دانلود پایان نامه

عهد اهمیت بسیار داشت، اما از نظر ساکنان یهودیه اینگونه نبود، عزرا برای رفع این مشکل، خواندن تورات را برای مردم آغاز کرد، و کاهنان این کلمات را ترجمه می‌کردند. این ترجمه امری اجتنابناپذیر بود، زیرا قوانین موسوی به زبان عبری نگاشته شده بود، در حالیکه ساکنان یهودیه تنها با زبان آرامی، آشنایی داشتند. هنگامی که مردم این کلمات را شنیدند، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند و عهد کردند آن آئین‌ها و اعیاد پدرانشان را همانگونه که در متون مقدس ثبت شده است، به انجام رسانند.۲۷
خواندن تورات در ملأ عام اقدام و ابتکاری تازه در اسرائیل نبود (تثنیه ۳۱ :۱۰-۱۳). آنچه تازه بود، شرح و تفسیری بود که همراه خواندن انجام میگرفت. هدف عزرا، قرار دادن تورات در موقعیت داوری نهایی و جلب قلوب مردم و به رسمیت شناختن و حاکمیت آن بود. اما اگر بنا بود این هدف حاصل شود صرف قرائت تورات کافی نبود و نیاز بود مطالب تورات نه تنها تحتالفظی ترجمه شود، بلکه همچنین شرح و تفسیر گردد و این شرح و تفسیر باید انعطافپذیر و مطابق با مقتضیات زمان صورت گیرد.
در نتیجهی تلاش بیوقفهی عزرا، تورات از ملک انحصاری طبقهای خاص در آمد. سوفریم۲۸ (کاتبان)، با عزمی راسخ، برای اینکه تورات را میراث مشترک قوم یهود سازند، ظهور یافتند.۲۹
مجمع کبیر۳۰ که بعد از بازگشت از اسارت در حدود ۴۵۰ق.م، توسط عزرا و نحمیا۳۱ بنیانگذاری شد، صرفاً برای پذیرفتن احکام تورات بود. این شورای دائمی برای ایجاد و سازماندهی تمام مسائل دینی و اجتماعی قوم، بر اساس سه اصل بنا شد. ۱-داوری عادلانه ۲- تربیت مریدان ۳- کشیدن حصاری گرداگرد تورات.۳۲
هکاتایوس آبدرا، مورخ یونانی۳۳ که هم عصر با بطلمیوس اول و اسکندر کبیر بود، توصیف جالب توجهی از قانون یهودی میدهد:
موسی از میان قومش، مردان پرهیزکار و قدرتمندی را انتخاب کرد تا قوم یهود را رهبری کنند. موسی به آنها قدرت دینی و قضایی داد تا به تمام اختلافات مهم رسیدگی و نظارت کنند و به آنها قیومیت شریعت و آداب و رسوم را واگذار کرد. در آن زمان، یهود هرگز پادشاه نداشت و اقتدار تمام به کاهنی واگذار میشد که در بین کاهنان دیگر، بیشترین حکمت و پرهیزکاری را دارا بود و مردم معتقد بودند که این کاهن اعظم، پیامآور احکام خداوند به آنها است.۳۴
این مورخ اظهار میکند که موسی مفسران توانایی را برای ادارهی امور برگزید و آنها را داور تمام مجادلات بزرگ قرار داد. قدرت برتر و مقام کهانت اعظم از آنِ کسی بود که از لحاظ حکمت و تقوا بالاتر از بقیه بود. این مقام، به صورت توارثی بود.۳۵
طبق میشنا، موسی در زمان خود شورایی متشکل از ۷۱ نفر از بزرگان و علمای قوم، برای حل مشکلات جامعهی یهود بنیان نهاد (میشنا آووت ۱:۱). سپس در این زمان، عزرا و نحمیا، با پیروی از موسی، برای حل مشکلات دینی و اجتماعی قوم، مجمعی با این تعداد تشکیل دادند.
ماهیت مجمع کبیر (کنست هگدولا)۳۶ دقیقاً مشخص نیست. ولی در باب این ادعا که، آن یک دادگاه رسمی صرفاً قضایی بوده، اشتباه است. بخاطر اینکه در آثاریوسفوس، مورخ قرن اول میلادی، هیچ اثری از این مجمع به عنوان دادگاه قضایی وجود ندارد. همچنین این مجمع، یک دادگاه ویژه برای گروه خاصی هم نبود، بلکه محل و جایگاهی برای مسائل مهم شرعی تمام قوم بود. از نظر فرهنگى و معنوى، این دوره در تاریخ قوم یهود، دورهاى سرنوشتساز و تعیین کننده بود و به یهودیت، چارچوب معنوى یگانه و کاملاً معینى داد که برخلاف تغییرات و اصلاحات دیگر، طى قرنها در سرزمین مقدس و در مناطق آوارگى پا برجا ماند.۳۷
مجمع کبیر، پل ارتباطی میان تمام پیامبران قبل و بعد از تبعید ایجاد کرد. مردان مجمع کبیر یا مردان کنیسه، در ترجمه و تفسیر تورات، اولین علمای تورات و همچنین رابط میان پیامبران گذشته بودند. سنت یهودی، بعدها تمام تفاسیر انجام شده توسط این مجمع را قانونی اعلام کرد. در واقع، این مجمع، نقش برجستهای در حفظ کتاب مقدس ایفا کرد. در این مجلس که تورات، معیار فعالیتشان بود، شورایی از علما، تورات را به نسلهای آینده انتقال میدادند.۳۸
این مجمع، سرچشمهی بنیادها و نهضتهای جدیدی شد که خودش را به تفسیر قوانین موجود و کاربردی محدود نکرد، بلکه رموز شریعت و قوانین را از دل تورات بیرون کشید و برای برانگیختن و تقویت زندگی دینی و اجتماعی مردم به کار برد.۳۹
باید گفت که یهودیان عصر عزرا، بر بنیان دیانت پیش از تبعید، قرائتی نو ارئه کرد که آن را “دین یهود” گویند. عزرا و نحمیا، قوم را ترغیب کردند تا پیمانی برای احترام به آموزههای شریعت منعقد کنند تا آیندگان هم آن را رعایت کنند و در عقاید و آداب دینی، همانند گذشتگان، دچار غفلت نشوند. از آن زمان به بعد، کل جامعه، طبق شریعت موسوی زندگی کردند. مردان، زنان، کودکان، خدمتگزاران معبد، در حفظ این عهد تلاش میکردند. آنها قسم خوردند تا با بیگانگان ازدواج نکنند. این مسائل برای عزرا و نحمیا دارای اهمیت زیادی بود. آنها همچنین قسم خوردند حرمت روز سبت و سایر ایام تعطیل و سال هفتم را نگه دارند و سر هر هفت سال بدهیهای خود را ببخشند. نحمیا جزای متخلف را محرومیت از حقوق اجتماعی مقرر داشت. از آن زمان به بعد، یهود، مراحل وحدت قومی و نژادی خود را به وسیلهی دین، ثابت گردانید.۴۰
نحمیا به مدت ۱۲ سال (۴۳۲-۴۴۴ق.م) حاکم سرزمین یهودیه بود. او دراین مدت کوتاه، اقدامات زیادی انجام داد. او دوباره ثروت عمومی را در جامعهی یهودیه رونق بخشید و مردم را ترغیب کرد تا با پیروی کامل از شریعت و با مساعدت و هماهنگی در کنار همدیگر زندگی کنند. وی برای برگزاری بهتر مراسم عبادی و شادیهای سالانه، شماری از لاویان را که در موسیقی و آواز مهارت داشتند را به اورشلیم دعوت کرد.۴۱
عزرا نقش عمدهای در احیای کامل و مجدد عبادت در معبد داشت. علیرغم اصلاحات نحمیا و عزرا، کاهنی با یک زن غیر یهودی ازدواج کرد. مردم از نقض این قانون بسیار عصبانی شدند و از دادن عشریه به معبد خودداری کردند و در نتیجه مراسم قربانی و عبادت در معبد به فراموشی سپرده شد. در این میان پیامبری به نام ملاکی، ظهور کرد تا به این بیدینی و فساد قوم خاتمه دهد. این پیامبر، اختلاف بین پرهیزکاران و گناهکاران را باعث هلاکت قوم اعلام کرد. نحمیا آن کاهن را از کشور اخراج کرد و دوباره آیین عبادی در معبد برگزار شد.۴۲
رعایت سرسختانهی شریعت توسط عزرا، چنان حایل محکمی میان یهودیان و غیر یهودیان کشید که هرگز امکان شکستن آن ممکن نبود. و کسانی که معترض این شرایط میشدند، ملزم به ترک جامعهی یهودی بودند.۴۳نوشتن شریعت توسط عزرا انجام میشد. در واقع، کاتب جای غیبگو را گرفت و خواندن تورات در مجالس بزرگ یا در خانهها، جانشین وحی پیامبرانه شد.
تورات سرمایهی فکری و معنوی آنها و روحِ معبد مقدس بود. بنابراین، در این دوره برای آموزش متن شریعت و تورات برای جوانان یهودی، مکاتبی تأسیس شد. یکی از این مدارس بیت وَآد۴۴ بود که در اورشلیم دایر شد. معلمان این مدارس کاتب یا حکیم نامیده میشدند و مریدان، دانشآموزان حکمت بودند.۴۵
کاتبان دو وظیفه داشتند؛ از یک طرف شرح تورات و از طرفی دیگر ایجاد قوانین قابل اجرا، هم برای زندگی فردی و هم زندگی اجتماعی بود.
نتیجهی عمل کاتبان در مجمع کبیر، رشد فکری بسیار مهمی بود که بر نسلهای بعدی گذاشت و باعث ایجاد انگیزه برای تحقیق و بررسی و تفسیر و کشف برخی مفاهیم نهان در بطن تورات شد.۴۶
یک مثل قدیمی در بین یهودیان رایج است “حفاظی برگرداگرد تورات بساز”. در این دوره، تمام تلاش کاتبان این بود که دستورات تورات را به صورت کامل اجرا کنند. برای نمونه برای کاهش هر چه بیشتر روابط غیر مشروع و حفظ عفت و پاکدامنی، مردان از گفتگوی خصوصی با زنان متأهل بازداشته شدند. یا برای جلوگیری از نقض احتمالی حرمت روز سبت، تمام کارهای ممنوعه از عصر روز قبل متوقف میشد.۴۷
رفته رفته اشتیاق مردم برای عبادت و رعایت شرایع یهودی بیشتر میشد و قوم علاوهبر معبد مقدس، در خانههای خود نیز به عبادت میپرداختند.۴۸
نسل اول این مجمع در زمان عزرا، تقریباً بدون مشکل توانستند اهداف آن را دنبال کنند. به لحاظ تاریخی، توسعه و پیشرفت کامل این مجمع، نه در دورهی پارسی، بلکه در نیمهی دوم قرن سوم بود. این مجمع در زمان سلطهی یونان منحل شد (احتمالاً به دلیل تحت تأثیر قرار گرفتن یهودیان به فرهنگ یونانی). ولی در دورهی مکابیان معروف به سنهدرین شد و دوباره فعالیت خود را آغاز کرد.۴۹ مجمع کبیر به خاطر اهمیتی که در سنت شفاهی داشت حتی بعدها سنهدرین هم نتوانست عملکرد آن را از بین ببرد و شریعت شفاهی آنان، به صورت میراثی برای ربیها، تنائیم و آمورائیم منتقل شد. که ثمرهی آن، دو مجموعهی بزرگِ تلمود بابلی و فلسطینی است که تمام احکام یهودیت در آن جا گرفته است.
۱ـ۳: دوران یونانیان، حسیدیم و هلنیستها
در اروپا، فیلیپ پادشاه مقدونیه، بعد از تسخیر یونان، شیفتهی فرهنگ این کشور شد. بعد از مرگ فیلیپ، پسر جوانش، اسکندر، بر تخت پادشاهی نشست. در واقع، امپراطوری اسکندرکبیر، نتیجهی همکاری فکری و نظامی یونانیان و مقدونیان شد.۵۰اسکندر، ایرانیان را شکست داد و فرمانروای بلامنازع امپراطوری ایران گردید. با انهدام پادشاهی ایران، اسکندر مرز بین شرق و غرب را از میان برداشت. این گونه، با گشوده شدن کشورهای شرقی به روی یونانیان سواحل مدیترانه، شرق و غرب در فرهنگ یگانهای ادغام شدند. این اختلاط فرهنگی هلنیسم یا یونانیمآبی نام گرفت و دوران جدیدی در تاریخ آغاز شد. در تپههای دورافتادهی یهودیه، یونانیمآبی رودررو با سنتهای عمیقاً ریشهدار یهودی قرار گرفت. دو فرهنگ ناگزیر با یکدیگربرخورد نمودند. با اینکه اسکندر، هرگز با یهودیان بدرفتاری نکرد و یهودیان چنان او را دوست داشتند که نام او را بر فرزندانشان میگذاشتند، با ورود او، فرهنگ یونانی نیز در میان یهودیان راه یافت و دین یهود را مورد تهدید قرار داد.
سرانجام اسکندر مقدونی در سال ۳۱۳ ق.م زندگی را بدرود گفت. فرماندهان سپاهش پس از او، بر سر به دست گرفتن قدرت به نزاع پرداختند و در نهایت دو فرمانده قدرتمند او بطلمیوس مصری و دیگری سلوکوس سوریهای، در مصر و سوریه به قدرت رسیدند، اما سالها با یکدیگر در جنگ بودند. کشور کوچک یهودیه که بین این دو کشور قرار داشت، میدان جنگ این دو قدرت بود، به گونه ای که این امر به ناامنی و ویرانی این سرزمین انجامید. سرانجام بطلمیوس، مصر و یهودیه را فتح کرد. این سلطه، تقریباً از سال ۳۲۰ تا ۱۹۸ ق.م ادامه یافت. در طی این دوره، بطلمیوسیان غالباً با جمعیت یهودی مدارا میکردند. در این دوران بود که ترجمهی هفتادی یونانی تورات صورت گرفت.۵۱
به مدت دو قرن، یهودیه، بخشی از پادشاهی یونانی بود ابتدا تح

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید