دانلود پایان نامه

فریسیان روش میانه را برگزیدند، هم به ارادهی آزاد انسان اعتقاد داشتند و هم به قدرت تقدیر و بنا به گفتهی تورات شفاهی، به جاودانگی روح و رستاخیز معتقد بودند. اما ظاهراً در اعتقاد به رستاخیز و جاودانگی روح با اسنیها اختلاف داشتند.۲۵۶
از مناظرات بین صدوقیان و فریسیان مشهود است که موضوع مناظره، مسائل فلسفی و الاهیاتی بوده است. همچنین این دو گروه، در امور سیاسی نیز با همدیگر درگیر بودند. بعد از توهین یکی از فریسیان به یوحنا هیرکانوس، او به صدوقیان وفادار شد و آنها را حمایت کرد و تعداد زیادی از فریسیان را تبعید کرد.۲۵۷ در زمان یانائوس، پسر هیرکانوس، بیتوجهی وی به دین به عنوان کاهن اعظم، بخصوص در جشن خیمهها که در معبد این جشن را به رسم صدوقیان انجام داد، منجر به خشم شدید فریسیان و در نتیجه شورش بزرگی شد که حدود شش سال به طول انجامید. سرانجام یانائوس مجبور شد با دشمنان داخلی صلح کند ولی فریسیان به چیزی جز مرگ او راضی نمیشدند. خشم این افراد کورشان کرده بود و فرصتی که یانائوس به آنها داد تا به اصلاحات دینشان بپردازند را از دست دادند. عدهای از فریسیان افراطی، از سوریه بر ضد یانائوس درخواست کمک کردند. دمتریوس سوم، از دعوت فریسیان بسیار خرسند شد. وی با ارتش عظیمی به یهودیه حمله کرد و چنانکه، پیشبینی شده بود یانائوس شکست خورد. این مصیبت استقلال سیاسی یهودیه را متزلزل کرد. ولی در این میان، عدهای از مردم به خاطر احساسات ملیگرایانهی خود حاضر نشدند بخاطر تفاوت عقیده با یانائوس و صدوقیان، کشورشان را به دست سوریها بدهند. لذا، از پادشاه شکست خورده حمایت کردند و دوباره او را به تخت پادشاهی نشاندند. یانائوس، بعد از این واقعه، فریسیانی که بر ضد او شورش کرده بودند را مجازات کرد و سران آنها را از کشور تبعید کرد. وی عقاید فریسیان را در کشور بیاعتبار اعلام کرد. او در هنگام مرگ، به همسرش سالومه توصیه کرد با فریسیان از در دوستی درآید. سالومه به فریسیان آزادی داد. آنها در ابتدا تمام مخالفان خود به خصوص طرفداران یانائوس را قتل عام کردند. در این دوره، فریسیان دارای قدرت زیادی بودند ولی بعد از سالومه، پسرش آریستوبولوس، همچون پدرش، مخالف سرسخت فریسیان بود.۲۵۸
فریسیان که تعدادشان در زمان هرود کبیر (۳۷ق.م-۶م)، به ۶۰۰۰ نفر میرسید، بیشتر عوام مردم را شامل میشدند. ولی صدوقیان فقط اشراف و ثروتمندان بودند. بنا به گفتهی یوسفوس، فریسیان از اواخر قرن دوم ق.م، دارای قدرت بودند. اسنیها که تعدادشان ۴۰۰۰ نفر بود، اصلاً در سیاست دخالتی نداشتند. یوسفوس ادعا میکند که فریسیان به زنان دربار هرود نفوذ خاصی داشتند.۲۵۹
فریسیان در زمان یوحنا هیرکانوس (۳۷-۱۰۴ق.م) و سالومه (۶۷-۷۶ق.م) و هرود کبیر (۴-۳۷ق.م) و در سال اول شورش (۶۶-۶۷م)، حزب سیاسی بودند. در مقابل، صدوقیان فقط یک بار قدرت سیاسی داشتند آن هم زمانی بود که یوحنا هیرکانوس به صدوقیان پیوست و فریسیان را تبعید کرد. ولی اسنیها هرگز وارد سیاست نشدند.۲۶۰
عموم مردم طرفدار فریسیان بودند و همهی نیایشها و مناسک دینی طبق نظر و تشریح آنها اجرا میشد. صدوقیان که تنها از طرف اشخاص والا مقام حمایت میشدند، طبقهی ثروتمند و اشراف سالاری بودند که مجبور بودند در انجام مناسک دینی از فریسیان تبعیت کنند و همین مطیع بودن صدوقیان از فریسیان، باعث کاهش اقتدارشان در بین مردم میشد.۲۶۱
یوسفوس یک نکتهی مهم دربارهی دو گروه صدوقیان و فریسیان ذکر میکند و آن اینکه؛ اختلاف جدی صدوقیان و فریسیان، طرز تفکر آنها نسبت به دنیای خارج نبود، بلکه مربوط به طرز تفکر آنها در بارهی خود تورات بود. صدوقیان تنها قوانین مکتوب شده در پنج سفر تورات را که تورات مکتوب خوانده میشد، قبول داشتند. آنها به قوانین و مقرراتی که توسط یهودیان اجرا میشد، اما در تورات ثبت نشده بود، اعتقاد نداشتند. صدوقیان با تفاسیر عزرا و اعضاء مجمع کبیر و همچنین فریسیان، مخالف بودند. این تفاسیر “تورات شفاهی” نام دارد و تورات مکتوب را تشریح کرده و دستوراتش را قابل فهم و اجرا ساخته است. به سبب همین تفاسیر، فریسیان نکات دینی زیادی را متحمل شده بودند. تورات شفاهی شامل بسیاری از آداب و رسوم است که در تورات مکتوب ثبت نیست. ولی صدوقیان از پذیرش هر گونه تفسیر و تأویل خودداری میکردند. آنها معتقد بودند که فقط قوانین و دستورات مندرج در توراتِ مکتوب است که باید اجرا گردد.۲۶۲
به لحاظ فلسفی، صدوقیان، رستاخیز پس از مرگ را با این برهان که در کتاب مقدس اشارهای به این مبحث نشده، انکار میکردند و این در حالی بود که فریسیان آن را قبول داشتند. این مطلب هم در انجیل متی (۲۲:۲۲-۲۳) و هم در اعمال رسولان ( باب۲۳)، ذکر شده است. رسالهی اعمال، همچنین، بیان میکند که صدوقیان به هیچ فرشته یا روحی اعتقاد نداشتند. البته شاید این اعتقاد آنها به این دلیل بود که موجودات ملکوتی مستقیم با مردم در ارتباط نبودند. ولی پولس ادعا کرده که ارتباط مستقیم با فرشتگان داشته است.۲۶۳
فریسیان، معیار زندگی را ساده میگرفتند و با تجملات میانهای نداشتند. آنها صرفاً بر اساس اعتقاداتشان که برگرفته از تورات مکتوب و شفاهی بود، عمل میکردند و برای مراعات این اعتقادات اهمیت زیادی قائل بودند. آنان به مشایخ خود احترام میگذاشتند و برای مخالفت با دستورهای ایشان، جرأت و گستاخی نداشتند.
طبق کتاب مقدس، فریسیان گروه مقتدر جامعهی یهودی بودند. منبع قدرت آنها کنترل نهادها و نظام‌های اورشلیم و همچنین در پارسایی ظاهری و علمشان بود. آنها به بخاطر اینکه شارحان معتمد شریعت یهود بودند بر مسند موسی نشستند هر چند خودشان به موعظههایشان عمل نمیکردند. آنها با تفسیر و تشریح شریعت، راه کاتبان عصر عزرا را ادامه میدادند.۲۶۴
با این حال نباید از این مسأله غافل شد که در برهههایی از تاریخ، آنان دچار افت شدید اخلاقی شدند. در تلمود به گناهان آزار دهنده‏ی فریسیان اعتراف شده و در این میان، تظاهر به دینداری، فروتنی دروغین و پرهیزکاری بیش از اندازه، مورد تأکید قرار گرفته است.
در اناجیل به خصوص اناجیل چهارگانه، سیمایی منفی‏از فریسیان ترسیم شده است و عیسی مسیح از مردم میخواهد که هیچ گاه از اعمال فریسیان سرمشق نگیرند، زیرا هرگز خود به تعالیمی که میدهند، عمل نمیکنند.
آنگاه عیسی آن جماعت و شاگردان خود را خطاب کرده گفت:
کاتبان و فریسیان بر کرسی موسی نشسته‌اند. پس آنچه به شما گویند نگاه دارید و بجا آورید لیکن مثل اعمال ایشان مکنید زیرا میگویند و نمی‌کنند (متی۱:۲۳-۳).
حضرت مسیح بارها آنان را به خاطر ریاکاری‏شان مورد توبیخ و بازخواست قرار می‏داد. نمونه‏ای از این توبیخها را در باب۲۳انجیل متی می‏توان یافت که آن حضرت بارها این گروه را ریاکار و فریبکار می‏خواند:
وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که درِ ملکوت آسمان را به روی مردم می‏بندید، زیرا خود داخل نمی‏شوید و داخل شوندگان را از دخول مانع می‏شوید. وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار… وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار…
در جهان امروزی نیز، عنوان فریسی به معنای ریاکار رایج است، و اگر به یک یهودی گفته شود “شما یک فریسی واقعی هستید”، این سخن را توهین میدانند. ولی در مورد صحت ادعای ریاکاری فریسیان، در بین محققان اخیر، اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که قضاوت دربارهی ریا، که وابسته به آگاهی از فکر و قلب انسانهاست آنهم انسانهایی که دو هزار سال پیش زندگی میکردند، دشوار است.۲۶۵
در اناجیل آمده، فریسیان به مقام مسیحایی عیسی شک داشتند. مهمترین مشکل آنها این بود که یاران عیسی، شریعت موسی را انجام نمیدهند. موضوع اصلی این بحث شرعی، روز سبت بود که عیسی و یارانش آن را رعایت نمیکردند. و عیسی در این روز به معالجهی بیماران و کشاورزی و … میپرداخت.۲۶۶
مهمترین و برجستهترین فریسی این دوره، هیلل (متوفی ۹یا ۱۰م) بود. او در میان آموزگاران غیرروحانی شریعت، مشخصترین و قدیمیترین چهره بود. به او لقب “ربّان” یا “استاد” داده بودند. اما تاریخ زندگی وی در هالهای از افسانه پوشیده شده است. او در سال ۷۵ق.م، در بابل به دنیا آمد، در جوانی به فلسطین مهاجرت کرد و به مدارس فریسیان راه یافت و با تعالیم آنان آشنا شد و سرانجام به جمع روحانیان فریسی درآمد. مشهور است که هیلل، هنگام آمدن به فلسطین بسیار فقیر بود و برای امرار معاش زندگی، مجبور بود کارگری کند. بر اساس افسانههای یهودی، او تمام زبانها، اعم از زبانحیوانات اهلی و وحشی و حتی زبان کوه و دریا و درهها را میدانست. در هر حال، او برجستهترین معلم تورات زمان خود بود. گفتهاند که برای زندگی سه اصل را پیشنهاد کرد که عبارت بودند از: “بشر دوستی”، “صلحجویی” و “عشق به شریعت و آشنایی با آن”.۲۶۷
هیلل برای تفسیر شریعت، هفت قاعده وضع کرد. وی نسبت به مسائل شرعی، تفسیر همراه با ملایمتی داشت. او سرانجام در سال ۳۰ق.م، از طرف هرود به ریاست سنهدرین منتخب شد. شورای سنهدرین، مقام شامخ دوم را به شِمای، ربی محافظهکار داد. این شخص طرفدار تفسیر محدود و جدیتر از شریعت بود و از اجرای تحتالفظی تورات حمایت میکرد. این تقسیم، سران روحانی را که به گروههای محافظهکار و آزادمنش که از یک قرن پیش، یعنی از زمان تشکیل شورای سنهدرین، مرسوم شده بود، اکنون به جمع سران فریسی راه داد.۲۶۸
نقش بسیار مهم شاگرد مکتب هیلل، یوحنا بن زکای، در محاصرهی معبد (۷۰-۶۶م) باعث ماندگاری و حفظ یهودیت شد. بدین ترتیب که یوحنابن زکای در محاصرهی معبد، نقشهای طراحی کرد تا بدین وسیله از دروازههای شهر خارج گردد. قنائیم و جنگجویان یهودی دروازهی اورشلیم را بسته بودند و به کسی اجازهی رفت و آمد نمیدادند. یوحنا خود را به مرگ زد و همراه شاگردان خود از شهر خارج شد و نزد وسپاسیوس (فرماندهی جنگ رومی) رفت و او را امپراطور خطاب کرد. وی با پیشگویی که کرد اجازه یافت به یونه برود و مکتب درس در آنجا بنا کند. پس از ویرانی معبد همین مکتب موجب بقای یهودیت شد. پس از سقوط اورشلیم و نابودی جامعهی یهودی در ۷۰ م، برای به دست آوردن استقلال نسبی، توسعهی مجدد آموزههای تورات نقش اساسی داشت. در این دوره، معلمان فریسی که طی قرون گذشته تأثیر زیادی در یهودیت داشتند، رؤسای یگانه مردم شدند. بنابراین، اوضاع سیاسی جامعه در افزایش قدرت فریسیان و بهبود و ترقی در مطالعات و تحقیقات ربیها نقش بسزایی ایفا کرد.۲۶۹
پس از آن، گرچه نام فریسیان، به دلیل نبود فرقهی مهم دیگر، چندان به کار نمیرفت، کاهنان و روحانیان یهود، سنت آنان را ادامه دادند. آنان که به تنائیم و سپس آمورائیم شهرت یافتند، در طی چند نسل، از اواسط سدهی نخست میلادی تا اواخر سدهی پنج میلادی، دو مجموعهی عظیم میشنا و گماراهای

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید