بیشتر چاقیا و اضافه وزن ها می تونن به وجود اومده به وسیله استرس باشن و نگرانی و استرس افراد رو به سمت یخچال و مصرف غذا میکشونه بعضی آدما به صورت ناخواسته همیشه در حال زیاد شدن وزن هستن

 مریضی ۴۳ ساله با قدی ۱۶۰ سانتی متر و وزن ۸۵ کیلوگرم داشتم. پوستی سفید و تیپی بلوند داشت، همراه با چهره ای آروم که کمی مضطرب به نظر می رسید.

در اول مصاحبه به طور کامل معلوم بود که راحت نیس. سوالات منو با بله و خیر جواب می داد و از پاسخای طولانی دوری می کرد. شکایت اصلی اش چاقی بود. می گفت رژیمای لاغری زیادی رو امتحان کرده اما هر کدوم فقط در اول جواب داده و پس از چند ماه تلاش با شکست مواجه شده. از نوجوونی اضافه وزن نداشته اما بعد از فوت مادرش پرخوری عصبی پیدا کرده و از اون موقع دیگه نتونسته وزنش رو کم کنه.

از وضعیت معده و روده اش پرسیدم. اون گفت سال هاست که یبوست داره اما این موضوع زیاد براش آزاردهنده نیس و تقریبا به اون عادت کرده. وضع زانوهاش هم عالی نیس و موقع برخواستن از جاش ترق و توروق می کنه.

سوال بعدی من در مورد دوران کودکی اش بود. جواب این بود که در بچگی زیاد سرما می خورده و به خاطر همین لوزه سومش جراحی شده. خواب خیلی خوبی هم نداره و صبحا نمی تونه مانند دیگر اعضای خونواده سرحال و خنده رو باشه چراکه شبا دیر خوابش می بره و معمولا دچار کابوس می شه.

از وضعیت عمومی بدنش جویا شدم. گفتم سرماییه و بهتر می دونه بدنش رو بپوشونه و بیشتر از همه از احساس سرما در سر و پاهاش شاکیه.

اهل ورزش پیاده روی هم نیس و با کوچیک ترین فعالیت شدیدا عرق کرده و احساس ضعف و خستگی شدیدی به اون دست میده. اشتهایش زیاده و اگه موقع گرسنگی بدون این دست اون دست کردن چیزی نخورد دچار ضعف شدید و لرزش بدن می شه. احساس خالی بودن و دلشوره در معده و شکم هم باعث می شه مرتب سر یخچال بره و به غذاها و خصوصا شیرینی جات ناخنک بزنه.

با بررسی نتیجه آزمایش هاش فهمیدم که کم خونی ناچیز هم داره که به خاطر اون بارها قرص آهن و فولیک اسید مصرف کرده که موقتا حالش رو بهتر کرده. تیروییدش کم کار نیس اما یه دوره به پیشنهاد یه دکتر متخصص قرص لووتیروکسین خورده و دوباره قطع کرده.

از اون پرسیدم بیشترین نگرانی شما چیه؟

جواب روشن بود. اون شدیدا نگران سلامتی دو بچه، شوهر و پدرش بود. نگرانی اون به اندازه ایه که اطرافیانش می گن از کاه کوه می سازه. مثلا اگه شوهرش از منزل بیرون بره و جواب تلفنش رو نده، بدون این دست اون دست کردن تصور می کنه که تصادف کرده.

اون آدم مضطربیه و حتی وقتی اتفاقی هم نیفتاده، بی دلیل دلشوره داره. مرتب به اعضای خونواده اش زنگ می زنه تا از سلامت اونا اطمینان حاصل کنه. این دلشوره معمولا دم دمهای غروب با شروع تاریکی هوا به بالاترین درجه خود می رسه.

عامل دیگری که اونو بسیار نگران می کرد، موضوع اضافه وزن و سلامتی اش بود. اون تموم سایتا، مجلات و کتابای مربوط به چاقی و شکلای جور واجور رژیمای درمانی رو بارها خونده اما باز نگران اینه که نکنه چاقی اش درمان نشه و بدتر از همه تازگیا به این موضوع فکر میکنه که ممکنه مانند مادرش سرطان سینه بگیره. اون به این منظور هرساله چکاپ میره اما بازم از نگرانی هاش کم نمیشه. یعنی، اعتمادبه نفس خوبی نداره و به قول  همسرش فقط به فکر اطرافیانه و واسه خودش قدمی برنمی داره.

هومیوپاتی و درمان چاقی

هومیوپاتی واسه درمان چاقی راه حل خاص ای داره. در این روش اصلا از داروهای ضداشتها و یا چربی سوز استفاده نمی شه. بلکه هدف پیداکردن دلیل افزایش وزنه. به طور مثال در مورد مریض فوق دلیل چاقی کاهش شدید سوخت و ساز به دلیل استرسا و تنشای روانی بود. تنشایی که ریشه در کودکی مریض داشت. پرخوری عصبی هم نمادی از نیاز به مادر بود که هنوز به طور کامل سیراب نشده بود و مریض رو وا می داشت با خوردن غذا به طور ظاهری به سینه مادر پناه ببره.

داروی کربنات کلسیم هومیوپاتیک واسه مریض تجویز شد.

مریض یه ماه بعد از ویزیت:

یبوست تا حد قابل قبولی بهتر شده. نگرانیای بی موردی داشتم که بیشتر در زمان گرک و میش هوا سراغم می اومد و من از یاد بردم به شما بگم. این حالت استرس باعث می شد من سراغ یخچال بروم. اما در ماه گذشته دیگه خبری از این دلشورها نبود.

ماه دوم:

انرژی ام خیلی بهتر شده. روزانه نیم ساعت پیاده روی می کنم. دکتر قبلا تعجب می کردم مردم چیجوری اینقدر راه می رن، اما الان احساس می کنم دوست دارم راه بروم و حتی کمی ورزش کنم.

ماه سوم:

وزنم از ۸۵ به ۸۰ کیلوگرم رسیده. هیچ رژیم غذایی خاصی ندارم. اما تمایلی هم به زیاد خوردن ندارم و امیدوارم در چند ماه آینده به وزن ایده آل برسه.

منبع :

جمع آوری به وسیله بخش تغذیه سالم زندگی سالم سایت آکا