دانلود پایان نامه

کارائيب
آسيا
(چين، دوکره، مغولستان)
آفريقا
کشورهاي در حال توسعه
گروه سني
14
9
25
14
19-15
29
23
32
26
24-20
25
28
20
25
29-25
16
22
12
19
34-30
11
13
8
11
39-35
6
7
3
6
44-40

بر اساس يافته هاي اقبال شاه5 اکثر زنان جوان در آفريقا در مورد وسايل جلوگيري از بارداري اطلاعات کافي ندارند يا آنکه آن روشها دور از دسترس آنان است .
اقبال شاه مي افزايد که تعداد زيادي از سقط هاي نا ايمن در آفريقا در ميان زنان جوان ازدواج نکرده مي باشد و زنان آفريقايي سن جنسي زودتري دارند(همان،ص4).
براي آمريکاي لاتين و کارائيب اين مطالعه نشان مي دهد که بيش از نيمي از سقط هاي نا ايمن ميان زناني که 20 سال سن دارند رخ مي دهند و پيش بيني مي شود تعداد زيادي از زنان آمريکاي لاتين و کارائيب براي فاصلهگذاري بين تولدها دست به سقط هاي ناايمن مي زنند. همچنين در آسيا يافتهها نشان مي دهد سقط هاي نا ايمن اغلب بوسيله زناني بکار ميرود که قبلا بچه دار شدهاند و يا آنکه ميخواهند اندازه خانواده خود را محدود کنند (همان، ص4).
با توجه به اهميت مساله سقط جنين در سلامت و بهداشت زندگي زنان حقوق بشر مربوط به زنان در بر گيرنده حق آنها به کنترل و تصميم گيري مسئولانه راجع به اموري است که به جنسيت آنان و سلامت جنسي و فرزندآوري، فارغ از اجبار، تبعيض و خشونت مربوط مي باشد. مناسبات برابر ميان زنان و مردان در امور روابط جنسي وفرزند آوري، از جمله احترام کامل به حيثيت شخص مستلزم احترام و رضايت متقابل و مسئوليت مشترک نسبت به رفتار جنسي و پيامدهاي آن است و از طرفي سقط جنين هاي نا ايمن جان شمار عظيمي از زنان را تهديد مي کند که نشانگر مساله اي خطير در بهداشت عمومي است (همان،ص69).
طبق کار پايه و عمل پکن در چهارمين کنفرانس جهاني زن در 1994 پکن، زنان حق بر خورداري از بالاترين استاندارد قابل حصول سلامت جسمي و رواني را دارا مي باشند. سلامت عبارتند از حالت بهزيست کامل جسماني، رواني و اجتماعي، لذا صرفا به عدم بيماري يا معلوليت اطلاق نمي شود. روندي که زنان در پي روابط جنسي بي محافظ و فقدان اطلاعات و خدمات کافي مي گذرانند احتمال خطر آبستني ناخواسته را افزايش مي دهد و اقدام به سقط هاي نا ايمن افزايش مي يابد (کار پايه و اعلاميه پکن 1374،صص65 و67).
در ميان تحقيقات پيشين در مورد سقط جنين هاي ارادي، هاسفلد6 و ديگران(1995) طي مطالعه خود با عنوان ترديد و دودلي در ميان زناني که اقدام به سقط جنين کرده اند به اين نتيجه رسيدند که 30% از زنان مورد مطالعه در ترديد مانده بودند آيا سقط آنها تصميم درستي مي باشد يا خير. زناني که ترديد نداشتند عبارت(( ديگر بچه کافي ست)) را علت ختم حاملگي خود ذکر مي کردند. موضوع ترديد در تصميم گيري تحت تاثير عواملي چون سرمايه و امکانات شخصي، شغل و وظايف آموزشي و فشارهاي اجتماعي بود. دربيشتر موارد تصميم خاتمه حاملگي بوسيله مردان و شوهران گرفته شده بود.47% زنان عنوان کرده بودند که تحت شرايطي چون حمايت شريک و بهبود شرايط اقتصادي و اجتماعي و مشورت با آنها ترديد در فرايند تصميم گيري و ناراحتي و پشيماني بعد از سقط جنين آنها کاهش پيدا خواهد کرد.
تحقيق ديگري که توسط آلانسون و آستبوري7(1995)، انجام گرفته نشان مي دهد که ترديد بخش ذاتي از هر حاملگي است. اين مطالعه تاثير روان شناسانه اي از تصميم سقط جنين زنان ارائه مي دهد:
1-اکثر زنان تجربيات متنوعي از احترام به خود و کاهش اضطراب بعد از سقط جنين دارند.
2- تعدادي از زنان عنوان کردند که بدنبال سقط تجربيات احساسي دشواري را تجربه کردند.
3-تعدادي از زنان احساس کردند که در تصميم گيريشان مجبور يا محدود شده اند.
محققان دريافته اند زماني که زنان سقط را علاقه واقعي خود بدانند و اعتقاد به حقوقشان در کنترل باروري و بکار بردن روش ايمن و آسان داشته باشند در تصميم گيريشان بدون ترديد و راسخ تر خواهند بود.
-در تحقيق ديگري که توسط مانيکو و مورن8 (1982) تحت عنوان جنبه هاي روانشناسانه از سقط جنين انجام شده دلايل براي درخواست سقط شامل مشکلات اقتصادي، حاملگي هاي سخت قبلي، مشکلات خانوادگي، خواسته هاي شغلي، مشکلات که با بوجود آمدن فرزندان و احساس عدم اطمينان از آينده ايجاد مي شود مي باشد. . اين مطالعه نشان مي دهد کساني که سقط جنينشان را تکرار کرده اند سطح پاييني از آموزش و اطلاعات کمي از مسائل جنسي و تصوير تحقيرآميزي به مسائل جنسي، تمايلات مازوخيستي و تنبيهي نسبت به خود، بي ارادگي و رخوت و ديگر آسيب ها دارند. براساس اين تحقيق گفتگوهاي مشاوره اي بايد بازدارنده باشد و پاسخگويي اوليه بايد بوسيله يک پزشک و براي بيان خطرها و پيامدهاي جسمي و رواني بعد از سقط جنين به زنان صورت پذيرد.
در تحليل پديدارشناسانه اي ازسقط جنين که توسط پترسون9 و پل هيل10 و مالوي11 در سال 1994 صورت گرفته، هدف تحقيق فهم کلي از موضوع بحث بر انگيز سقط جنين از ديدگاه رفتار افرادي بوده است که آنرا بکار مي گيرند اين مطالعه نشان مي دهد وقتي که بحث تولد جنين در مقابل بحث سقط جنين قرار مي گيرد زنان استانداردهاي اخلاقي متفاوتي را بکار مي برند. مسئله حاملگي و رابطه جنسي بطور برجسته مورد توجه جوامع بوده و سقط جنين نشان دهنده يک مکان برخورد سمبليک براي بعضي ديدگاههاي جنجال برانگيز از اين موضوع مي باشد. محققان زيادي اعتقاد دارند که حالات ترجيح سقط جنين در مقابل مخالفت با سقط جنين که سقط را به عن
وان عمل بد در مقابل عمل خوب قرار مي دهد باعث ايجاد ترديد در جوامع و ترديد در خدمات سقط جنين به کساني که آن را بکار مي برند، شده است. در نهايت زنان بيان داشتند که در تجربه شان اغلب احساس مي کردند که حق انتخاب نداشته اند و درباره تصميم سقط شان همسران، شرکا و يا متخصصان و پزشکان انتخاب کرده بودند و احساس فقدان قدرت انتخاب باعث ايجاد واکنشهاي احساسي متناقض در زنان شده بود. در اين مطالعه نشان داده شده است زناني که در مورد تصميم شان ترديد داشتند با واکنش منفي از سوي خود نسبت به روش سقط جنين روبرو بودند. همچنين فقر و نيز غفلت از معالجه منجر به واکنش منفي (فيزيکي و عاطفي) در عملشان مي شود و در مقابل معالجه و طرز عمل صحيح منجر به تجربه مثبت براي زنان مي شود. در زناني که احساس مي کردند ترديد در تصميم سقط شان آنها را رها نکرده است يک احساس مسئوليت پذيري شخصي در مورد سقط جنين وجود داشته است. نهايتا اين بررسي نشان مي دهد که حمايت اجتماعي باعث مي شود زنان احساس درست بودن انتخابشان در طول فرايند تصميم گيري داشته باشند. در اين بررسي شکاف گسترده ميان افکار عمومي در مقابل تصميم گيري شخصي نشان داده مي شود و اينکه تصميم گيري شخصي ، استاندارد اخلاقي زنان که اساسا در افکار عمومي ناديده گرفته شده را انعکاس مي دهد. زناني که انتخاب و تصميم گيري شان را خود بر عهده مي گيرند با احساس بهتري انتخاب مي کنند که تصميم شان سقط جنين باشد و يا آنکه حاملگي خود را ادامه دهند.
گيليگان در کتاب با صدايي متفاوت12،( 1982 )، ازمصاحبه با زناني که بحرانهاي اخلاقي واقعي را حس
مي کردند و نمي دانستند که بارداري نا خواسته خود را ادامه دهند يا سقط جنين کنند يافته هايي ارائه مي دهد. در تحليل اين مصاحبه ها ،گيليگان شواهدي مبني بر تفاوت گرايش اخلاقي زنان و مردان عرضه کرد. در حالي که مردان به موضوع هاي مربوط به عدالت و حقوق توجه دارند زنان بيشتر به مسائل و موضوع هاي مربوط به مراقبت و نگهداري از ديگران و حفظ روابط بين فردي توجه دارند. معماي اخلاقي زن، يافتن تعادل صحيح بين ارضاي نيازهاي خود وارضاي نيازهاي ديگران است. ازتحقيق گيليگان اينچنين برداشت مي شود که ترسي در جامعه رايج است وآن اين است که آزادي زنان مي تواند منجر به رها کردن مسئوليت پذيري در روابط خانوادگي شود. اين ديالوگ ميان حقوق و مسئوليت هاي زنان در افکار عمومي مطرح است که در اختلاف نظر با زنان درمورد اينکه چگونه به مسئوليت ها و روابط شان فکر مي کنند تمرکز دارد و بيشتر مشکلات از تنش ميان اخلاقيات و قانون ناشي مي شود که تضميني را در حمايت از درخواست هاي فردي و اخلاق مسئوليت پذيري وتصميم گرفتن ميان خود و ديگري نمي دهند و همه زناني که مورد مصاحبه اين تحقيق قرار گرفته بودند بيان کردند، اختلافات مشابهي با افکار عمومي دارند افکار عمومي قضاوت وسيعي از خود پسندي در فکر زنان دارند.
بر اساس پيشينه هاي تحقيقي که ذکر شد زنان دلايل و اهداف و احساسات و ادراکات متفاوتي را براي انجام سقط جنين خود عنوان کرده اند. درتحقيقاتي که داخل ايران انجام شده بيشتر به مسائل حقوقي و بهداشتي و فقهي سقط جنين پرداخته شده و سقط جنين از نگاه زنانيکه آنرا انجام داده اند و تجربه آنرا دارند ديده نشده است. در اين تحقيق سعي مي شود از منظر زنان و با توجه به ادراکات و احساسات و بيان تجارب زنان به مطالعه سقط جنين هاي ارادي در ايران پرداخته شود.

اهداف تحقيق
– بررسي ويژگي هاي زمينه اي (جمعيتي-اجتماعي)، سن، تحصيلات و طبقه درآمدي زنان و ارتباط آن با سقط جنين زنان نمونه مورد مطالعه.
– بررسي ابعاد نگرشي و ادراکي: درک زنان از تجربه سقط جنين ارادي، دلايل وقوع حاملگي هاي ناخواسته ، دلايل زنان براي سقط جنين، درک زنان از عکس العمل افراد جامعه و اعضاي خانواده نسبت به سقط جنين، نگرش زنان نسبت به ميزان قدرت انتخاب آنها در روش جلوگيري از بارداري و سقط جنين، نگرش مذهبي زنان در فرآيند تصميم گيري سقط هاي ارادي.
– بررسي روشها و هزينه ها: چگونگي استفاده از وسائل پيشگيري از بارداري، نوع روش سقط جنين ( بهداشتي، غير بهداشتي)، طريقه آشنايي و کسب اطلاعات در مورد روشها و افرادي که مبادرت به انجام سقط جنين مي کنند. و هزينه انجام سقط جنين.

تعريف مفاهيم
با توجه به مباني نظري مورد استفاده در اين تحقيق آزادي اراده و کنترل بر بدن مفاهيم زير تعريف مي شوند:
– باروري: توان زن براي فرزندآوري. استدلال نظريه فمينيستي اين است که باروري يک مساله شخصي صرف در حيطه خصوصي يا زيست شناختي زنان نيست، بلکه درون مناسبات قدرت جنسي روي مي دهد. باروري حوزه مورد منازعه است زيرا تقسيمات جنسيتي و مقام زن در جامعه تاثير مستقيمي بر روش هاي کنترل باروري دارند. از دهه 1970 زنان فمينيست فعال باروري را از حوزه خصوصي بيرون آوردند و در متن سياسي قرار دادند. مورخان جمعيت شناس فمينيست نشان مي دهند در جوامعي که قدرت زنان زياد است( براي نمونه در خويشاوندي مادر تباري) زنان باروري خود را کنترل مي کنند و در جوامعي که باروري منشاء اصلي کسب حيثيت براي زنان است شيوه هاي کنترل باروري کمتر در دسترس زنان قرار دارد(هام و ديگران، 1382، ص 166).
– حاملگي ناخواسته: چنانچه زوجين يا يکي از آنها تصميم به بچه دار شدن نداشته اند و يا همزمان با استفاده از روشهاي پيشگيري از بارداري حامله شده اند، بارداري به وقوع پيوسته را بارداري برنامه ريزي نشده و نا خواسته مي
نامند. منظور از باروري برنامه ريزي نشده در اين بررسي باروري زنان 49-15 ساله اي است که در طول زندگي مشترکشان در معرض بارداري نا خواسته قرار گرفته بودند که فرد در آن زمان قصد حاملگي نداشته و يا ممکن است فرد نه در آن زمان و نه در آينده مايل به بچه دار شدن نباشند باروري ناخواسته تحت عواملي مانند: تعداد فرزندان ايده ال، سن مادر، تحصيلات مادر، نحوه استفاده از وسائل جلوگيري از بارداري، به وقوع مي پيوندد (رج .پورذکريا، 1381).
– سقط جنين: به ختم بارداري به هر علتي قبل از اينکه جنين قدرت زندگي در خارج از رحم مادر را يافته باشد اطلاق مي گردد، معمولا اين زمان را قبل از هفته بيستم بارداري و وزن جنين را زير 500 گرم ذکر مي کنند( شمشيري ميلاني، 1384،ص459).
– سقط جنين ارادي: متوقف کردن بارداري، منظور سقطي است که يا بدليل مسائل پزشکي از جمله تهديد جان مادر و يا تشديد بيماري مادر صورت گيرد و يا آگاهانه شخص نسبت به زن باردار باعث سقط جنين وي شود خواه اين عمل به منظور سقط کردن جنين باشد يا اتفاقا منجر به سقط جنين گردد. به سقط جنين با وجود دلايل پزشکي سقط درماني اطلاق مي شود و سقطي که توسط مادر با دستکاري رحم و خوردن دارو و ضربه عمدي انجام شود يا توسط پزشک و اشخاص ديگر غير از مادر، با ترغيب وي به سقط جنين صورت گيرد سقط جنايي مي گويند(نوذري فردوسيه، 1384، ص 51-50).

– روشهاي جلوگيري از بارداري
از جمله روشهاي جلوگيري از آبستني عبارتند از: جلوگيري طبيعي، جلوگيري از راه خوراکي(قرص و تزريق)، آيودي، کاندوم، نازا کردن زن، قرص روز بعد و وازکتومي( عقيم کردن مردان). سقط جنين، روش کنترل مواليد در ميان زنان طبقه کارگر توصيف مي شود. ديافراگم نخستين شکل عملي پيشگيري بود که زنان خودشان مي توانستند آنرا بکار برند و در ضمن اولين روش مجزا کردن رابطه جنسي از توليد مثل محسوب مي شد. در قرن بيستم جلوگيري از آبستني بيش از آنکه بصورت ابزاري براي آزاد سازي زنان مطرح شود به منظور کنترل رشد جمعيت( تنظيم خانواده)، مورد تاکيد قرار گرفت و همواره مسئوليت پيشگيري بر عهده زنان بود. فمينيست ها در حال حاضر به ويژه از زمان استفاده قرص تا حدي جلوگيري از آبستني را مي پذيرند ولي مسئوليت و خطرات پزشکي آنرا مورد انتقاد قرار مي دهند (هام و گمبل، 1382، ص95).
روشهاي سقط ارادي
1-روشهاي بهداشتي سقط شامل :روشهاي داروئي( خوراکي-تزريقي) و روش جراحي (کورتاژ وساکشن).
2-روشهاي غير بهداشتي که شامل: روشهاي خطرناکي مانند پريدن از بلندي، بلند کردن وسائل سنگين، استفاده از داروها و سموم، خشونت هاي جسماني و دستکاري ناحيه اي با مواد شيميايي در گردن يا داخل رحم مانند سديم، استفاده از داروهاي گياهي و … مي باشد.

مشکلات جمع آوري داده هاي کيفي
با توجه به تابو بودن سقط جنين در جامعه ما امکان تحقيق در اين حوزه مطالعاتي همراه با مشکلات فراواني مي باشد. در تحقيق حاضر مهمترين مساله، پيدا نمودن زناني بود که تجربه سقط جنين هاي ارادي داشتند و به دليل تابو بودن سقط جنين پيدا نمودن نمونه هاي اين تحقيق با مشکلات فراواني همراه بود. تعدادي از زنان که با روش گلوله برفي انتخاب شده بودند با معرفي دوستان، طبق قرار قبلي مورد مصاحبه قرار گرفتند. تعدادي از زنان با ضبط شدن صحبت هايشان مخالف بودند و چون مصاحبه همراه با درد دل و همدلي ميان مصاحبه شونده و محقق بود با رعايت نکا


دیدگاهتان را بنویسید