دانلود پایان نامه

ت حکومت بطلمیوس مصری و سپس سلوکی سوریهای. و طی این مدت، بدیهی است که یونان بر اندیشه و زندگی یهودیان تأثیر گذاشته باشد. در توسعهی این فرهنگ، اشراف ثروتمند یهودی از جمله یوسف پسر طوبیا۵۲ و پسرش هیرکانوس۵۳ نقش زیادی داشتند. ظاهراً این افراد، در درجهی اول جذب ظواهر یونانیمآبیشده بودند تا اصلِ فرهنگ و دین آن. این افراد را که طرفدار فرهنگ یونانی بودند، در اصطلاح هلنیست (یونانیمآب) مینامند.۵۴ در مقابل این گروه، اکثر یهودیان ساکن یهودیه سعی میکردند در مقابل یونانیمآبی مقاومت نمایند و به آن گروه گرویده نشوند. معبد بیتالمقدس، کنیسهها و مدارس تورات، الهام بخش آنها در این مبارزه بود، به این افراد نیز حسیدیم گفته میشد. حسیدیم (مؤمنان) با این پیمانکه از نوشیدن شراب تا مدت معینی پرهیز کنند، به وجود آمدند (۳۰۰ق.م). اما بعد، بنا بر مقتضیات روانی ناشی از جنگ، در پیرایشگری، راه افراط را پیمودند و از کلیه لذات بدنی و جسمانی که آنها را با تسلیم شدن در مقابل یونانیها که آنها را با شیطان برابر میدانستند، پرهیز کردند. یونانیها، حسیدیم را برابر مرتاضان هند میدانستند که در تسخیر هند با آنها مواجه شده بودند. حتی یهودیان معمولی، حسیدیم را تقبیح میکردند و دنبال راه میانهروتری بودند.۵۵
واژهی یونانیمآبی برای نشان دادن هر چه بیشتر تأثیر سنت فرهنگی و تمدن یونانی بر یهودیه، پارس، روم، کارتاژ، هند و نیز مناطق دیگری که هرگز تحت سیطرهی اسکندر نبودند ولی، تأثیر فرهنگ آن را گرفته بودند، میشد.۵۶
اختلاف میان یونانیها ـکه مردم آنها را هلنیها نیز میخواندندـ و یهودیان، در این دوره روزافزون بود.چنانکه اعمال رسولان (۱:۶)،۵۷به اختلاف میان عبرانیان ویونانیمآبها اشاره میکند، این متن اختلاف میان یهودیانی را که به زبان یونانی و عبری در کنیسهها عبادت میکردند، نشان میدهد.
فرهنگ یونانی، تمدن با قدرتی بود که در تمام جوانب زندگی گسترش یافته بود که به شکل یک سازمان منسجم عدالتی و دولتی، مدارس هنر و آموزش عمومی، بازرگانی و صنعت، آداب و رسوم روزانه، شیوهی لباس پوشیدن و در نهایت مجموعهای از نشانههای روح یونانی در کل هستی، خود را نمایان کرد.۵۸
چنانکه مشهور است، اسکندر کبیر بازیهای جالبی به روش یونانی برپا میکرد. تمام این مطالب و نیز داستان فتوحات وی در کتاب مکابیان، که جزو کتابهای آپوکریفا یا غیرقانونی هستند، آمده است.۵۹ مسابقات و جشنهای دورهای، ارتباط نزدیکی با فرقههای دینی داشت. در حول همین مسابقات، کاملاً آداب و رسوم یونانی نمایان بود.۶۰
در دورهی یونانیـرومی، قلمرو یهودی، توسط سرزمینهای غیر یهودی تسخیر شده بود. هدف اسکندر کبیر و جانشینانش، توسعه و گسترش فرهنگ یونانی در سراسر سرزمینهای تحت سلطهشان بود. ولی، مسئله اینجاست که آیا یهودیان خودشان را با تمام جوانب فرهنگ یونانی وفق دادند یا خیر؟ قوم یهود قبل از یونان، طی قرنها با فرهنگهای آشوریان، بابلیان و ایرانیان سازگار شده بودند.۶۱ آنها متفاوت از سایر مردمان خاور نزدیک بودند که بتوانند تمام جوانب فرهنگ یونانی را بپذیرند. بنابراین، به تنهایی در مقابل یونانیمآبی، که مخالف دین یهود بود، برخاستند. آیین چند خدایی که در فرهنگ یونانی رایج بود در میان عدهای از یهودیان، اصلاً قابل درک نبود. بنابراین، عالمان و بزرگان یهودی از پیشرفت این آیین، در داخل مرزهای یهودیه جلوگیری میکردند. ولی این فرهنگ، در مکانهایی که قبلاً در زمان اسکندر گسترش یافته بود، توانست، تأثیرش را بر تمام جوانب فرهنگ شرقی بومی بگذارد.
بنابراین، قبل از دورهی رومیان، شهرهای بزرگ در شرق و غرب یهودیه، یونانیمآب شده و فقط قشر پایین جامعه و روستاها از تأثیر این فرهنگ در امان مانده بودند. مناطق مرزی و همچنین غیر یهودی نشینِ یهودیه نیز تحت سلطهی این فرهنگ بیگانه واقع بودند. نفوذ فرهنگ بیگانه، به صورت کامل و آشکار، در عبادات دینی نمایان شده بود. فرقههای بومی، در بیشتر شهرها، مخصوصاً در شهرهای فینیقیه و یهودیه بیشتر جنبههای اصالتی خود را از دست داده و به اندازهی قابل توجهی با فرهنگ یونانی در آمیخته شده بودند.۶۲
ظاهراً تأثیر اندیشهی یونانی بر یهودیان با ترجمهی هفتادین کتاب مقدس۶۳ آغاز شده بود. پیشتر، تصور میشد که زبان سبعینیه نوعی زبان یونانیـیهودی است که برای غیر یهودیان قابل درک نیست. اما نوشتههای پاپیروس به جا مانده نشان میدهد که آن زبان مصریـیونانی است.۶۴
البته، در مورد ترجمهی هفتادین کتاب مقدس بین عدهای از مورخان اختلاف نظر وجود دارد. هاینسیوس۶۵معتقد است یهودیانی که به یونانی تکلم میکردند باعث به وجود آمدن ترجمهی یونانی کتاب مقدس شدند. ولی سالماسیوس۶۶ تکلم یهودیان به یونانی را انکار میکند. اما وجود چنین لهجهای در نسخهی یونانی کتاب مقدس تا اواسط قرن ۱۹ ام باقی بوده است. در آلمان نیز در قرن ۱۸ ام،هردر۶۷واژهی “یونانیمآب” را به کار برد و طرز تفکر یهودیان و سایر ساکنان مشرق زمین را که به یونانی تکلم میکردند را بیان کرد.۶۸
تأثیری که یونانیمآبی بر یهودیان ساکن یهودیه و هم یهودیان سایر مناطق گذاشت، شامل جایگزینی زبان یونانی با عبری و آرامی، پذیرش اسامی یونانی و ایجاد مراکز آموزش یونانی، رشد ادبیات و فلسفهی یونانی و در نهایت، انحراف دین یهود شد. در یهودیه، دستنوشتهها و آثار زیادی به زبان یونانی به جا مانده که نشانهی رواج این زبان در این منطقه بوده است.۶۹
اسامی مانند الکساندر۷۰، آنتیوخوس۷۱، تئودوسیوس و…۷۲ یونانی هستند که یهودیان حدود سه چهارم از این نوع اسامی را به فرزندان خود میگذاشتند. در یهودیه، اغلب سعی میکردند اسامی یونانی که تلفظ یا معنی عبری داشته باشد، انتخاب کنند.۷۳
مشهودترین تأثیر یونان در این دوره بر ادبیات یهودی بود. در یهودیه حتی بنسیرا که تا قبل از شورش مکابیان، مخالف یونانی مآبی بود، تحت تأثیر قرار گرفته و این تأثیر در کتابش به نام “حکمت بن سیرا” مشهود است. کتابهای یهودیت و طوبیت۷۴ نیز از این قاعده مستثنا نبودند. و حتی مورخان مصری و بابلی تاریخهایشان را به زبان یونانی مینوشتند.۷۵
در این دوره، معابد زیادی برای خدایان یونانی در شهرهای یهودیه ساخته شد. اشدود۷۶ در دورهی پیش از شورش مکابیان در معبد داگونِ۷۷ یهودیه پرستیده میشد که توسط یوناتان به کلی نابود شد. (اول مکابیان ۱۰ :۴۸).۷۸
همچنین واژهی آپولو۷۹ که بدون شک بر اثر نفوذ سلوکیان وارد یهودیه شده بود، نیای خدایان سلوکی بود. در برخی شهرهای دیگر مخصوصاً در فیلادلفیا۸۰ خرابههای معبد باقی مانده از دورهی رومی که گواه بر شکوه و عظمت عبادت خدایان یونانی است، میدهد.۸۱
در کتاب دوم مکابیان، از وجود معابد خدایانی سخن میگوید که توسط یهودا نابود شدند “پس یهودا رو به قرنائیم و آتارگایتون آورد که در آنجا ۲۵۰۰۰ تن را هلاک کرد” (۲۶:۱۲).(آتارگایتون معبد ایزد بانوی بزرگ آشوریان بود).۸۲
تأثیر جنبهی دینی یونانیمآبی در مناطق یهودی نشین، با شورش مکابیان خنثی شد. شورش مکابیان، بعد از دستور آنتیوخوس مبنی بر ریشه کن کردن دین یهود و دستور عبادت خدایان یونانی انجام گرفت.۸۳
بر اساس منابع به جا مانده از دوران مکابی، شورش مکابیان مستقیماً بر ضد عبادت مشرکین، و نه تحقیر آداب و رسوم یونانی صورت گرفت. مشخصهی اصلی سلسلهی حشمونائیان این بود که خود خاندان حشمونی شیفتهی این فرهنگ بودند و همهی آنها از جمله آریستوبولوس اول، مستقیماً از یونانیمآبی حمایت میکردند. چنانکه، پیوند دوستی یوناتان حشمونایی با اسپارت، نشانهی حسن ظن وی نسبت به فرهنگ یونانی بود. در مورد دیگر، الکساندریانوس مزدوران یونانی، برای ارتش استخدام کرد. در این زمان فرقهی فریسیان کاملاً مخالف فرهنگ یونانی، در مقابل صدوقیان، طرفدار سرسخت آن بودند. سایر فرقههای موجود نیز هیچ کدام مخالف یونانیمآبی، به سرسختی مخالفت فریسیان نبودند. وقتی تمام زوایای زندگی یهودیان، بعد از شورش مکابیان، بررسی شود میتوان یقین پیدا کرد که روح شورش مکابیان، قبل از دورهی رومیان، در میزان نفوذ یونانیمآبی به یهودیه دارای اهمیت فراوانی بوده است.۸۴
تأثیر یونانیمآبی در زمان هرود به اوج خود رسید. وی تئاتر و آمفیتئاترهایی ساخت که یهودیان در آنجا عریان با یونانیان کشتی میگرفتند. حتی آگریپای اول۸۵ که در منابع ربی معروف است، در بریتوس۸۶ آمفیتئاتری ساخت و خودش نیز در آن شرکت میکرد.۸۷از مطالب فوق، چنین میتوان نتیجه گرفت که فرهنگ یونانی به بیشتر جوانب زندگی یهودیان، تأثیر به سزایی گذاشت و رؤیای اسکندر کبیر در این سرزمین نیز به واقعیت مبدل شد.

فصل دوم :
دورهی حشمونائیان: ویژگیهای سیاسی، اجتماعی و دینی

۲-۱: مکابیان، از شورش تا انقراض
همانطور که در فصل پیش گفته شد، بعد از مرگ اسکندر کبیر، بهخاطر اینکه وی هیچ وارثی نداشت، سرزمین یهودیه، محل نزاع میان مقتدرترین فرماندهانش، یعنی بطلمیوس مصری و سلوکوس سوریهای، واقع شد. سرانجام، بعد از کشمکشهای فراوان، بطلمیوس، سلطهی یهودیه را به دست گرفت. علیرغم استقرار بطلمیوس در یهودیه نزدیک ۱۰۰ سال، آنها به لحاظ سیاسی همان سیاست سابق یهودیه را داشتند.
از دورهی نخست یونانی، اطلاعات بسیار کم و پراکنده که البته در مورد صحت و سقم آنها هم شک وجود دارد، به دست ما رسیده است. مهمترین منبع در رابطه با این دوره، که توسط باستان شناسان کشف شده، یادداشتهای زنون۸۸است. این یادداشتها، متعلق به شخصی به نام زنون است. وی در سال ۲۵۹ق.م به یهودیه رفت. نوشتههای او مربوط به جامعهی یهودیهی آن زمان، و مناطق اطراف آن است. یکی از کسانی که در این یادداشتها، میبینیم، شخصی به نام طوبیا، فرماندهی ارتش مستعمرات است. وی رهبر محلی یا شیخی مقتدر بود که حاکم بطلمیوس، به او مدیریت امور مالی و سیاسی خود را سپرده بود. طوبیا یهودی بود و از خانوادهای بود که طی قرون صاحب قدرت و ثروت بودند. اونیاس سوم که در زمان سلوکیان، مقام کهانت را به عهده گرفت، از نوادگان طوبیا بود.۸۹
در سال ۲۰۰ ق.م، آنتیوخوس سوم معروف به آنتیوخوس کبیر، رؤیای سلطنت بر یهودیه را که پیشینیانش، در حدود ۱۰۰ سال بود، در سر داشتند، به واقعیت مبدل کرد. وی توانست یهودیه را تحت سیطرهی خود درآورد. یهودیان، دروازههای اورشلیم را به روی او گشودند. آنتیوخوس، اخذ مالیات از یهودیان را برای مدتی متوقف کرد تا آنها بتوانند ویرانیهای شهر را مرمت کنند. وی قوم یهود را در اجرای شرایع دینی آزاد گذاشت.۹۰
بعد از مرگ آنتیوخوس کبیر، آنتیوخوس چهارم، درحدود سال ۱۷۵ق.م، به تخت قدرت نشست. ولی با روی کار آمدن وی، تغییرات انقلابی در سیاست یهودیه، به وجود آمد. وی برای اتحاد امپراطوریش تحت یک فرهنگ خاص،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید