دانلود پایان نامه

یهودیان را مجبور به پرستش خدایان آپولو و زئوسِ یونانی کرد و برای به راه انداختن این تغییرات در بین یهودیان موحد، از کاهنان و اشراف یهودی کمک گرفت. از بین ثروتمندان یهودی، خانوادهی یوسف پسر طوبیا، اولین خانوادهای بودند که تن به این فرهنگ بیگانه دادند.۹۱
طی این دوره، رقابت داخلی سختی بین خانوادههای کاهنان، برای دستیابی به مقام کهانت اعظم وجود داشت. اونیاس سوم پسر شمعون دوم، برادری به نام یاسون۹۲ داشت. در حالیکه اونیاس سوم در پی کمک گرفتن از پادشاه بر علیه دشمنانش بود، برادرش یاسون، طی مذاکرهای با آنتیوخوس چهارم با پرداخت ثروت هنگفت و با پیشنهاد اینکه اورشلیم را شهر یونانیمآب خواهد کرد، مقام کهانت را به دست گرفت. آنتیوخوس چهارم با درخواست یاسون موافقت کرد و این برای اولین بار بود که مقام والا و پراهمیت کهانت اعظم، تحت نظارت دولت در میآمد. از آن زمان تا شورش مکابیان، این مقام مهم، توسط دست نشاندگان پادشاهان سوریه، یعنی کسانی که رشوه بیشتری میپرداختند، اشغال شد.۹۳
باید یادآور شد که آنتیوخوس چهارم تازه به تخت سلطنت نشسته بود و از سال ۱۸۰ ق.م در رم و آتن زندگی میکرد و شناختش از اوضاع یهودیه، ناشی از گزارشات نسبتاً محدود مقامات رسمی بود. مخصوصاً اینکه او از ویژگی دین یهود هیچ درک و شناختی نداشت. تنها چیزی که برای وی مهم بود فرهنگ یونانی و اتحاد قلمروش بود. ثروت یاسون و علاقهاش به فرهنگ یونانیمآبی، دلیل کافی بود برای اینکه آنتیوخوس او را به مقام کهانت اعظم برگزیند.۹۴
کاهنان اعظم که توسط آنتیوخوس چهارم به این مقام منسوب میشدند، فعالیتشان را با سیاست یونانیمآبی، غارت معبد و آزار و اذیت یهودیان آغاز میکردند.۹۵از همین دوران، اسامی یونانی در بین حتی کاهنان رواج یافت. چنانکه، یشوع اسم خود را به یاسون تغییر داد و نیز آنتیوخوس لقب اپیفانس که واژهای یونانی است، به خود داد.۹۶
سلوکیان در تأسیس شهرهای یونانی کوتاهی نمیکردند وحتی شهرهای قدیمی را به شهر یونانی تبدیل کردند چنانکه شهر ربتعمون به فیلادلفیا و بیتشان به سیتوپولیس۹۷ تغییر نام داد.۹۸
تا این زمان، مداخلهی سلوکیان در یهودیه، با هیچ مخالفت جدی مواجه نشده بود. بیشک، تا زمانی که یهودیان تحت شریعت تورات زندگی میکردند، واکنشی اساسی نسبت به روش زندگی نوین نداشتند. از طرفی، یهودیان، در طی دوران طولانی اسارت و تبعید، هرگز علیه پادشاه شورش نکرده بودند. با این دلیل که انبیا آنها را از این کار منع میکردند و شورش علیه پادشاه را شورش علیه خدا میدانستند و این بردگی و اسارت را مجازات تخطی بر امر خدا اعلام میکردند.۹۹ از این گذشته، شماری از یهودیانی که جانبدار سیاست یونانی مآب بودند، مخصوصاً در اورشلیم، مورد توجه بوده و دارای مجد و منزلت والایی بودند.۱۰۰
یاسون در ابتدای کهانتش، مؤسسات سیاسی و اجتماعی به روش یونانی را که مهمترین آنها ورزشگاهها بود، بنا کرد. این ورزشگاهها، از نشانههای بارز شهرهای یونانی بود که در یونان، در این مراکز، اصنام و خدایان عبادت میشد. ولی با گذشت زمان، همین مؤسسات، محل و مرکز حیاتی و مهم طبقهی مرفه و پادشاهان یونانی شد. این ورزشگاهها، در یهودیه، بالای کوه صهیون ونیز در نقاط مختلف یهودیه بنا و مرکز فرهنگی یونانیمآبی شد. بعد از تأسیس این مراکز فرهنگی یونانیمآبی، رقابت بین کاهنان جوان و مردم عام شروع شد. این چالش، خطری جدی برای شریعت یهود بود. تا جائیکه، کاهنان هیکل را ترک کرده و به تماشای بازیها و مسابقات میرفتند. به همراه انتشار این فرهنگ، قرائت تورات و اجرای احکام آن متوقف میشد.۱۰۱تا این زمان، هنوز، تغییر به معنای اساسی در دین یهود، رخ نداده بود. بیشتر مردم اورشلیم، از نهضت یونانیمآبی، بهخاطر منبع ثروت و قدرت بودنش، حمایت میکردند. در مقابل این واکنش مردم، گروه پرهیزکاری بودند که از اعمال یاسون و مردم و کاهنان خشمگین میشدند. ولی هیچ شورش علیه بونانیمآبی صورت نمیگرفت، چرا که اقدامات یاسون، سیاسی بودند، نه دینی.۱۰۲
با گذشت زمان، یاسون اعتبارش را نزد پادشاه از دست داد و منلائوس، برادر اونیاس سوم، باج بیشتری به پادشاه داد و مقام کهانت را به دست گرفت. یاسون از کهانت خلع و به کشورعمونی،۱۰۳ آن طرف رود اردن۱۰۴گریخت و در آنجا معبدی مانند معبد اورشلیم ساخت.۱۰۵
در این زمان، آنتیوخوس اپیفانس تصمیم گرفت به مصر حمله کند. آنتیوخوس با نیروی زیادی به مصر حمله کرد و بطلمیوس را با مکر و حیله دستگیر کرد و مصر را به تصرف خود در آورد. ولی با اخباری که از رومیان به دستش رسید که به اورشلیم حمله کردهاند، مجبور به ترک مصر شد و به اورشلیم بازگشت. در این زمان شایعهی مرگ آنتیوخوس در اورشلیم پیچید. احتمالاً، یاسون چنین تصور میکرد که تمام سپاه آنتیوخوس، چنانکه در دانیال (باب۲) پیش بینی شده بود، نابود شدند. لذا، یاسون و عدهای از یهودیان با شنیدن این خبر، علیه کاهن منتخب پادشاه (منلائوس) شوریدند و او را از مقامش برکنار کردند.۱۰۶
آنتیوخوس اپیفانس، بعد از گذشت دو سال در ۲۵ ماه کیسلو سال ۱۶۸ق.م، به اورشلیم رسید و یهودیانی که بر ضد منلائوس شوریده بودند، قتل عام کرد و ثروت عظیم معبد را به غارت برد، حتی خزانهی نهان را نیز خالی کرد و چیزی باقی نگذاشت. او دژی در پایین شهر در محلی که به معبد مشرف باشد، ساخت و آن را با دیوارهای بلند و برجهایی مستحکم کرد. او این دژ را درون پادگان مقدونیان ساخت و در آن دژ، بسیاری از نابکاران و بدکاران یهودی را گمارد. پادشاه بالای قربانگاه خوکی ـکه از نظر یهود حرام بودـ قربانی کرد و آن را پیشکش خدای زئوسِ یونانی کرد. وی دستور داد یهودیان در سراسر سرزمین یهودیه، خدایان یونانی را عبادت کنند و عبادت خدای یهوه و انجام آداب و رسوم یهودی را ممنوع اعلام کرد.۱۰۷
پادشاه همچنین دستور داد، پسران یهودی نباید ختنه شوند و نیز کسی حق نگهداری و آموزش کتاب مقدس را ندارد. وی افرادی را برای عملی کردن دستوراتش در نقاط مختلف قلمروش گماشت. برخی از یهودیان با ارادهی خود یا به خاطر ترس از مجازاتی که پادشاه در نظر گرفته بود، تن به ذلت داده و از دین برگشتند. ولی عدهای دیگر، شجاعانه، در خفا یا آشکارا، آداب دینیشان را انجام میدادند.۱۰۸
یهودیان با معضلی لاینحل مواجه شده بودند؛ از یک طرف خداوند آنها را به خاطر پیروی نکردن از تورات و نیز شورش بر ضد پادشاه مجازات میکرد و از سوی دیگر، پادشاه نیز آنان را از اطاعت کردن تورات باز می‌داشت و کسانی که نافرمانی میکردند، مجازاتشان مرگ بود.۱۰۹
یهودیان مؤمن، با اعتقاد به روز رستاخیز، امید نجات را در دلهای خود زنده نگه میداشتند. در واقع، اینها، بدون اعتقاد به رستاخیز، مقاومت برای دین خود را پوچ و بدون پاداش میانگاشتند. در حالیکه مرتدان و از دین برگشتگان به راحتی از مرگ نجات مییافتند، افراد مؤمن از جمله کاهن پیر، “متتیا۱۱۰” و خانوادهاش به راحتی نابود میشدند.۱۱۱چنانکه رونان، مورخ یهودی، میگوید:
شکنجههای آنتیوخوس نشان میدهد که مرتدین و تارکان دین پاداش مییابند و مؤمنین به خاطر اطاعت از قوانین و در نتیجه شکنجههای بیرحمانه میمیرند.
دستور آنتیوخوس و واکنش مردم در کتاب مکابیان ۱و۲ آمده است. وقتی این حکم در شهرهای یهودیه اعلام شد، یونانیمآبها، به کنترل اجرای آن پرداختند و آیین و اسلوبهای یونانی را دنبال کردند و حرمت سبت و خوردن گوشت خوک را نادیده گرفتند. در مقابل، تعداد کثیری از مردم از جمله آنها، حسیدیم مخالفت سرسختانهای با این فرهنگ کردند.۱۱۲
بلادشرق از جمله سوریه و مصر مستعد قبول بیشتر جنبههای فرهنگ و دین یونانی بودند ولی در یهودیه مقاومت مردم، قابل توجه بود. سرنوشت زن یهودی به همراه هفت پسرش که حاضر به انکار خدای یهوه نشدند، تنها الگوی مبارز و فداکار در این برهه از تاریخ یهود در مقابل این ظلم آنتیوخوس نبود. در این مدت در بین قوم، شورشهای کوچک زیادی صورت میگرفت ولی اوج این شورشها، در روستای مودین در شمال غرب معبد اورشلیم، که این منطقه نیز در محدودهی حکومت سلوکی بود، صورت گرفت.۱۱۳
شورش حشمونائیان (۱۴۲ق.م-۱۶۸ق.م)، اولین انقلاب و واکنش بیسابقهای بود که یهودیان به رهبری متتیا، در برابر ظلم دولت بیگانه کردند. این شورشی بود از سوی کشاورزان، پیشهوران و خرده کاهنان فقیر یهودی بر ضد آنتیوخوس چهارم و سلوکیان و اشراف یهودی وابسته به هیکل و نیز بر ضد تودههای غیر یهودی. سبب این شورش هم، تدابیری بود که آنتیوخوس چهارم بر ضد یهودیان به کار بسته بود و میخواست با تحمیل کیش چندخدایی یونانی و نشر فرهنگ و تمدن یونانی، یهودیه را در امپراطوری سلوکی ادغام کند. اما این انقلاب دلیل دیگری نیز داشت که مهمترین آنها یونانیزدگی ثروتمندان یهودی و وابستگی و همکاری کامل آنها با سلوکیان بود. افزایش مالیاتی که سلوکیان بر ساکنان یهودیه تحمیل کرده بودند، نیز در انفجار شورش مؤثر بود.همچنین، چنانکه گفتیم، ضعف آنتیوخوس چهارم در سیاست خارجی نیز تأثیر بسزایی در شورش داشت.
چنانکه در متون مربوط به این دوره آمده، اجداد متتیا، پدرش یوحنا۱۱۴، پدر بزرگش، شمعون، و احتمالاً پدرِ پدربزرگش حشمونی که کاهن اوریب۱۱۵ بود. متتیا از طایفهی کاهنان بود و از امتیازات آن برخوردار بود. آنها خانه و قبرستانی در شهر مودین داشتند.۱۱۶
متتیا، پنچ پسر داشت به نامهای یوحنا معروف به گَدیس۱۱۷، شمعون معروف به مَتس/مَتیز۱۱۸، الیعاذار۱۱۹ معروف به اورانس۱۲۰، یوناتان معروف به آپیوس۱۲۱ و یهودا معروف به مکابی. ظاهراً، لقب مکابی اولین بار به یهودا داده نشده، بلکه قبل از او این عنوان، در ادبیات اولیهی عبری بود.۱۲۲ لقب حشمونی نیز، چنانکه یوسفوس ذکر میکند، به خاطر اسم جدشان، به این گروه اطلاق شد.۱۲۳
متتیا، در جریان دستور آنتیوخوس، در مودین، مسئولیت کهانت را بر عهده داشت. نمایندهی سلطنتی آنتیوخوس به مودین رفت و از متتیا خواست که به دستور پادشاه، برای خدای زئوس، در محراب معبد، قربانی به جا آورد. اما وی از دستور پادشاه سرپیچی کرد. در پی این عمل متتیا، یهودیان مؤمن به او پیوستند و به همراه زنان و فرزندانشان به بیابان فرار کرده، و در غارها پناه گرفتند. سربازان آنتیوخوس در روز شنبه به یهودیان حمله کردند، آنها طبق شریعت یهود، در برابر آنها مقاومت نکردند و حتی در چنین مصیبتی حرمت شنبه را نگه داشتند. وقتی متتیا متوجه شد دشمن از اعتقادات دینی آنها سوء استفاده میکند و هر شنبه تعداد زیادی از یهودیان، قتل عام میشوند، دفاع در این روز را آزاد اعلام کرد.۱۲۴
در بین محققان اخیر، دکتر هانی عبدالعزیزجوهر در رابطه با علت شورش متتیا معتقد است که این شورش دلیل اقتصادی و اجتماعی داشت نه دینی. وی بیان میکند متتیا کاهن بود و با از

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید