دانلود پایان نامه

مقدمه:
اين پايان نامه براي تحليل سقط جنين هاي ارادي در ايران و با استفاده از روش شناسي کيفي و پديدارشناسانه به نگارش درآمده است. با توجه به تحولات اقتصادي و اجتماعي چند دهه اخير، استفاده از سقط جنين هاي ارادي در ايران بعنوان ابزار مکمل تنظيم خانواده در آمده است و بعنوان آخرين راه حل براي کنترل باروري بويژه ناخواسته آن مي باشد. بر اساس برآورد غير مستقيم سقط جنين هاي ارادي در ايران( آقاياري:1384، 34)، بطور متوسط هر زن ايراني تا پايان دوران باروري خود کمي کمتر از 1 مورد سقط جنين ارادي را تجربه مي کند(89/0)، که بيشتر اين سقط ها غير بهداشتي و غير قانوني است که متعاقب آن مرگ و مير مادران و بيماريهاي ناشي از سقط هاي نا ايمن را به خود اختصاص مي دهد. در راستاي درک پيامدهاي خطرناک جسمي و روحي و مسائل مربوط به سقط جنين هاي ارادي که زنان با آن مواجهند، با استفاده از روش تحقيق کيفي(مصاحبه عميق)، سعي مي شود تا با به ميدان آوردن زنان به آنچه در اين مورد ناديده گرفته شده و مسائل مربوط به تجربه واقعي آنها از سقط جنين هاي ارادي بپردازد و با درنظر گرفتن عوامل اجتماعي و اقتصادي و روحي_رواني تاثير گذار، به سقط جنين بعنوان يک پارادايم اجتماعي در نظر گرفت. مناسب ترين روش براي مطالعه سقط جنين از منظر زنان، روش پديدار شناسانه است که تاکيد بر تجربه زيسته زنان در مورد سقط ارادي شان مي باشد. مطالعات انجام شده بيشتر پيرامون مسائل حقوقي و فقهي و پزشکي سقط جنين هاي ارادي بوده است و ديدگاه زنان بعنوان کساني که آن را تجربه مي کنند و در زندگي اجتماعي با مسئله آن مواجهند، مورد توجه نبوده است. پايان نامه حاضر در راستاي رسيدن به شناخت تجربه زنان از سقط جنين هاي ارادي در 5 فصل تهيه شده است: در فصل اول به بيان مساله و اهميت موضوع مورد بررسي و شيوع سقط جنين پرداخته مي شود. در فصل دوم پيشينه بررسي در جهان و ايران و تاريخچه مختصري از سقط جنين و تاريخچه روشها و متدهاي سقط جنين در جهان و ايران ارائه مي گردد. در بخش پاياني فصل دوم چارچوب نظري مطرح مي شود. در فصل سوم روش شناسي تحقيق و جامعه آماري و نمونه تحقيق و در فصل چهارم يافته هاي مصاحبه در بخش( توصيف جداول) و صحبت هاي زنان در مصاحبه آورده مي شود. در فصل پنجم خلاصه و نتيجه گيري طرح مي گردد.

بيان مساله و پيشينه تحقيق
باروري بعنوان ظرفيت زيست شناختي زنان براي توليد مثل است. زنان هميشه مظهر قدرتهاي مولد و زايش بوده اند (فريدمن،1383،ص37). براي قرنهاي متمادي منزلت اجتماعي زن و پايگاه زن در درون خانواده بر اساس باروري اش تعيين مي شد و فرزندان در خانواده منبع مهم حمايت اقتصادي و اجتماعي از والدين به شمار مي رفتند. از ابتداي قرن بيستم الگوي سنتي خانواده با شتاب گرفتن روند تحولات اقتصادي و اجتماعي تدريجا رو به تغيير نهاد و اين تحولات بر بافت سنتي خانواده تاثيرات مهمي گذاشت، عواملي مانند: فرصت هاي آموزشي و تحصيلي براي زنان، افزايش دسترسي به وسائل پيشگيري و اشتغال جديد فعاليت اقتصادي زنان اثرات بازدارنده اي بر باروري داشت (عباسي شوازي و عسگري ندوشن،1384، صص34-33).
يافته هاي تجربي نشان مي دهدکه تغيير قابل توجه رفتار باروري مي تواند تا حد زيادي ناشي از تغييرات عمده ارزشي و نگرشي افراد در زمينه هايي چون تشکيل خانواده و ايده ال هاي فرزندآوري باشد(احمدنيا، 1383، ص 197). بر اساس تحقيق عبداللهيان(1383)، ارزش فرزندآوري طي روند عقلاني کردن نهاد ازدواج و روابط زناشويي دستخوش تغيير شده است. حدود90% از افراد مورد بررسي در تحقيق فوق اعتقاد داشتند که داشتن يک يا دو فرزند تعداد ايده آلي است و تنها 2% از افراد داشتن بيش از سه فرزند را ايده آل دانسته اند. اين امر نشان دهنده آن است که ديدگاههاي سنتي در خصوص تشويق به داشتن فرزند بيشتر عموميت بسيار کمي دارد.
طبق محاسبات ميزان باروري در ايران، سطح باروري از 4/6 فرزند بطور متوسط براي هر زن در سال1365 به 8/2 فرزند در سال 1375 کاهش مي يابد و امروز باروري در ايران نزديک به 1/2 فرزند بطور متوسط براي هر زن مي باشد( فولادي، 1383، ص 290).
از ديرباز شايع ترين روشها براي کاهش کنترل مواليد و جلوگيري از تولد فرزند ناخواسته سقط
جنين هاي ارادي بوده است. باروري نا خواسته به معناي آن است که زوجين يا يکي از آنها تصميم به بچه دارشدن نداشته اند و يا همزمان با استفاده از روشهاي پيشگيري از بارداري حامله شده اند. در بارداري ناخواسته زنان بار مسئوليت فيزيکي، عاطفي و درد و رنج حاصل از حاملگي نا خواسته را متحمل
مي شوند، تصميم گيري براي زنان در اين مورد که حاملگي را تا پايان دوره ادامه دهند يا سقط را انتخاب کنند کار بسيار دشواري است و زماني که انتخاب او سقط باشد با يک کشمکش مداوم مواجه شده و در تمام اين دوره ممکن است مرحله گوناگوني از نگراني، افکارپريشان کننده، عصبانيت و افسردگي را تجربه کنند ( پورذکريا،1381، ص7) از آنجايي که مادري نقش طبيعي و مطلوب براي زنان تعريف شده، سقط جنين در حاملگيهاي نا خواسته را اغلب کاري غير طبيعي و فجيع مي دانند چون تصور مي شود که آنان بايد فرزند بخواهند (آبوت و والاس،1376 ، ص185). سقط جنين ارادي به بيرون راندن ارادي محصول حاملگي قبل از پايان هفته بيستم حاملگي اطلاق مي شود به گونه اي که جنين زنده يا قابل زيستن نباشد(شمشيري ميلاني،1384، ص 459 ).
در کشور ايران نيز همراه با تحولات اقتصادي
واجتماعي چند دهه اخير استفاده از سقط جنين هاي ارادي در کنار روشهاي ديگر جلوگيري از بارداري بطور چشمگيري افزايش يافته و سقط جنين به عنوان ابزار مکمل تنظيم خانواده در آمده است. با آنکه سقط جنين به عنوان يکي از عوامل مهم تاثير گذار روي سلامت مادر و بطورکلي زنان هر جامعه اي است در بيشتر کشورهاي در حال توسعه بويژه در آنهايي که سقط جنين به نحوي ازانحا با حساسيت اجتماعي و مذهبي و نيز موانع قانوني همراه ميشود اطلاعات و داده هاي معتبر و موثقي در دست نبوده و در بيشتر موارد جمع آوري اطلاعات در مورد سقط جنين چه از نوع مطالعات پيمايشي و چه از نوع گزارشهاي رسمي و يا کلينيکي از عدم دقت در اطلاعات رنج
مي برد. بر اساس پژوهش برآورد غير مستقيم نرخ سقط جنين عمدي در ايران که توسط آقاياري (1384 ) انجام گرفته ميزان سقط جنين کل براي کشور ايران حدود 93/. مورد در طول دوران باروري هر زن برآورد شده است، که ميزان سقط جنين عمدي در کل نقاط شهري در حدود93/. (کمي کمتر از 1) و در نقاط روستائي کشور بطور متوسط در حدود 89/. برآورد شده است. بطور متوسط هر زن ايراني تا پايان دوره باروري خود با فرض رواج باروري طبيعي کمي کمتر از يک مورد سقط جنين عمدي را تجربه مي کند. قرار گرفتن کشور ايران در دوره گذار جمعيتي در سالهاي اخير که در آن از سقط جنين در زمان شکست روشهاي پيشگيري بعنوان آخرين راه حل براي کنترل باروري بويژه ناخواسته آن استفاده |
مي شود دليلي بر تجربه ميزان بالاي سقط جنين عمدي در کشوربوده است(آقاياري،1384، ص34).
بر اساس آمار ارائه شده توسط وزارت بهداشت درمان وآموزش پزشکي در ايران، ساليانه 80 هزار سقط صورت مي پذيرد که بيشتر آنها غير بهداشتي وغير قانوني مي باشد که گزارشات بالائي از سقط هاي غير بهداشتي و متعاقب آن مرگ و مير مادران و بيماريهاي ناشي از سقط هاي نا ايمن را به خود اختصاص
مي دهد(آخوندي و بهجتي اردکاني، 1381،ص18).
در بخشي از تاريخچه کشورها مواردي که سقط جنين مجاز شمرده مي شود شامل موارد زير مي باشد:
-دخالت در حفظ سلامت زنان (در زمينه حفظ حيات)
-حفظ سلامت جسمي زنان
-حفظ سلامت رواني زنان
-خاتمه دادن به حاملگي هاي ناشي از تجاوز يا زناي با محارم
-حدس اختلال در جنين
خاتمه دادن به حاملگي به دليل اجتماعي يا خانوادگي(سازمان ملل،2002،ص8).
در حالي که اکثر کشورهاي توسعه يافته از جمله استراليا، دانمارک، فرانسه، آلمان، ايتاليا و روسيه همه اين کدها را در مورد اجازه سقط جنين پذيرفته اند. کشورهايي چون افغانستان، الجزاير، آنگولا، بنگلادش، شيلي، ايران، عراق و پاکستان در بيشتر موارد با اين موارد مخالف اند و اين در حالي است که رقم سقط جنين غير قانوني و مرگ مادران در اثر سقط هاي ناايمن در کشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته بسيار بالاست(سازمان ملل،2002).
در کشورهايي که قانون اجازه سقط جنين را نمي دهند زنان متمول مي توانند در شرايطي سالم و ايمن جنين خود را سقط کنند اما زنان روستايي و يا زنان فقير با رجوع به افراد ناکار آزموده و غير متخصص جان خود را به خطر مي اندازند (آلن گاتمچر، 1995،ص32).
شيوع سقط جنين هاي ارادي ميان زنان ايراني آشکار مي سازد که بايد به اين پديده بعنوان مساله اجتماعي نگريست که علي رغم تحريم و منع قانوني و عرفي آن، زنان در برابر حاملگي هاي ناخواسته و بدون برنامه ريزي خود، به دلايل اقتصادي، اجتماعيو روحي_ رواني بدان مبادرت مي ورزند. از آنجايي که اغلب سقط جنين هاي ارادي خارج از نظام قانوني صورت مي گيرد گاه زنان خود را در معرض شرايط خطرناک و ناسالم قرار مي دهند و پيامدهاي جسمي، روحي، رواني آن شامل حال زنان مي شود. در راستاي درک پيامدهاي خطرناک جسمي و روحي و مسائل مربوط به سقط جنين ارادي که زنان درگير با آن مي باشند و آنرا تجربه مي کنند، سوال اصلي تحقيق حاضر اين است که درک و تجربه زيسته1 زندگي آن دسته از زنانيکه سقط جنين ارادي داشتند چگونه قابل فهم و شناخت است؟ آيا تجربه سقط جنين براي اين دسته از زنان درک منحصر به فردي از اين تجربه به بار آورده است؟ تا از اين طريق به شناخت کيفيت سقط جنين زنان، دلايل و ترجيهات زنان براي سقط، قدرت انتخاب آنان در تصميم گيري، نگرشهاي مذهبي شان نسبت به سقط جنين و واکنش زنان به تحريم و سکوت آن بپردازد. اين مطالعه در پي آنست که هنجارها و ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي پنهان در رابطه با سقط جنين هاي ارادي که هم جامعه و هم خانواده در قبال آن سکوت اتخاذ کرده اند را روشن سازد و با در نظر گرفتن زنان به آنچه که در اين مورد ناديده گرفته شده و مسائل مربوط به تجربه واقعي آنان از سقط جنين بپردازد. درنهايت بايد با در نظر گرفتن عوامل اجتماعي و اقتصادي و روحي_رواني تاثير گذار بر سقط جنين و اثرات منفي سقط هاي نا ايمن بر سلامت زنان به آن به عنوان پارادايم اجتماعي و نه صرفا حقوقي و ديني نگريست. هدف اين تحقيق آنست که با نگاه زنانه به سقط جنين به ابعاد پنهان اين مساله اجتماعي پرداخته شود و به نحوي از آنحا سکوت تابويي آن شکسته شود. در نتيجه يک مطالعه ژرفانگر و پديدار شناسانه براي درک تجربه زيسته زنان بهترين راه بررسي ابعاد پنهان اين مساله مي باشد تا از اين طريق با تاملي بيشتر بر جنبه هاي پنهان سقط ارادي راهکارهايي جهت برخورد صحيح با اين معضل تهديد کننده سلامت زنان فراهم شود تا در صورت حاملگي ناخواسته با تصويب قوانين تدابيري براي بهداشتي و ايمن نمودن آن انديشيده شود چرا که زنان اولين قربانيان س
قط هاي غير قانوني و ناايمن اند.

شيوع سقط جنين
بطور کلي هر ساله در جهان تقريبا 210ميليون زن حامله مي شوند و 130ميليون از آنها کودکان زنده بدنيا مي آورند و در حدود 80 ميليون از حاملگي ها بدون برنامه ريزي است. بعضي از زنان دوره حاملگي‏شان را ادامه مي دهند در حالي که گروهي ديگر بطور غير ارادي دچارسقط جنين مي شوند و گروهي ديگر بطور ارادي سقط جنين مي کنند (سازمان جهاني2 بهداشت، 2004، ص 1)
برآوردها نشان مي دهد هرساله 45 ميليون از حاملگي ها (4/12%)، بطور ارادي خاتمه داد مي شوند که 26 ميليون از آنها (7/57%)، بطور قانوني و 19ميليون از آنها (3/42%) خارج از سيستم قانوني انجام
مي شود (2004 ص1).
مواردي که خارج از حوزه نظارت قانوني صورت مي گيرد اغلب بوسيله افراد غير متخصص و يا تحت شرايط غير بهداشتي و يا در شرايطي مشابه صورت مي گيرد. اين نوع سقط جنين ها که از آنها بعنوان سقط هاي نا ايمن ياد مي کنند نوعي غفلت از مشکلات در زمينه مراقبت از سلامت و تندرستي در کشورهاي در حال توسعه در نظر گرفته مي شود و که بوسيله بي کفايتي افرادي که اقدام به اين امر
مي کنند و روشهاي مخاطره آميز و وسايل غير بهداشتي اي که بکار مي برند مشخص مي شود. بعبارت ديگر زناني که به افراد غير ماهر و وسائل غير بهداشتي پنهاني مراجعه دارند، سلامت و تندرستي شان به خطر مي افتد. سقط جنين نا ايمن ممکن است بوسيله خود زن صورت بپذيرد و يا بوسيله افرادي که تخصص پزشکي ندارند و يا بوسيله يک پزشک در تحت شرايطي صورت بگيرد که غير بهداشتي است. سازمان بهداشت جهاني شرايط ناسالم سقط را اينگونه تعريف مي کند: انجام کورتاژ و سقط جنين توسط فرد ناکارآزموده و فاقد تخصص لازم و يا در شرايطي که فاقد امکانات پزشکي لازم است و يا هر دوي آنها (همان،ص1).
سازمان بهداشت جهاني تخمين مي زند که هرساله نزديک به 68 هزار زن در جهان بخاطر سقط هاي نا ايمن جان خود را از دست مي دهند و در حدو د 99درصد از اين زنان در کشورهاي در حال توسعه زندگي مي کنند، جايي که سقط جنين در آن به وسيله قانون محدود شده وفاقد سرويسهاي مراقبت از سلامت مادران مي باشد(مسکه3،2006،ص2). در مجموع آن کساني که بخاطر سقط هاي نا ايمن جان خود را از دست مي دهند دهها نفر ازهزاران افرادي اند که رنجهاي مزمن و جبران ناپذيري را بخاطر سقط هاي نا ايمن متحمل مي شوند که حتي منجر به نازايي تعدادي از زنان مي شود (سازمان جهاني بهداشت، 2004: ص2).
علت اينکه سقط جنين بطور قانوني در بسياري از کشورها محدود شده، بدليل آنست که سطح زياد حاملگي هاي نا خواسته، احتمال سقط هاي نا ايمن را افزايش مي دهد (همان،ص4).
براساس جدول شماره 1 به گفته چاوکين4 که درکلينيک بهداشت جمعيت و خانواده در کلمبيا مشغول به کار بوده است، 25درصد از سقط جنين ها در آفريقا در ميان زنان نوجوان رخ مي دهد در مقايسه با 14درصد در آمريکاي لاتين و کارائيب و 9درصد از اين گروه سني در آسيا ،زنان سنين 30 سال و بالاتر. 23درصد از سقط هاي نا ايمن را درآفريقا به خود اختصاص داده اند در حاليکه در آسيا 42درصد از سقط هاي نا ايمن را اين گروه سني به خود اختصاص دادهاند و در آمريکاي لاتين و کارائيب اين رقم 34درصد ميباشد (مسکه،2006،ص2).

جدول شماره 1- 1- تخمين درصد سقط جنين هاي نا ايمن براي گروهاي سني در مناطق مختلف
آمريکاي لاتين و


دیدگاهتان را بنویسید