دانلود پایان نامه

متمایل شدن بیشتر یهودیان از جمله کاهنان به فرهنگ یونانی، باعث شد تا آداب و رسوم دینی معبد، بیاهمیت جلوه گردد. کاهنان به دلیل فساد اخلاقی، پیروان چندانی نداشتند. قوم، برای حل مشکلات دینی خود به ربیان مراجعه میکردند. ربیها مانند سوفریم یا کاتبان زمان عزرا، ادعا داشتند که معلمان شریعت هستند و ترجمهی متون مقدس را به عهدهگرفته بودند. اگر کسی در آداب دینی سؤال یا مشکلی داشت به ربیها، و نه کاهنان، مراجعه میکرد. اناجیل نیز گواهی میدهند که در این دوره، ربیها دارای ارزش و موقعیت اجتماعی بالایی بودند. آنها قشر اقلیت و روشنفکر جامعه بودند و در اصل، از افراد ثروتمند و اصیل محسوب میشدند. هیلل و شمای از قشر صنعتگر جامعه، و از ربیان معروف این عصر بودند.۲۰۶
با شورش متتیا، اوضاع دینی یهودیان دگرگون شد. کهانت و ادارهی امور معبد به دست مکابیان که خود از طایفهی کاهنان بودند، افتاد. آنها ادارهی امور سیاسی را نیز بر عهده داشتند. از میان فرقههای بوجود آمده بر اثر شورش مکابیان، فریسیان و صدوقیان، مدام با یکدیگر رقابت داشتند. فریسیان، که ادامه دهندهی راه عزرای کاتب بودند، طرفدار ابداعات جدید در دین بودند. حاصل این ابداعات، ایجاد نهادهای جدیدی در جامعه شد. آنها مسائل و ابداعات جدیدی وارد دین یهود کردند که تا آن زمان سابقه نداشت و ادعا داشتند که آنها را از سنت شفاهی و تفسیر کتاب مقدس استخراج کردهاند. صدوقیان که خود را از نسل صادوق زمان داوود میدانستند، تنها اعتقاد به کتاب مقدس و ترجمهی تحتالفظی آن داشتند. بنابراین، با عقاید فریسیان مخالفت میکردند. ولی از آنجائیکه، صدوقیان، بخاطر تهدید مردم، در امورات شرعی، ناچار بودند از فریسیان پیروی کنند، قدرت زیادی در بین مردم نداشتند.
چنانکه گذشت، دلیل ظهور سلسلهی حشمونائیان، به ادعای خودشان، دفاع از دین یهود، جلوگیری از انحراف و سرکوب آن، و مقابله با خدایان یونانی بود. ولی، تاریخ، شاهد مخالفت عدهای از خاندانهای حشمونی با دین و آداب یهود هست. از جملهی آنها یانائوس بود که بیتوجهی وی به دین، منجر به شورشی جبران ناپذیرتوسط فریسیان شد که شش سال به طول انجامید. این شورش، استقلال یهودیه را متزلزل کرد.۲۰۷
در این دوره، رابطهی میان یهودیان پراکنده و یهودیان سرزمین مادری (یهودیه)، با زیارتهای مرتبی که یهودیان سراسر دنیا برای مراسم مذهبی، عازم معبد اورشلیم میشدند، گره خورده بود. تعداد زیادی از یهودیان از تمام نقاط جهان، عدهای از راه دریا و عدهای از راه خشکی، در تمام جشنهای معبد، روانهی اورشلیم میشدند. یوسفوس شمار کسانی که خود را ملزم میدانستند تا در تمام جشنهای معبد اورشلیم حضور داشته باشند، ۲۷۰۰۰۰۰ نفر برآورد کرده است.۲۰۸در این دوره، شمار زیادی از کاهنان که دغدغه و وظیفهی اصلی خودشان را جمعآوری عشریه و مالیات و درآمد مردم میدانستند، حدود ۱۵۰۰ کاهن بودند.۲۰۹
از بین شرایع دینی در این دوره، در میان یهودیان پراکنده در خارج از یهودیه، پرداخت مالیات برای اجرای مراسمهای معبد، دارای اهمیت زیادی بود. برای یهودیان پراکنده در سرتاسر جهان، در هر شهری، مکانهایی برای جمعآوری مالیاتهای یهودیان وجود داشت که مردم مالیاتهای خود را در زمانهای مقرر شده، پیشکش میکردند و مأموران ویژهای، این مالیاتها را به اورشلیم میبردند. این عمل در دورهی رومیان متوقف شد ولی دوباره در زمان قیصر، آزاد اعلام شد. بنابراین، ثروت زیادی از سرتاسر سرزمینهای یهودینشین، از بابل تا آنطرف رود فرات، روانهی معبد اورشلیم میشد. این روند، بعد از تخریب معبد دوم، دستخوش تغییراتی شد.۲۱۰
با فتح یهودیه توسط رومیان در ۶۳ق.م، قدرت اجتماعی و دینی کاهنان رو به افول نهاد. پس از ویرانی معبد دوم در ۷۰م. به دلیل توهینی که رومیان به معبد کردند، حکیمان و عالمان یهودی، سنهدرین نورا بنیاد گذاشتند که وظیفهی آن حفظ تورات و احکام آن بود تا در خلأ معبد، قوم یهود دچار فقدان هویت نگردند. حاصل این عملکرد، گردآوری شریعت شفاهی در قرون بعد بود.

فصل سوم:
فرقه گرایی در دورهی حشمونائیان

۳-۱: زمینههای پیدایش فرقهگرایی در دوران مکابیان
بعد از تجدید بنای معبد در دورهی پارسی، نه تنها معبد مرکز دینی و عبادی، بلکه مرکز اجتماعی نیز شد. ولی با گذشت زمان، کاهنان، دیگر نه بهخاطر دین، بلکه به خاطر موقعیت و مقام خود کهانت میکردند. در این دوره، ضمن اینکه مقام جدید معبد بازسازی شده، آن مقام معبد ساخته شده توسط سلیمان را نداشت، بلکه کاهنان، ایمان و تقوای کاهنان سابق را نیز نداشتند. این ناهماهنگی بین آن درک و مفهومی که قوم از دین داشتند و این واقعیت اجتماعی که کاهنان دیگر نه به خاطر خدا بلکه به خاطر منافع شخصی و موقعیت اجتماعی خود ایفای نقش میکردند، باعث ایجاد اختلافهایی در میان قوم میشد. این اختلافها بعدها، در زمان مکابیان، خود را به شکل فرقهگرایی نشان داد.۲۱۱
در این دوره، کاهنان، کنترل معبد را در اختیار خود داشتند. اما آزاد اندیشی دینی رایج بود و مردم در عقاید و آداب دینی متفاوت و مستقل از هم رفتار میکردند. عبادت، خواندن تورات، اجرای روزانهی احکام، ایمان به پاداش و مجازات در آخرت، مباحثی بودند که عامل تمایز بین یهودیان میشد و همهی این احکام و عقاید، به تدریج از تمرکز به معبد و کاهنان میکاست.۲۱۲
چنانکه پیشتر گفته شد، بعد از دورهی پارسی، کاهنان به دلیل فساد اخلاقی، پیروان چندانی نداشتند. قوم، برای حل مشکلات دینی خود به ربیان مراجعه میکردند. نتیجهی این جریان، در طی قرون، باعث ایجاد سازمانهای اجتماعی جدید (کنیسه و فرقهها) بود که جایگزین معبد شد و برگزیدگان جدید اجتماعی (معلمان، حکما و ربیها) جانشین کاهنان شدند.
ادغام روزافزون فرهنگ یونانی با یهودی، بیحرمتی به معبد توسط اپیفانس، افشای فساد کاهنان اعظم، از جمله خریداری مقام کهانت از اپیفانس و سپس غارت از معبد توسط کاهن اعظمِ وقت، شورش مکابیان و احیای دوبارهی معبد در زمان یهودا، همهی اینها زمینه برای ظهور فرقهها در دورهی مکابیان بود. پدیدهی فرقهگرایی، مشخصهی خاص و برجستهی این دوره بود. عامل بیشتر شورشهای دینی و فعالیتهای ادبی در اعصار بعدی، و حتی ویرانی معبد دوم، وجود فرقههای مختلف در این دوره بود.۲۱۳
ولی آیا شورش مکابیان قانونی و شرعی بود و تناقضی با دین یهودیت نداشت؟ آیا معبد بعد از پاک شدن از آلودگیهای بیگانگان، به معنای واقعی، پاک شده بود؟ و آیا خداوند این پاکی را قبول کرده بود؟ آیا معبد، خانهی واقعی خداوند بود؟ اینها دغدغهی عدهای از یهودیان بود که باعث مخالفت آنها با مکابیان شد و این افراد باعث تشدید ایجاد فرقه در این عصر شدند.۲۱۴
اولین گروههای تشکیل شده در این زمان، یونانیمآبها و حسیدیمها (پرهیزگاران) بودند. یونانیمآبها، علاقه به پیروی کامل از شیوهها، سنن و فرهنگ و تمدن یونانی داشتند. ولی نظر حسیدیم، مخالف با عقاید ایشان بود.‌ اینها، مکابیان را تا پیروزی بر اپیفانس و کاهن اعظم فاسد، حمایت کردند. ولی بعد از پیروزی و تصفیهی معبد، از جنگ با سلوکیان دست کشیدند. چون بیش از این با ادعاهای مکابیان مخالف بودند. گرچه یونانیمآبها و حسیدیم به مرور زمان از بین رفتند، ولی هر دو اثر عمیقی از خود بر قوم یهود باقی گذاشتند. به علت وجود این دو دستگی، دو حزب جدید در حیات قوم یهود پدیدار شد.۲۱۵
یوسفوس، از سه فرقهی مهم که در این دوره شکل گرفت، نام میبرد. صدوقیان، فریسیان و اسنیان.۲۱۶
برخی از دانشمندان مدرن معتقدند که حسیدیم، اجداد هم فریسیان و هم اسنیها بودند. اما هیچ مدرکی برای این ادعا وجود ندارد.۲۱۷
در رابطه با دو فرقهی نخست، در بخش بعد، به تفصیل سخن خواهیم گفت. ولی درباره اسنیها؛ نام اسنیها مانند خود این گروه، مرموز و پر از ابهام است. از آنجاییکه نام این فرقه، در هیچ منبع عبری نیامده، تلفظ و حتی زبان اصلیاش که یونانی، آرامی یا عبری است، مبهم است. دانشمندان مدرن، حدس زدهاند که به معنی زاهد یا شفادهنده۲۱۸ باشد.۲۱۹
شیوهی زندگی اسنیان، مهمترین ویژگی آنان بود که سبب تمایز آنها از فریسیان و صدوقیان می‌شد. آنها از فساد زندگی شهری رویگردان بودند و در اجتماعات شبه رهبانی جمع می‌شدند. غالب پژوهشگران معتقدند که طومارهای بحرالمیت را اسنیان نگاشته‌اند. این مکتوبات، متعلق به جمعیتی مؤمن و مشتاق بود که در کنار بحرالمیت زندگی می‌کردند و از معلمی آرمانی تحت عنوان “معلم راستی” سخن می‌گفتند که رهبری ایشان را برعهده داشت. اسنیان معتقد بودند که تنها خودشان اعضای عهدی جدید هستند که ارمیای نبی فرا رسیدن آن را پیشگویی کرده بود.۲۲۰
آنان در رسالهی احکام جامعه (مقررات انضباطی) و رسالهی احکام جنگ، پایان مصیبت بار جهان را توصیف کرده‌اند، که پس از نبرد خیر و شر به وقوع خواهد پیوست و در آن اسرائیل پیروز خواهد شد. اسنیها آخرالزمان خود را اینگونه میدانستند که طی هفت جنگ با سپاه شر خواهند جنگید و هم اکنون شش جنگ از این انجام شده و فقط جنگ پایانی مانده است.۲۲۱
آنها در ابتدا، فعالیتهای سیاسی نداشتند بلکه ادعا داشتند که در برابر ارادهی خداوند باید تسلیم شد. اسنیان در دورهی معبددوم و تقریباً در دورهی ظهور مکابیان به همراه دو فرقهی دیگر یهود، یعنی فریسیان و صدوقیان، پدیدار شدند آنها معتقد بودند که طرفداران فرهنگ یونانیمآب و صدوقیان دنیاپرست، از قانون الهی تخطی نموده‌اند.۲۲۲
یوسفوس بیان میکند که مهمترین مشخصهی اسنیان، زندگی و ثروت مشترکشان بود. لذا در میان آنان افراد ثروتمند وجود نداشت، بلکه همگی در یک سطح و به طور مشترک از امکانات و اموال بهره میبردند. خرید و فروش در میان آنان مرسوم نبود و همچنین آنان با نظام بردهداری مخالف بودند.
از دیگر آداب آنان پرهیز از تدهین بود که آن را آلوده کردن خود میپنداشتند. آنان به طهارت بدن بسیار اهمیت میدادند، و لباس سفید را نیز معمولاً به جهت پاکی آن میپوشیدند. شاید به همین سبب باشد که برخی آنان را مغتسلون (غسل کنندگان) خواندهاند.۲۲۳ آنها معتقد بودند که در عصر خشونت زندگی میکنند. لذا از زنان و غیریهویان و گروههای دیگر یهودی دوری میکردند (که همهی اینها منبع آلودگی به گناه هستند).۲۲۴
اسنیها معتقد بودند که کاهنانشان از نسل صدوق، یعنی کاهنان واقعی و شرعی هستند. آنها به معبد اورشلیم اعتراض کردند که کاهنانش از نسل صدوق نیست و آداب و آیین معبد در راستای صحیح و طبق شریعت خالص و پاک اجرا نمیشود. بنابراین، این گروه، خودشان را جانشین معبد میدانستند.۲۲۵
در زمان هرود کبیر (ق.م۳۷-۴.ق.م) اسنیان از آزادی بیشتری برخوردار شدند و به احتمال، در این دوران، دوباره به اورشلیم بازگشتند. توجه هرود به اسنیان،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید