دانلود پایان نامه

بابلی و فلسطینی را که به تلمود بابلی و فلسطینی معروف شدند، تدوین کردند.۲۷۰
با نابودی معبد دوم در سال ۷۰م. در حقیقت فریسیان، تنها فرقهی مهم و سرنوشتساز یهودی بودند که بر جای ماندند. در واقع، همهی یهودیان بعدی، از فریسیان بودند هر چند قرنها بعد، گروههایی چون قرائیم راه خود را تا حدی از ایشان جدا کردند.
فریسیان در قرون اخیر نیز همچنان به حیات خود ادامه میدهند. آنان از نظر شیوهی عبادت و برخی مسائل دینی و فرهنگی به دو دسته تقسیم می‏شوند: اشکنازی و سفارادی.
گروه نخست (شامل۸۰ درصد کل یهودیان جهان) بر یهودیان اروپا و به ویژه آلمان و گروه دوم بر اعقاب یهودیان اسپانیا که از این کشور رانده شده و به کشورهای مختلف رفته‏اند، اطلاق می‏شود.

۳-۳: مسیحاگرایی در دوران مکابیان
هنگامی که ملل روزگار باستان، دوران طلائی تاریخ خود را در گذشتههای تاریک و بسیار دور قرار میدادند، یهودیان آن را به آینده محول میکردند. انبیای بنیاسرائیل به کرات به “روزهای آخر” که هنوز فرا نرسیده است، اشاره کردهاند. این امید به یک آیندهی نورانی و مشحون از سعادت در دل عامهی مردم، سخت جایگزین شد، و با گذشت زمان، نه فقط شدت پیدا کرد، بلکه رؤیاهای شگفتانگیزی را نیز، که در جهان آینده تحقق خواهد یافت، دربرگرفت. این آیندهی درخشان و باشکوه دربارهی مسیح، که از جانب خداوند مأموریت خواهد داشت تا این دوران تازه و پر از شگفتیها را آغاز کند، تمرکز خواهد یافت.۲۷۱
ماشیح۲۷۲ از ریشهی مشح یعنی “پاک کردن با روغن مقدس” مشتق شده است. یهودیان مانند اقوام و ملل باستان، پیش از نصب پادشاه و کاهن به سر آنها روغن میمالیدند تا نشانهی موقعیت جدید آنها و نیز علامت آن باشد که روح الهی در آنها حلول کرده است. در چارچوب یهودیت حلولگرا، قلمرو مفهومی واژهی “ماشیح” رفته رفته گسترش یافت و معانی گوناگونی پیدا کرد. کلمهی ماشیح، تمام پادشاهان و پیامبران قوم یهود و همچنین کوروش، پادشاه ایرانی و یا هرکس که خداوند او را مأمور انجام کار خاصی میکرد، در برگرفت.۲۷۳
کلمهی ماشیح در نهایت معنی خاصی یافت و اشاره به کسی داشت که از سوی خداوند فرستاده شده و قداست خاصی دارد، انسانی آسمانی و موجودی معجزهگر، که خداوند قبل از خلقت جهان، وی را آفرید و او در آسمان میماند تا زمان فرستادن وی فرا برسد.۲۷۴
یهودیان اولیه معتقد بودند، مسیح پادشاهی تدهین شده، عطیهی الهی و از نسل داوود است که خداوند او را برای شکستن یوغ کافران و همچنین حکومت بریهودیان خواهد فرستاد.۲۷۵چنانکه در کتب مقدس آمده، “و نهالی از تنهی یسَی بیرون آمده شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت” (اشعیا ۱:۱۱). در نهایت مسیحای تدهین شدهی یهوه، کسی است که روح یهوه بر او قرار میگیرد و با کسب فضیلت تمام خصلتهای لازم یک شاه آرمانی در او حاضر میشود: “و روح یَهُوَه بر او قرار خواهد گرفت یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و قو‌ّت و روح معرفت و ترس یَهُوَه” (اشعیا ۱۱: ۲).
مسیحا، تمام یهودیان آواره و در تبعید را به اورشلیم باز خواهد گرداند. این انتظار در محدودهی جهان حاضر بود و صرفاً به سوی آیندهای بهتر و درخشان برای قوم هدایت میشد.۲۷۶
از آنجا که پادشاهی داوود رفاه و آرامش و تثبیت را برای یهودیان به ارمغان آورده بود، یک باور عمومی این بود که ثبات و رفاه و آرامش در میان قوم برگزیدهی خداوند میبایست تا ابد پایدار بماند. این اعتقاد آنگونه قطعی بود که داوود نیز این اعتقاد را به پسرش سلیمان مژده داد:
و تا آنکه یهوه کلامی را که دربارهی من فرموده و گفته است برقرار دارد که اگر پسران تو راه خویشرا حفظ نموده‌، به تمام دل و به تمامی جان خود در حضور من به راستی سلوک نمایند، یقین که از تو کسی که بر کرسی اسرائیل بنشیند مفقود نخواهد شد (اول پادشاهان۴:۲).
تا آنجا که عصر پادشاهی داوود را میتوان دوران شکوفایی و اقتدار آرمان مسیحایی در اذهان قوم یهود دانست.۲۷۷
با اینکه داوود، آمدن مسیحا را مژده داده بود ولی از آنجاییکه قوم یهود در طول تاریخ، وقتی در رفاه و آسایش بودند دستورات تورات برای آنها بیاهمیت میشد. با گذشت زمان مسیحاباوری نیز، کم رنگ شد. اصل اساسی پیغام انبیای این قوم، امید به آیندهی برتر و آمدن مسیحا بود. ولی قوم به سخنان انبیا، گوش فرا نمیدادند. مردم جانب رهبران سیاسیشان را میگرفتند و سیاست استعمارطلبانهی آنها را تأیید میکردند، ولی به رهبران دینیشان اهمیتی نمیدادند. اما با نابودی معبد در ۵۸۶ق.م، قوم به شدت مضطرب شد. این تبعید باعث تغییرات مهمی در شخصیت و تفکر قوم گردید. آنها در تبعید، تحت تأثیر عقاید ایرانیان و بابلیان قرار گرفتند و برای تسلی خودشان، به سخنان پیامبرانشان گوش فرا دادند و ایمان به آمدن مسیح، جزو اصول دین آنها شد. چنانکه گفتهاند: “من با ایمان کامل به آمدن مسیح باور دارم، اگرچه او ممکن است درنگ کند اما من هر روز امید به آمدنش دارم”. امید مسیحایی در کتابهای حجی و زکریا که مربوط به دورهی اسارت بابلی است، برجستهتر است.۲۷۸
پس از تبعید، در همهی ادوار حیات یهودیان، اعتقاد به ظهور مسیحا و انتظار آن، به هنگام بدبختی و اسارت و ظلم و جور، افزونتر میشد. تبعید چنان تأثیری بر یهودیان گذاشته بود که آنها تنها خدا را منجی خود از آن آوارگی و تبعید میدانستند. دانشمندان یهود این نکته را به مردم یادآور میشدند که پیش از ظهور مسیح، آشفتگی و فساد در جهان به اوج خود خواهد رسید، مشکلات و سختیهای زندگی تقریباً غیر قابل تحمل خواهد شد. وقتی ظلم و تعدی دولتی فاتح که ملت اسرائیل را به زیر سلطه و یوغ خود میکشاند، یهودیان از روی عادت به پیشگوییهای کتاب مقدس در خصوص ظهور منجی و موعود آخرالزمان رجوع مینمودند. تا در روزهای پر از درد و رنج، در برابر دشوارترین سختیها و مشکلات تاب بیاورند و نگذارند رنج و درد و یأس و ناامیدی بر آنان مستولی شود.۲۷۹
بنابراین، اعتقاد به قوم برگزیدهی خداوند بودن، آنان را از هرگونه زجر و درد و آوارگی و ذلت میرهانید. در سفر پیدایش دست کم سه بار خداوند با ابراهیم از عهد خود سخن به میان میآورد. که این عهد بر دو موضوع مهم اشاره دارد:
اول افزایش شمار قوم بنیاسرائیل به تعداد ستارگان آسمان (پیدایش۵:۱۵). دوم وعدهی بخشش سرزمین کنعان به قوم اسرائیل (پیدایش۱۸:۱۵).
در واقع، با این وعدههای خداوند، مفهوم انتظار، برای رسیدن به آیندهی درخشان و روزگار سربلندی و عزت در اعتقاد و افکار یهودیان، شکل واقعی به خود گرفت. تا آنجا که امید به آیندهی نورانی و سرشار از سعادت در دل آنها روز به روز شدت گرفت. این مفهوم انتظار، خود منجر به اعتقاد راسخی به ظهور “منجی” و “ماشیح” (مسیحا) در پایان جهان شد.
اما آیا این امید به مسیحا، همیشه در بین قوم یهود زنده ماند؟ با گذشت زمان، آرمان مسیحایی فرو نمرد، بلکه در ژرفای جان یهودیان ریشه کرد و به رشد و بالندگی خود ادامه داد و در بسیاری از دورههای رنج و سختی قوم، آرامش و تسکین آنان را فراهم کرد. با ناپدید شدن پیامبران، در طی اواخر قرن اول قبل از میلاد مسیح، و مخصوصاً درقرن اول میلادی، قاطعانه از امید مسیحایی در کتب آپوکریفا، طومارهای قمران، آثار یوسفوس و اناجیل چهارگانه، سخن به میان آمده است.۲۸۰
در بخش نخستین دورهی معبد دوم، از کوروش تا اسکندر، دورهای است که کتاب مقدس عبری به یونانی ترجمه شد. به احتمال خیلی زیاد، همین ترجمه (هفتادین) مدرک بسیار مهمی برای مسیحاباوری یهودی بود. آن عصر، متمرکز بر موضوعات مسیحای سلطنتی و بالقوه، مخصوصاً در تصویر موسی و یوشع جلوه میکرد که در کتابهای پادشاهان، اسفار پنچگانه، کتاب یوشع و تواریخ آمده است. از ترجمه و تفاسیر کتاب مقدس در دورهی پارسی چنین برمیآید که قوم در این دوره، اعتقاد به پادشاهی خدا داشتند و هیچ اشارهای به پادشاهی مسیحای بشری نکردهاند.۲۸۱
یکی از مورخان یهودی به نام وونگال۲۸۲معتقد است:
امید به آمدن خدا، در ابتدا، از زمان تبعید به وجود آمد. پادشاهی خدایی یهود، زمینی نبود. بعد از تبعید، امید به پادشاهی خدا بسط و تشدید یافت که در صهیونیسم حکومت به پا خواهد کرد. برخی در اورشلیم، به پادشاهی خدا، امید مسیحایی را نیز افزودند.۲۸۳
علاوه بر کتاب مقدس و سنت مکتوب، سنت شفاهی نیز به ظهور مسیح و عصر ماشیح و مأموریت او پرداخته است. اعتقاد عموم یهودیان بر آنست که ظهور ماشیح و فعالیتهای او در راه بهبود وضع جهان و تأمین سعادت بشر، قسمتی از طرح خداوند از آغاز آفرینش جهان بوده است و پیش از آنکه عالم هستی به وجود آید، هفت چیز آفریده شده بود: “تورات، توبه، باغ عدن (بهشت)، جهنم، اورنگ جلال الهی، بیتالمقدس و نهایتاً ماشیح” (پساحیم،۵۴ الف).۲۸۴
مفهوم امید به آمدن مسیحا، با گذشت زمان بسط یافت. در دورهی معبد دوم، از پادشاهی مسیحا به قوم برگزیده، به پادشاهی به کل جهانیان توسعه یافت، که تحت پادشاهی اسرائیل، دشمنان اسرائیل نابود شده و تمام جهانیان، متحد و یکپارچه خواهند شد. مسیح، به تمام جهان اعم از حیوانات، آسمان و زمین و حتی مخلوقاتی که نیست و نابود شدهاند، حکمرانی خواهد کرد.۲۸۵
مهمترین عقیدهی سیاسی در اندیشهی مسیحایی در دورهی معبد دوم، گسترش قوم برگزیدهی خدا در سراسر جهان بود. بعد از سقوط پادشاهی غیر یهودی، خداوند خودش پادشاهی را به عهده خواهد گرفت. قدرت جهانی اسرائیل، قدرتهای کوچک را در خود خواهد بلعید. با این تفکر، یک عقیدهی جهانی شکل خواهد گرفت که به صورت یکپارچه، کل جهانیان را دربرمیگیرد. این عقیده، یک اصل و بسط دینی بود که انتظار دورهی مبارک و میمونی را نوید میداد.۲۸۶
با وجود نقاط اصلی مشترک بین امید مسیحای اولیه و مسیحای دورهی معبد دوم، مفهوم مسیحایی، در این دوره، گسترده شد. ابتکار و تخیل دینی، جایگزین تحقیق عالمانه در نوشتههای پیامبران شد که جزئیات مسیحایی را در آینده به تصویر کشیده بودند. آموزهی مسیحا در این دوره، طبق نظر شخصی دانشمندان تورات، تغییر مییافت واز منطقهای به منطقهی دیگر، مدام جزئیات این آموزه در حال تغییر بود.۲۸۷
در دورهی معبد دوم، متتیا در لحظات پایانی عمرش به پسرانش، از بزرگان و غیوران یهود از جمله فینحاس و داوود گفت. فینحاس به خاطر غیرتش، پیمان کهانت ابدی یافت و داوود بهخاطر امانتش، قرنها وارث تخت پادشاهی شد. آنها منجیان یهود در زمان خودشان بودند. این سخنان متتیا نشان از یک امید مسیحایی در بین قوم میداد.۲۸۸
یهودای مکابی در اول مکابیان (۲۱:۹؛ ۳: ۳-۹)، ناجی قوم اسرائیل معرفی شده است. ولی قوم، یهودا را مسیحا نمیدانست. در واقع، امید مسیحایی، چنان اصالت و تعریفی روشن در کتاب مقدس داشت و از نسلی به نسل دیگر بدون تغییر انتقال داده شده بود، و به گونهای در مسیحای شخصی،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید