیق قوانین شریعت سخن به میان آورده است:
زیراسرگذشت سابق مرا، در دین یهود شنیده‌اید که بر جماعت خدا بینهایت جفا می‌نمودم و آنرا ویران میساختم ودر دین یهود از اکثر همسالان قوم خود سبقت می‌جستم و در تقالید اجداد خود بغایت غیور می‌بودم (غلاطیان ۱۴:۱).
پولس سه بار در اعمال رسولان، ادعا کرده که فریسی است.۲۵۲
فریسیان گروه متمایزی بودند که از معاشرت عادی با یهودیان دیگر خودداری میکردند و هدفشان رسیدن به درجهی والایی از دینداری و خلوص بود. در عهد جدید، فریسیان در جایگاه موسی نشسته و در کنیسهها دارای مجد و احترام والایی بودند و مردم آنها را “ربی” خطاب میکردند. صدوقیان هم به ناچار و اجبار از فریسیان اطاعت میکردند. تودهی مردم طرفدار فریسیان بودند.۲۵۳
صدوقیان،۲۵۴ که در زبان عبری “صدوقیم” خوانده میشوند، نام خود را از صادوق، کاهن بزرگ زمان داوود گرفته بودند. آنها بیش از حد تحت تأثیر فلسفه یونانیمآبی قرار گرفته و بیشتر مظاهر دنیای خارج از قبیل طرز لباس پوشیدن، فرهنگ و زبان آنها را تقلید میکردند .به دو گروه این عنوان اطلاق میشد؛ اولی صدوقیان جامعهی قمران بودند که قدرت و برتریشان با کاهنان و اولاد صدوق برابری میکرد. دومی اشراف و کاهنانی بودند که یوسفوس و عهد جدید آنها را صدوقی مینامیدند.۲۵۵
صدوقیان نقش تقدیر را در سرنوشت و امور انسان انکار میکردند. اسنیها تمام فعالیتهای انسان را از نیروی تقدیر میدانستند و بر خلاف صدوقیان، به جاودانگی روح و رستاخیز اعتقاد داشتند. ولی

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید