دانلود پایان نامه

حداقل يكي از علايم مثبت پسيكوتيك است.
6ُ ـ ث ) اختلال پسيكوتيك مشترك : برخي از هذيان‌ها در دو شخص كه نزديك به هم هستند رخ مي‌دهد كه معمولا يكي از آنها كم هوش تر از ديگر بوده و به فرد بيمار متكي است.
7 ـ ث ) اختلال پسيكوتيك به علت وضع عمومي پزشكي : هذيان و توهم كه به سبب بيماري‌هاي جسماني ايجاد مي‌شود مانند صرع ناحيه گيجگاهي، فقدان ويتامين و مننژيت.
8 ـ ث ) اختلال پسيكوتيك به علت استفاده از مواد: علايم پسيكوز كه بر اثر سؤ استفاده از داروهاي روان گردان يا مواد ديگر مانند داروهاي توهم زا و كوكائين ايجاد مي‌شود.
9 ـ ث ) اختلالات پسيكوتيك غير از آنچه كه گفته شد : اين اختلالات را گاهي پسيكوز غير معمول مي‌گويند.
ج ) اختلالات خلق : داراي مشخصاتي است مانند اختلال افسردگي كه زندگي رواني بيمار را تحت الشعاع خود قرار مي‌دهد و سبب كاهش فعاليت‌هاي او مي‌شود.
1 ـ ج ) اختلالات دو قطبي : نوعي نابهنجاري خلقي است كه وجه مشخصه آن نوسانات شديد بين افسردگي و شنگولي و به تناوب بهبودي و عود كردن بيماري مي‌باشد.
2 ـ ج ) اختلالات افسردگي : اختلال افسردگي عمده شامل افسردگي بسيار شديد، عقب ماندگي ذهني و حركتي، نگراني، ناآرامي، گيجي، عصبيت، احساس گناه، فكر خودكشي كه تكرار مي‌شود.
چ ) اختلالات اضطرابي : حالتي است كه علامت مشخصه آن اضطراب شديد و مستمر است.
ح ) اختلالات شبه جسمي : علايم بارز اين نابهنجاري اشتغال ذهني فرد با بدن خود و ترس، بيماري است.
خ ) اختلالات ساختگي : فرد سعي مي‌كند عملا علايم رواني جسمي بيماري‌ها را تقليد كند تا ديگران او را بيمار تصور كنند.
د ) اختلالات تجزيه اي : صفت بارز آن تغيير ناگهاني و موقت در هوشياري يا هويت فرد است.
ذ ) اختلالات جنسي و هويت جنسي : از جمله اين اختلالات مي‌توان از عورت نمايي، شيئي تحريكي، مالش، بچه بازي، چشم چراني، ديگر آزاري جنسي و خود آزاري جنسي نام برد.
ر ) اختلالات در خوردن : علائم اصلي اين نابهنجاري اختلال در نحوه خوردن است.
ز ) اختلالات خواب : علائم اصلي اين نابهنجاري اختلال در خواب مي‌باشد . مانند دير به خواب رفتن، زياد خوابيدن، وحشتزدگي، حمله‌هاي به خواب رفتن در طي روز، اختلالات خوابيدن مربوط به تنفس، اختلال در ريتم خواب.
ژ ) اختلالات مربوط به مهار ( كنترل ) : اين گروه شامل تمام اختلالاتي است كه در آن فرد قادر به كنترل تكانهاي احساسي خود نيست مانند اختلال انفجاري متناوب ( پرخاشگري، وسواس دزدي، آتش زدايي ).
س ) اختلال در سازگاي : واكنش غيرانطباقي به فشاري كاملا روشن وقابل تعريف درزندگي.
ش ) اختلالات شخصيت : شامل آن دسته از نابهنجاري‌هاي رفتاري مي‌شوند كه عميقاً در طي سالهاي اول تكامل شخصيت در فرد ايجاد شده و معمولا در سنين نوجواني يا پايين تر قابل تشخيص هستند. انواع آن عبارتند از، 1 ـ اختلال شخصيت پارانويد 2 ـ اختلال شخصيت اسكيزويد 3 ـ اختلال شخصيت اسكيزو تايپال 4 ـ اختلال شخصيت وسواسي 5 ـ اختلال شخصيت هيستريانيك 6 ـ شخصيت دوري كزين 7 ـ اختلال شخصيت مرزي 8 ـ اختلال شخصيت خود شيفته 9 ـ اختلال شخصيت وابسته0 1. ـ اختلال شخصيت ضد اجتماعي 11 ـ اختلالات شخصيت كه به گونه اي ديگر مشخص نشده اند.
ص ) حالتهاي ديگري كه ممكن است مورد توجه باليني قرار گيرد : شامل حالتهاي است كه در آنها اختلال رواني موجود نيست، ولي مشكل مي‌تواند از لحاظ تشخيص و درمان مورد توجه باليني باشد.
1 ـ عوامل روانشناختي كه بر جسم تأثير منفي مي‌گذارد 2 ـ اختلالات حركتي كه درد ايجاد مي‌كند
3 ـ حالات ديگري كه ممكن است در حيطه مسائل باليني قرار گيرد. مانند رفتارهاي ضد اجتماعي كودك و نوجوان، كاركرد مرزي فعاليتهاي هوشي، بيمار نمايي، عدم همكاري در درمان، مشكل هويت، مشكلات شغلي و تحصيلي ( شاملو، 1383 ).
علاوه بر طبقه بندي DSM IV ، اختلالات رواني به چهار دسته كلي تقسيم مي‌شود عبارتند از :
1 ـ پسيكوز يا روان پريشي : بيماري است كه درك واقعيت در آن مختل شده و همراه باتوهم و هذيان است مانند بيماري اسكيزو فرنيا.
2 ـ نوروز ( روان نژندي ) : ادراك واقعيت وجود دارد، ولي تعارضهاي دروني شديد سبب ايجاد.اضطراب مي‌گردد. صورت ظاهري و علامتي در رفتارهاي وسواس فكري و عملي و فوبيا متجلي مي‌شود.
3 ـ بيماريهاي كنشي : كه شامل آنگونه از بيماريهاي رواني است كه هيچ نوع آسيب ساختاري و يا سبب شناسي ارگانيك در آنها وجود ندارد.
4 ـ بيماريهاي ارگانيك : بيماريهايي هستند كه عامل محققي سبب تغيير و آسيب به ساختار فيزيكي مغز مي‌گردد، كه معمولا به صورت نارسايي شناختي، دليريوم و يا عقب ماندگي ذهني ظاهر مي‌شود ( شاملو،1383 ).
اختلالات خلقي و تعريف آن :
رفتار نابهنجار از جمله مفاهيمي است كه تعريف آن سخت است. تعريف رفتار نابهنجار در رشته‌هاي مختلف دانشگاهي و در مؤسسات اجتماعي، طبي و حقوقي، متفاوت است ( دبليو، 1383 ).
اختلالات اوليه خلق ( كه حالت هيجاني كلي شخص را نشان مي‌دهد ) مشخصه اصلي اختلالات خلقي است ( دبليو، 1383 ).
اختلالات خلقي در تمام سنين كودكي روي مي‌دهند و با الگوهاي پردوام خلق آشفته، كاهش علاقه به فعاليت در بازي‌ها، ورزش، دوستي يا مدرسه و احساس كلي بي ارزش تظاهر مي‌كنند. اختلالات پايدار خلقي در كودكان در هر سني و در شرايط گوناگون متعدد ظاهر مي‌شود. دو ملاك اختلالات خلقي در كودكان و نوجوانان عبارتند از آشفتگي خلق، نظير افسردگي يا نشئه و
تحريك پذيري ( كاپلان و سادوك، 1382 ).
بارزترين علامت اختلالات خلق، تغييرات و اختلالات خلق است كه به شدت با خلق افراد سالم فرق دارد و به صورتهاي افسردگي و يا خوشحالي زياد از حد تظاهر مي‌كند. با آنكه اختلالات خلقي كمتر از اسكيزوفرنيا شايع است، اما تعداد بيماران مبتلا به آن كم نيست. از آمارهايي كه از پذيرش اين نوع بيماران را در تمام دنيا بدست آمده است،در مجموع حدود 5 درصد جنون افسردگي، جنون خلقي دو قطبي يا مانيك دپرسيو و جنون پيري داشته اند اما بسياري از آنها تحت هيچ نوع درماني قرار نمي گيرند ( شاملو، 1383 ).
در مجموع ميتوان گفت كه اختلالات خلقي،اختلالاتي كه مهمترين ويژگي انها،ناراحتي خلقي اوليه است،تعريف شده واختلالات افسردگي و اختلالات دوقطبي ( كه در آن نوسان خلق بين افسردگي عميق و هيجان زدگي شديد وشنگولي است ) دو نوع از اختلالات خلقي مي‌باشند ( دبليو،1383 ).
بر طبق DSM III اختلالات خلقي به معني ” هر گروه از حالات باليني كه با اختلال خلق ( حالت هيجاني دروني فرد ) فقدان احساس كنترل، احساس ذهني ناراحتي شديد مشخص است ” تعريف شده است ( كاپلان و سادوك، ص 383، 1374 ).
تعريفي ديگر از شاملو اختلالات خلقي به معني ” اختلال در خلق و خو و اختلال در تفكر و رفتارهاي حركتي كه با حالت عاطفي فرد در يك زمان معين، هماهنگي و همگوني دارد ” ( شاملو، ص 126، 1383 ).
به طور كلي تعاريف متعددي از اختلالات خلقي شده است كه در هر تعريف به تغييراتي كه در خلق فرد بوجود مي‌آيد،اشاره دارد.

تاريخچه بررسي اختلالات خلقي :
مردم ا ز بدو تاريخ بشريت، بيماري،جنون ورفتار نابهنجار داشته اند و معالجه و درمان خود را به شفا دهند گان واگذار كرده اند.سابقه طبقه بندي اختلالات خلقي به مصريان ويونانيان باستان ودو رشته زيست شناسي وپزشكي برمي گردد (دبليو،1383 ).
همچنين تاريخچه كوشش براي طبقه بندي اختلالات خلقي به يك قرن قبل از ميلاد مسيح بر مي‌گردد، يعني زماني كه پزشكان خلق افسرده و هيجان زده را در انسان تشخيص دادند. در قرن نوزدهم پزشكان فرانسوي براي روشن ساختن اين حالات، قدم‌هاي بيشتري برداشتند، آنها مشاهده كردند كه مي‌توان اين دو قطب مخالف احساس را در يك فرد دريافتند. در سال 1899 ميلادي كراپلين اصطلاح مانيك ـ دپرشيو را متداول كرد. يعني مانيا و افسردگي هر دو يك واحد بيماري را مي‌سازند كه در حقيقت، زير بناي ايجاد آنها عوامل و جريانات مشابهي است ( شاملو، 1383 ).
امروزه نيز اختلالات خلقي بر مبناي مدل پزشكي، طبقه بندي مي‌شوند. به طور كلي طبقه بندي اختلالات خلقي، كار دشواري است و علاوه بر انتقادهاي متخصصان بهداشت رواني انتقادهاي ساير اقشار جامعه را در پي داشته است. با اين حال، فوايد نظام طبقه بندي از ضررهايش بيشتر مي‌باشد ( دبليو، 1383 ).

طبقه بندي اختلالات خلقي :
اختلالات اوليه خلق ( كه حالت هيجاني كلي شخص را نشان مي‌دهد ) مشخصه اصلي اختلالات خلقي است. اختلال خلق، نشانه‌هاي شناختي، رفتاري و جسمي ( بدني ) دارد و مشكلات ميان فردي ايجاد مي‌كند. دو نوع اصلي اختلالات خلقي، اختلالات افسردگي و اختلالات دو قطبي هستند. افسردگي گاهي مثل اختلالات افسردگي، به تنهايي رخ مي‌دهد و گاهي مثل اختلال دو قطبي، جاي خود را به تناوب با مانيا ( يعني هيجان زدگي و خوش بيني غير واقع بينانه ) عوض مي‌كند. تقريباٌ 8/18 ميليون آمريكايي 18 تا 54 ساله يعني حدوداٌ 5/9 درصد اين گروه سني به اختلال خلقي دچار مي‌شوند(دبليو،1383).
اختلالات افسردگي :
گروهي ا زاختلالات خلقي هستند كه اشخاص مبتلا به آنها، افسردگي بدون مانيا دارند. اختلالات افسردگي شدت متفاوتي دارند ( دبليو، 1383 ).
حالت افسردگي بيماران داراي اختلالات افسردگي معمولا به صورت غمگيني، بيحالي، بي ميلي و بي علاقگي به مسائل زندگي ظهور مي‌كند. البته، حالات افسردگي و عدم علاقه به موضوع‌هاي زندگي، گاهي مداوم و گاهي هم متناوب است، بدين معني كه شخص، چند روز يا چند هفته سالم و متعادل است و دوباره بيمار مي‌شود ( شاملو، 1383 ).
” برخي از مبتلايان، اختلال افسردگي ماژور دارند و برخي اختلال ديس تايمي دارند. در اختلال افسردگي ماژور يك دوره افسردگي شديد و وجود برخي خصوصيات افسردگي مثل بي حالي و نااميدي حداقل براي دو هفته ظهور مي‌كند و در اختلال افسردگي ديس تايمي نشانه‌هايش مزمن تر و كمتر از نشانه‌هاي اختلال افسردگي ماژور است ” ( دبليو، 1383، ص 2.2 ).
اختلالات دو قطبي :
اختلال دو قطبي به معني ” نوسانات شديد خلقي كه يك يا چند دوره مانيا دارند ” ( دبليو، 1383، ص 2.3 ).
يكي ديگر از اختلالات خلقي است كه مشخصه اش نوسانات خلقي شديد مي‌باشد. در اين اختلال، يك يا چند دوره مانيا ( هيجان زدگي شديد و خوش بيني غير واقع بينانه ) رخ مي‌دهد ( دبليو، 1383 ).
علايم شايع در اين اختلال در نوع خفيف آن عبارتست از : اجتماعي بودن، فردي پر نيرو، با اعتماد به نفس خوش برخورد و پر كار مي‌نمايد در نوع حاد آن علايمي شامل خوشحالي زياد، سر حال بودن شديد، سرعت در تفكر تكلم و حالات هيجاني توام با حركات زياد جسمي است ( شاملو، 1383 ).
منظور از دو قطبي هم اين است كه شخص، افسردگي و مانيا دارد. اكثر دو قطبي‌ها چرخه‌هاي افسردگي آميخته با مانيا را تجربه مي‌كنند. كمتر از 10 درصد دو قطبي‌ها دوره‌هاي مانيايي بدون افسردگي دارند ( دبليو، 1383 ).
علايم شايع در اين نوع اختلالات عبارتند از :
1 ـ احساس عدم ارزش ( در دوره افسردگي ) 2 ـ دو
ري كردن از جامعه و غير اجتماعي بودن شديد.
3 ـ احساس ارزش داشتن زياده از حد ( در دوره مانيا ) 4 ـ خواب زياد و كم خوابي 5 ـ فعاليت زياد و عدم فعاليت كافي 6 ـ كم شدن توجه و دقت، همزمان با دقت زياد خلاقيت و توجه افراطي ( شاملو، 1383 ).

اختلال افسردگي و تعريف آن :
افسردگي نوعي نابهنجاري خلقي يا عاطفي است كه طيفهاي پايين آن را افراد عادي نيز در بعضي مواقع تجربه مي‌كنند. خود ما بعضي وقتها احساس غم و ملامت مي‌كنيم و حاضر نيستيم به هيچ كاري، حتي كارهاي لذت بخش دست بزنيم ( بيرامي، 1378 ).
افسردگي علت‌هاي متعددي دارد و همه افراد در اوقاتي از زندگي خويش افسردگي را تجربه كرده اند و زماني كه افراد با موقعيت‌هاي فشار زاي رواني مواجه مي‌شوند، طبيعي است كه دستخوش افسردگي و بيماري‌هاي رواني ديگر شوند، اما هنگامي كه علت محسوسي وجود نداشته باشد و شخص مدت زماني طولاني دستخوش افسردگي باشد اين حالت امري نابهنجار محسوب مي‌شود ( آزاد، 1378 ).
راهنماي آماري و تشخيصي اختلالات رواني ( DSM IV ) انجمن روان پزشكي آمريكا افسردگي را قسمتي از اختلالات خلقي در نظر گرفته است و اختلالات افسردگي را به سه دسته اختلال افسردگي اساسي، اختلال افسردگي خويي و افسردگي كه به گونه اي ديگر مشخص نشده است طبقه بندي كرده است، اختلال افسردگي اساسي با يك يا چند دوره اساسي ( يعني حداقل دو هفته خلق افسرده يا از دست دادن علاقه، به اضافه حداقل چهار علامت ديگر از افسردگي ) مشخص مي‌شود. اختلال افسرده خويي با حداقل دو سال خلق افسرده در بيشتر اوقات روز، همراه با علايم ديگري از افسردگي كه واجد ملاكهاي يك دوره افسردگي اساسي نيست، مشخص مي‌گردد.
اختلال افسردگي به گونه اي ديگر مشخص نشده است شامل اختلالاتي همراه با علايم افسردگي است كه واجد هيچ يك از اختلالات افسردگي، اختلال افسرده خويي، اختلال سازگاري همراه با خلق افسرده يا اختلال سازگاري همراه با اضطراب و خلق افسرده آميخته ( يا علايم افسردگي كه در مورد آنها اطلاعات كم يا متناقض وجود دارد ( نمي باشد ( بيرامي، 1378 ).
افسردگي متداول ترين نوع اختلالات نوروتيك است. بيش از 50درصد كل بيماران دچار مشكلات رواني، افسرده هستند. صفات بارز شخصيت افرادي كه مبتلا به افسردگي مي‌شوند، عبارت است از حساسيت زياد، اتكاي به ديگران، ناتواني در نشان دادن خشم مستقيم نسبت به محيط، خود آزاري به جاي سرزنش محيط، خود را ملامت كردن به دليل شكست‌ها و ناكامي‌ها، خجالت و درون گرايي افسردگي، وضع و يا حالت رواني است كه با علائمي مانند حزن و اندوه، احساس نااميدي، كاهش تمركز ( شاملو، 1383 ).
حس احترام به خود و سرزنش و تحقير خود در نظر و ارزيابي شخصي مشخص مي‌گردد. اين واژه يا به خلق اشاره دارد كه چنين وضعي مي‌باشد يا به بيماري عاطفي اطلاق مي‌گردد. علائم همراه اين اختلال كندي رواني حركتي و گاهي بي قراري شديد، آژيتاسيون، انزوا و كناره گيري از تماس با افراد و علائم دستگاه نباتي مانند بي خوابي و بي اشتهايي مي‌باشد ( بهرامي و معنوي،0 137 ).
تعريفي ديگر از افسردگي ” به طور كلي تعريفي كه از اين واژه به عمل آورده اند عبارت است از حالت ناشادي كه تحمل آن براي فرد دشوار بوده و اين حالت افسردگي توام با اضطراب مي‌باشد. اين دسته از شاگردان در كلاس حالت بي


دیدگاهتان را بنویسید